بررسی مطبوعات چاپ کابل 26 سنبله 1396
"کشتار مسلمانان در میانمار لکه ی ننگی بر تارک غرب و سازمان های حقوق بشری"، "سرنوشت صلح با طالبان در قالب استراتژی دونالد ترامپ" عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است که در ادامه میخوانید:
روزنامه انصار با یادداشت "کشتار مسلمانان در میانمار لکه ی ننگی بر تارک غرب و سازمان های حقوق بشری" چنین نوشته است :
مصیبت کشتار مسلمانان بیپناه و مظلوم میانمار را بهواقع باید (نمایشگاه بیشرمی محافل و مجامع جهانی و بهاصطلاح حقوق بشری) نامید.
این سبعیت بیسابقه که همچون لکه ننگی بر تارک غرب و سازمانهای حقوق بشری نمایان شده، ازآنجا ریشه میگیرد که معیار تأمین منافع نامشروع آنها، نه از طریق اخلاق و انسانیت، بلکه با توسل به هر روش ممکن است و هر کس با این منافع در تضاد باشد، باید سرکوب شود. با این منطق، ارتکاب هر جنایتی در این راستا چه توسط خودشان یا عوامل آنها، مجاز، بلکه لازم است. معیار دیگری که مکمل معیار نخستین محسوب میشود، این است که جنایتهای صورت گرفته را با عناوین جذاب و پرطمطراقی مثل دفاع از دموکراسی، صلح و حقوق بشر بزککرده و به خورد مردم دنیا بدهند و از سوی دیگر، هر مبارزه به حقی را با اتهاماتی همچون تروریسم و دیکتاتوری مواجه سازند. این دو اصل، تکمیلکننده یکدیگرند و لذا از دولتهای غربی و نهادهای تحت امر آنها چیزی بیش از رویکردی که امروز شاهد آن هستیم؛ یعنی سکوت و انفعال خفتبار در قبال نسلکشی مسلمانان، انتظار نمیرود.
انصار می افزاید :
دولتهای غربی مدعی دفاع از حقوق بشر، حتی محکمه شدن یک فردی از طرفداران خود در گوشهای از جهان مستقل را برنمیتابد و تا حد حمایت علنی از زبان دولتهـای آنها پیش میروند اما از حمایت هزاران مسلمان میانماری بیگناه که کشته و آواره شدهاند، پرهیز میکنند؛ زیرا تنها جرمی که سازمانهای متبوع غربی را از حمایت آنها بر حذر میدارد، مسلمان بودن آنهاست. کافی بود که فقط یکی از این آوارگان و کشتهشدگان میانمار، اروپایی یا امریکایی بود تا همه رسانههای غربی، ذبح شدن حقوق بشر را فریاد و در صورت نیاز، حتی نیروی نظامی هم به آن کشور اعزام کنند!
حمایت بیشرمانه غرب از کودککشی رژیم صهیونیستی در لبنان و فلسطین تحت عنوان (حق دفاع از خود) در جریان جنگ 51 روزه غزه، نمونه دیگری از قربانی شدن انسانیت در مسلخ حقوق بشر غربی است. درست وقتیکه جنایات صهیونیستها در هدف قرار دادن مکاتب و بیمارستانهای غزه با بمبهای فسفر سفید در جریان بود، سردمداران غرب به دفاع از این جنایات در سازمان ملل و محافل خبری میپرداختند و زمانی که ذخیره سلاح صهیونیستها رو به اتمام بود، درب انبارهای سلاح خود را به روی ارتش کودککش اسرائیل بازکرده و مایحتاج آنها را باسخاوت تأمین نمودند.
تأسفبار اینکه وقتی رزمندگان حماس و جهاد اسلـامی در دفاع از خود، شهرهای صهیونیستها را با موشک هدف قرار میدادند، رسانههای غربی با رپورتاژ گسترده از مجروح شدن یا هلـاکت چند صهیونیسم، چنان فضایی را ایجاد کردند که گویی فلسطینیها متجاوز و صهیونیستها قربانی هستند! اکنون همان دستگاههای هوچیگر و دروغپرداز، در مقابل جنایتی بیسابقه در مرئی و منظر جهانیان خفقان گرفتهاند و کمترین اشارهای به حقایق تلخ این روزهای مسلمانان روهینگیا نمیکنند.
و روزنامه ی ماندگار در مطلبی تحت عنوان "سرنوشت صلح با طالبان در قالب استراتژی دونالد ترامپ" چنین نوشته است:
بطنِ استراتژی جدید دونالد ترامپ کمترین حکایت از ادبیاتِ صلح در خصوص گفتوگو با طالبان دارد و این راهبرد، سر تا پا با عبارات جنگ و نظامیگری گره خورده است. حضور درازمدت نظامی امریکا در حوزۀ ژئوپلیتیک افغانستان هرچند در چارچوب ژئواستراتژی نظم نوین امریکا تعریف پیدا میکند و عدم قید زمان در راهبرد تازۀ امریکا برای ماموریت آیندۀ آمریکاییها در افغانستان و تکیه بر تغییر شرایط و وضعیت در راستای همان مستوی استراتژی گذشتۀ آن کشور است اما یکی از پیش شرط های کلیدی طالبان و حتا انتظار بازیگران منطقه یی، هماره تعیین جدول زمانی برای خروج نیروهای خارجی از افغانستان بوده است؛ چیزی که در استراتژی تازۀ امریکا مفقود است.
درپایان ماندگار می افزاید:
مطالعات صلح و جنگ در کشورهای مختلف به شمول افغانستان نشان داده است که استفاده از گزینۀ نظامی و قاعدۀ بازی « بُرد – باخت»، برآیند کمتر داشته و به صلح شکننده منجر شده است، اما بازی با قاعدۀ «بُرد- بُرد » و بهکار گیری گزینۀ دیپلوماسی، کارایی بیشتر در روند های صلحسازی داشته است.