بررسی مطبوعات چاپ کابل 29 قوس 1396
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i59953-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_29_قوس_1396
"باید به منافع ملی اولویت داده شود" ،" لزوم تقویت جایگاه دولت" و "افغانستان خانه یی برای همه ی گروه های تروریستی جهان" عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
قوس 29, 1396 08:19 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 29 قوس 1396

"باید به منافع ملی اولویت داده شود" ،" لزوم تقویت جایگاه دولت" و "افغانستان خانه یی برای همه ی گروه های تروریستی جهان" عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.

"باید به منافع ملی اولویت داده شود" عنوان سرمقاله ی روزنامه افغانستان است که در آن چنین آمده است :

با وجودی که ادعا می شود افغانستان از سابقه پنجهزار ساله حکومتداری برخوردار است؛ اما هنوز مسأله حکومتداری در این کشور به عنوان یک معضل لاینحل باقی مانده است. مشکل اصلی اینجا بوده که طی چند قرن اخیر نه نظام، ملی و مردمی بوده است و نه سیاست بر مبنای منافع مردم استوار بوده است. حکومتداری در افغانستان همواره با خون، شمشیر، تبعیض، ستم و دسیسه همراه بوده و ارابه سیاست همیشه بر محور منافع شخصی و خانوادگی چرخیده است.حکومت ها اغلب تصور هم نکرده اند که بایستی برای ملت سازی و تقویت روحیه وحدت ملی در این کشور تلاش کنند و اگر در برخی مواقع آنهم به صورت محدود تلاش هایی صورت گرفته، در اثر عوامل تشتت زا و تفرقه گرا ناکام مانده . از اینرو افغانستان تا هنوز از مرحله حاکمیت فرهنگ فئودالی و قبیله¬ای عبور نکرده است

نویسنده می افزاید :.بیش از یک و نیم دهه است که ما برابری را شعار می دهیم و از قانونمداری دفاع می کنیم و آزادی را در زندگی بشر یک اصل می دانیم؛ اما در عمل نخستین کسی که با این شعارها مخالفت می کنند، خود ما هستیم. ما از این مفاهیم به نفع شخصی خود استفاده می کنیم و از آنها تا زمانی دفاع می کنیم که با منافع سیاسی و اقتصادی ما در تعارض نباشند؛ اما وقتی که مفاهیم ملی با منافع شخصی ما در تضاد قرار بگیرد، آنچه اولویت پیدا می کند منفعت های شخصی و خانوادگی است.

" لزوم تقویت جایگاه دولت" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین نوشته است :

