بررسی مطبوعات چاپ کابل 11 دلو 1396
"غنی و عاقبت سیاست حذف" و "لزوم اعمال فشار بیشتر بر پاکستان" عناوین سرمقاله های روزنامه های امروز چاپ کابل است.
"غنی و عاقبت سیاست حذف" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
مردم میگویند که از یکطرف طالبان و تروریستان کمر به حذفِ فیزیکیِ ما بستهاند و از سوی دیگر، روحِ دولتداریِ حاکم بر کشور نیز برنامۀ حذفِ سیاسی و اجتماعیِ ما را ریخته است.
در استخدامها برخوردهای بهشدت تعصبآمیز و فیلترهایِ غیررسمیِ نژادپرستانهیی لحاظ میگردد تا معیارِ دروغینی به نامِ اکثریت و اقلیتِ قومی مورد تطبیق قرار گیرد. چنین رویکردی علاوه بر آنکه از منظر جامعهشناسی سیاسی باید مورد مطالعه قرار بگیرد، از منظر روانشناسی سیاسی نیز قابل بررسی و آسیبشناسی است.
سیاستورزیِ نادرست و سیاستمدارانِ بیمار میتوانند یک جامعه را نیز بیمار، سرخورده و پرخاشگر بسازند. یقیناً سیاستهای متعصبانه و تفرقهافگنانه نهتنها به خیرِ هیچ قوم و تباری در افغانستان تمام نخواهد شد بلکه زمینۀ چندپارچهگیِ جامعه، رویاروییِ مردم و سقوط حاکمیت را مساعد میسازد. این شاید همان چیزی باشد که کسانی در داخل و بیرونِ حکومت در پیِ آن اند و در سایۀ دامن زدن به عصبیتها، میخواهند از یک قوم خاص به نفعِ برنامههای خویش سرباز بگیرند!
ماندگار می افزاید :
سیاستِ تفرقه بیـنداز و حکومت کن، از اصولِ عملی و نظریِ استعمار کهن انگلیس و متفکرانِ واقعگرای کلاسیک محسوب میشود؛ سیاستی که به نظر میرسد زمانهاش بهسر رسیده و تاریخ مصرفش گذشته است. اما سیاستمدارانِ حاکم بر کشور که ذهن و دماغشان با دانش نوینِ سیاست و نظریههای مدرن بیگانه مانده، این نسخۀ پوسیده را برای تازیدن بر هستوبود جامعه و فربه کردنِ مقاصدِ شخصی یا تیمیشان انتخاب کردهاند.
به دلیل تمسک به چنین نسخهیی، همۀ امکاناتی که از خیر سرِ خارجیها به کشور سرازیر میشود، در پایِ باندبازیها و تیمسازیهای مسوولان ارشدِ حکومتی هدر میرود.
و "لزوم اعمال فشار بیشتر بر پاکستان" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:
پاکستان عقبهی استراتژیک طالبان و گروههای همپیمان آن است. ارتش پاکستان با این گروهها همپیمان است. ارتش پاکستان دلایل ایدیولوژیک و استراتژیک برای همپیمانی با طالبان و گروههای همپیمان آنان دست و پا میکند.
هشت صبح می افزاید :
پاکستان تا زیر فشار قرار نگیرد، از حمایت تروریسم دست برنمیدارد. پاکستان باید در برابر انتخابهای دشوار قرار گیرد. به پاکستان باید حالی شود که اگر همچنان به همپیمانی و دوستی با گروههای تروریستی اصرار کند، به لحاظ استراتژیک زیان خواهد دید.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی افغانستان ما که در سرمقاله ای تحت عنوان به جاده ی یک طرفه ی صلح باید پایان داد چنین نوشته است :
صلح همواره فرایندی دو طرفه است که بر اساس مذاکره دو طرف صورت می گیرد و نتایج آن نیز برای هر دو طرف قابل قبول باید باشد. تنها صلحی که سال ها است به صورت یک طرفه و در فقدان وجه مشترک بین طرفین، به پیش می رود و طبیعی است که هیچ نتیجه ای نیز در بر نداشته است، فرایند صلح افغانستان است. در این فرایند یک طرف قضیه اصلا یا معلوم نبوده و یا غایب بوده است. تا کنون کشورهای حامی تروریسم افغانستان را در یک میدان بازی خیالی و بی نتیجه کشانده اند و هرگز طرف اصلی قضیه در آن حاضر نبوده است.
نویسنده می افزاید :
در تمام سال هایی که قصه صلح در گوش مردم خوانده شده و سرمایه های هنگفتی نیز در این راه مصرف گردیده است، کسی صدای شعور جمعی مردم را نشنیده و این صدا همواره نادیده گرفته شده است. هر وقت تروریست ها برادر خوانده شده و ناقوس صلح یک طرفه به صدا در آمده، دشمن دست به کشتار وسیع تر و خشونت بارتر زده است. اینک زمان آن فرارسیده است که این بنای کج ویران گردد و باری که بیش از دو دهه است بر دوش مردم سنگینی می کند، از دوش آن ها برداشته شود.