بررسی مطبوعات چاپ کابل 21 دلو 1396
"چرا انقلاب اسلامی در ایران برای جریانات اسلامی الگو شد" ،" انتخابات و سرنوشت مبهم افغانستان" و "پاکستان در کام افراط گرایی " ، عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
روزنامه ی انصار در سرمقاله ای تحت عنوان "چرا انقلاب اسلامی در ایران برای جریانات اسلامی الگو شد چنین نوشته است :
رژیم هـای سیاسی حاکم بر کشورهای اسلامی در گذشته یا از نوع چپ سوسیالیستی بودند و یا از نوع دیگر نظامهـای سیاسی مرسوم در جهان سوم مانند دیکتاتوری سکولـار، شبه دموکراتیک غرب گرا و... که این ایدههـا به هیچ وجه ریشه در فرهنگ و مبانی تمدنی جوامع اسلـامی نداشتند و یکی از دلـایلی که این نظامهـای سیاسی در طول تاریخ حیاتشان با بحران مشروعیت شدید و چالشهـای سیاسی مواجه می شدند را باید در همین امر جستجو کرد.
به عنوان مثال اندیشهی بعث و بعث گرایی را در جهان عرب درنظر بگیرید، ریشههـای فکری این اندیشه را باید در تاریخ اندیشهی سیاسی غرب و در آثارچپ ملی گرا جستجو کرد. میشل عفلق و صلـاح بیطار که از بنیانگذاران بعث عربی به شمار میرفتند فقط این اندیشه را با اندکی دخل و تصرف به عنوان یک مدل سیاسی مترقی برای جهان عرب پیشنهاد کردند که جز در برخی موارد اندک هیچ گونه سنخیتی با واقعیتهـای موجود در جوامع سنتی عربی نداشتند.
در نهایت نیز رهبران این نظامـهـای سیاسی در عراق و سوریه با اختلـافات و تناقضات جدی مواجه شدند و عملـا بعث گرایی به نوعی دیکتاتوری قدرت طلب منجر شد که از هیچ گونه مشروعیت مردمی برخوردار نبودند.
انصار می افزاید :
کارشناسان و صاحبنظران مسائل اسلام سیاسی، یکی از دلایل اساسی سرعت بالای انقلاب اسلامی را درایران سال 1357 در همین مسئله که انقلاب اسلامی با بسیاری از مبانی فرهنگی، مذهبی و تمدنی جامعهی ایران همخوانی داشته است، جستجو و تحلیل میکنند.
وانتخابات و سرنوشت مبهم افغانستان عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
این روزها شایعات و زمزمههایی مبنی بر تعویقِ انتخابات ریاستجمهوریِ ۲۰۱۹/۱۳۹۸ به گوش میرسد. فارغ از این زمزمهها و شایعات نیز، وضعیتِ روحی و فیزیکیِ حکومتِ کنونی ـ که شامل تشدیدِ روزافزونِ اختلافاتِ سیاسیِ بحرانزا و نابسامانیهای فنی و مدیریتی در کمیسیونهای انتخاباتی میشود ـ میرساند که اصلاً ارادهیی به برگزاریِ یک انتخاباتِ سالم و شفاف وجود ندارد. اما با همۀ این حرفها و مشکلات، عقلِ سلیم حکم میکند که انتخابات بهترین وسیله برای عبور از بحرانهای جاری در افغانستان است؛ بهنحوی که طفرهروی از برگزاری و یا هم برگزاریِ ناسالم و آلودۀ آن، میتواند به بهایِ زوالِ برگشتناپذیرِ کشور تمام شود.
ماندگار می افزاید :
پیش از این، ما شاهد به تعویق افتادنِ مکررِ انتخابات پارلمانی بودهایم؛ چنانکه تا هنوز نیز برگزاری آن در سال نوِ خورشیدی در هالهیی از ابهام قرار دارد. اما یقیناً انتخابات ریاستجمهوری، از حساسیت و سرنوشتسازیِ عظیمتری برخوردار است و عدم برگزاری آن ـ بهویژه در شرایطی که نفاق قومی بهواسطۀ ندانمکاریهایِ حکومت، اجتماع و سیاستِ افغانستان را اشباع نموده ـ، درهمریختهگی و نزاع سیاسی و اجتماعی را به ایستگاهِ سقوط هدایت خواهد کرد.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی افغانستان ما که در سرمقاله ای تحت عنوان پاکستان در کام افراط گرایی چنین نوشته است:
این روزها پاکستان شاهد تحولاتی است که نشان از بحران قومی و زبانی و در نهایت نشان از ریشه های عمیق افراط گرایی در این کشور دارد. آن چه در پاکستان رخ داده است ظاهرا از کشته شدن یک جوان قوم پشتون توسط پلیس این کشور حکایت دارد که بیشتر در سیطره پنجاپی های این کشور است. تظاهراتی که در اعتراض به کشته شدن نقیب الله محسود شکل گرفته است، در اصل در اعتراض به حضور و وجود افراطیت در این کشور سامان داده شده است. کسانی که مظاهره پاکستان را برنامه ریزی کرده اند گفته اند که آن ها تروریست نیستند و تروریسم بر آنان تحمیل شده است.
در پایان نویسنده می افزاید:این ادعای پشتون های آن طرف دیورند از دو روز به این سو به این طرف دیورند نیز کشیده شده است. در این سوی دیورند شعارها بیش از آن که به حمایت از جوان کشته شده پشتون در کراچی باشد، علیه دولت پاکستان و افراط گرایان بوده است. استدلال مظاهره چیان این است که دولت پاکستان تروریست ها را با دست خود پرورش داده است و اینک از این بازیچه علیه اقوام بزرگ این کشور و دیگر کشورها استفاده می کند. به نظر می رسد چنین استدلالی از سوی معترضان علیه دولت پاکستان موجه و مستدل است. زیرا افراط گرایی و تروریسمی که این روزها منطقه را فرا گرفته و جوی خون در کشورهای اطراف پاکستان راه انداخته است، به صورت طبیعی رشده نکرده است، بلکه دست ساخته و پرورش یافته تیوریسین هایی است که منافع کشور خود را در گسترش و رشد افراط گرایی یافته اند.