جامعه‌ی جهانی در این دیار هزینه‌ی مالی و انسانی زیادی کرد تا واقعیتی را به نام دولت افغانستان خلق کند. جامعه‌ی جهانی می‌خواهد که در این دیار، دولتی بر سر کار باشد تا با گروه‌های تندرو مذهبی و سازمان‌های تروریستی بجنگد و به این سازمان‌ها زمینه ندهد تا در این‌جا پایگاه بسازند و امنیت جهان را تهدید کنند.پس از سال ۱۳۷۱ سازمان دولت در افغانستان فروپاشید و این امر زمینه را برای جنگ‌های داخلی و بدل شدن این سرزمین به میدان مشق و تمرین تروریست‌ها فراهم کرد.باید دولتی این‌جا روی کار می‌آمد تا از برگشت دوباره‌ی تروریست‌ها جلوگیری کند. مردم افغانستان هم از نبود سازمان دولت در جغرافیای کشورشان رنج‌های فراوانی کشیدند. مردم عام افغانستان هم حالا می‌دانند که در نبود سازمان دولت، مردم تمام بخش‌های افغانستان نه تنها این که صاحب حرمت و امنیت نمی‌شوند، بلکه زیان می‌بینند.هیچ کسی از سیاست‌های رادیکال هویت‌طلبانه حمایت نمی‌کند. مردم افغانستان به این نتیجه رسیده‌اند که طرح انتقادهای نفرت‌بار قومی و آجنداهای رادیکال هویت‌طلبانه ابزارهای قدرت‌های بیرونی برای ایجاد تفرقه، دوام جنگ و ضربه زدن به سازمان دولت است. به همین دلیل است که مردم می‌خواهند به هر شکلی که شده، قوت و قدرت سازمان دولت، حفظ شود. سیاست‌مداران افغانستان و هواداران‌شان باید این موضوع را درک کنند.همه می‌دانند که سیاست‌مداران افغانستان با هم‌دیگر اختلاف دارند و اگر هم‌دیگر را بکشند، باز هم دل‌شان یخ نمی‌کند. اختلاف‌های آنان هم حول برنامه‌های سیاسی، اقتصادی و آبادانی شکل نگرفته است. شالوده‌ی اختلاف‌ها، بحث‌های هویتی، قومی و سمتی است. به همین دلیل است که در موقع بحران، سیاست‌مداران تلاش می‌کنند طرح‌های هویت‌طلبانه‌ی خیلی خطرناک را مطرح کنند و می‌کوشند که از این طریق هواداران‌شان را بسیج کنند. شماری از سیاست‌مداران هم موقع بحران دچار توهم می‌شوند و فکر می‌کنند قدرت هر کاری را دارند.اما دولت‌ستیزی به سود مردم افغانستان نیست. بقای سازمان دولت و تقویت آن، آرمان مشترک تمام مردم افغانستان است و سیاست‌مداران افغانستان باید آن را درک کنند. سیاست‌مدارانی که ادعا می‌کنند، توان بسیج موج‌های مردمی را دارند و رقیبان‌شان با توده‌ها متصل نیستند، چرا از دست دادن یک کرسی دولتی را بی‌ربط شدن با سیاست تفسیر می‌کنند؟ منطقی نیست که کسی مدعی اتصال عاطفی با توده‌ها باشد و هم‌زمان با آن به صورت غیرمستقیم از دست دادن یک کرسی دولتی را بی‌ربط شدن با سیاست و قدرت تفسیر کند. این یک تناقض آشکار است.جنرال عطامحمد نور و هر سیاست‌مدار دارای پایگاه مردمی همیشه با سیاست مرتبط خواهند بود. آنان می‌توانند در انتخابات پارلمانی کاندیدا کنند و به مجلس راه یابند و از آن طریق در سیاست کشور سهیم باشند. نماینده‌ای که با رای بیشتر مردم به پارلمان راه یابد، در داخل مجلس به قدرت بدل می‌شود و در آن‌جا می‌تواند با جذب دیگر نماینده‌گان فراکسیون پارلمانی ایجاد کند و اهداف سیاسی‌اش را دنبال. هیچ منطقی نیست که از دست دادن یک کرسی دولتی، بی‌ربط شدن با سیاست تفسیر شود.

و به سراغ روزنامه ی افغانستان می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان "افغانستان خانه یی برای همه ی گروه های تروریستی جهان" چنین نوشته است :

دو روز پیش، کابل بار دیگر شاهد یک رویداد امنیتی توسط داعش بود. گروه انتحاری مربوط داعش بر یکی از حوزه‌های تعلیمی امنیت ملی حمله کرده و شش ساعت جنگیدند تا از پا درامدند. این خبر یک بار دیگر نشان از جدی شدن فعالیت‌های گروه داعش در افغانستان از جمله در کابل دارد. شواهد نشان می‌دهد که شکست داعش در عراق و سوریه حالا سبب جابجایی این گروه در افغانستان شده است. به نظر می‌رسد که بازیگران در زمین عراق و سوریه، چه در حمایت از داعش و چه هم در مخالفت با آن، عین بازی و تجربه را در افغانستان هم می‌توانند دنبال کنند و یا هم داعش به عنوان برنامۀ جدیدی از طرف برخی بازیگران در افغانستان مورد تجربه قرار گرفته می‌شود.

در پایان نویسنده می افزاید :

اگر فعالیت داعش این گونه ادامه یابد و سربازان آن گروه به افغانستان سرازیر و میدان‌هایی برای جنگ به دست بیاورند، ما شاهد شکل گرفتن وضعیت سوریه و عراق در اینجا نیز می‌باشیم. چنانکه حالا فقط بم افگن‌های امریکایی برخی مواضع طالبان را بمباران می‌کنند در آن وقت روسیه و قدرت‌های دیگر هم مجبور می‌شوند که به شکل مشروع برای ضربه زدن به مواضع داعش بم‌های شان را در افغانستان بریزند.بنابراین این وظیفه دولت افغانستان است که از همین حالا مراقب وضعیت باشد تا به بدتر از این روز دچار نشویم.