بررسی مطبوعات چاپ کابل 1 حوت 1396
"ارگ و نشئه ی نزاع های هویتی" ، " مردم بازندگان اصلی جنجال های سیاسی" و" خاور میانه در امتداد جنگ بزرگ نفتی با هدف مقابله با چین"، عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
ارگ و نشئه ی نزاع های هویتی عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
جدالها بر سرِ شناسنامههای برقی با گذشتِ هر روز بالا میگیرد و رفتهرفته قطببندیهایِ جدیدِ سیاسی را بهمیان میآورد. ارگ ریاستجمهوری بهتازگی فرمان توزیع شناسنامههای برقی را صادر کرده و ظاهراً این برنامه در این نهاد جریان یافته و حتی شماری از مقاماتِ دولت و اعضای کابینه برای بهدست آوردنِ آن ثبت نام کردهاند. اما در سوی دیگر، ریاست اجرایی و برخی دیگر از اعضای کابینه در برابر توزیع شناسنامههای برقی موضع گرفتهاند و آن را با این شکل و شمایل، خلافِ مصالحِ کشور و مردم دانستهاند.
بدیهیست که این قطببندیها با گذشتِ هر روز جدیتر میشوند. اصلِ اختلاف اما این است که بیشتر مردمِ افغانستان نمیخواهند کلمۀ «افغان» که نام دیگر قوم «پشتون» است، بر آنان تحمیل گردد. اگرچه موافقانِ اطلاقِ واژۀ افغان بر تمام اقوام افغانستان، عموماً پشتونها هستند، اما بهتدریج در میان آنان نیز افرادِ شاخصی صدا بلند کردهاند و بهصراحت میگویند اطلاق واژۀ افغان به تمامِ مردم افغانستان درست نیست؛ زیرا این نام متعلق به پشتونهاست.
ماندگار می افزاید:
اقدام یکجانبۀ ارگ مبنی بر توزیع شناسنامههای برقی خلافِ قانون توشیحشده و ادغام هویتها در یک هویتِ خاص، قطببندیها را بیشتر از اینهم شدت میبخشد و فضایی را بهمیان میآورد که به نفعِ هیچ تیم و جناح سیاسی نیست. افزون بر این، وقتی مردم ببینند که ارگ در تلاش استحالۀ هویتشان است، سرسختانه در برابرِ این نهـاد و برنامههای خودخواهانهاش موضع میگیرند. هماکنون این موضعگیریها و تشدیدِ حساسیتها نسبت به بحثِ هویت در سطح شبکههای اجتماعی و در میان مردم عادی، قابل لمس و ملاحظه است.
و مردم بازندگان اصلی جنجال های سیاسی عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:
مردم افغانستان سال ها مبارزه و جنگ را به جان و دل خریده اند تا به وضعیت نیم بند کنونی رسیده اند. ولی اکنون علاوه بر تروریسم، فساد اداری، کشت مواد مخدر، تجارت جرمی و ده ها عامل خانمان برانداز دیگر، انارشیسم و ایستادن در برابر قانون و میکانیزم های قانونی نیز در حال تبدیل شدن به یک فرهنگ است. انارشیسم سیاسی و اداری از هر فاکتور مخرب دیگر خطرناک تر و تباه کننده تر است.
نویسنده می افزاید:
حکومت نباید سازوکارها و میکانیزم های بروکراتیک را قربانی کند و مصلحت های عمومی را نادیده بگیرد. اکنون در مجادلات سیاسی و به عبارتی در دعوای قدرت به وجود آمده تنها مردم هستند که قربانی می شوند و خسارت می بینند. ولی زورمندان و زرمندان هم چنان از این صحنه ها سالم بدر خواهند شد.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی انصار که در سرمقاله ای تحت عنوان خاور میانه در امتداد جنگ بزرگ نفتی با هدف مقابله با چین چنین نوشته است:
حال حاضر چین با رشد اقتصادی بالـایی در رقابت با امریکاست و همین رشد اقتصادی سبب شده است تا این کشور در مسیر توسعه نظامی خود نیز گام بردارد. البته طبیعی است که توانمندیهـای اقتصادی و به دنبال آن نظامی چین به معنای ایفای نقش بیشتر این کشور در معادلات جهانی است و این مسئله میتواند نظام تک قطبی امریکا را برهم زده و تهدیدی امنیتی برای امریکا باشد.
از سویی در حالیکه امریکا در تولید نفت به خودکفایی و مرز صادرات رسیده است، چین بزرگترین وارد کننده نفت جهان است و بخش اعظم آن را از خاورمیانه تحویل میگیرد، و قطعا یکی از راههای کنترل و مهار چین، کنترل منابع انرژی است بنابر این روشن میشود که عطش امریکا برای کنترل منابع انرژی چه معنایی دارد.
درپایان انصار می افزاید:
حضور امریکا در منطقه شرق سوریه و شرق فرات یعنی از منطقه بوکمال در مرزهای عراق تا حسکه و قامشلو و منبج در مناطق غربی حاکم شده است و اکنون پایگاههـای امریکایی در این مناطق برپا شده است، امریکاییهـا پیشتر گفتند پس از نابودی داعش منطقه خاورمیانه را ترک میکنند، ولی داعش نابود شد و آنان منطقه را ترک نکردند، و خودشان مناطق امنی را برای تروریستان ایجاد کرده اند و همه طرفهـا از جمله محور مقاومت، ارتش سوریه و حتی نیروهای روسی را از آسیب رساندن به آنها منع میکنند.
در چنین شرایطی تردیدی نیست که نه تنها کردهای عراقی و سوری که در دام شعارهای دموکراسی خواهانه غرب افتاده اند قربانی این برنامه آنها در این کشورها شده اند بلکه برخی کشورهای منطقه نیز که همسو با غرب در منطقه همراه شده اند در این دام قرار گرفته اند و چه بخواهند یا نخواهند، شریک هر گونه درگیری و توطئههـا در منطقه هستند.