بررسی مطبوعات چاپ کابل 1 ثور 1397
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i71966-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_1_ثور_1397
"غنی چه میراثی به افغانستان می گذارد"،"چرا حضور مردم در روند ثبت نام رای دهندگان  کمرنگ است" و "میانجی ها باید موضع متوازن داشته باشند" عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
ثور 01, 1397 07:23 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 1 ثور 1397

"غنی چه میراثی به افغانستان می گذارد"،"چرا حضور مردم در روند ثبت نام رای دهندگان  کمرنگ است" و "میانجی ها باید موضع متوازن داشته باشند" عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.

"غنی چه میراثی به افغانستان می گذارد" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:

صفحات فیسبوک در افغانستان، آیینۀ تمام‌نمایی از آنچه مردم در عرصه ملی- ساسی می‌گویند فکر می‌کنند شده‌است. این آیینه آما نشان خوبی از آنچه در کشور ما می‌گذرد، ندارد. باتوجه به برداشتی که از یادداشت‌های کوتاه و استاتوس‌های شهروندان افغانستانی فیسبوک در میابیم، فضای افغانستان به شدت دچار تنش‌های قومی و زبانی شده است و چیزی که کمتر به نظر میرسد توافق و وفاق روی همدیگر پذیری است. زیرا در هفده سال گذشته و بهخصوص در سه چهار سال پسین، همه حرکت‌ها در جهت این بوده اند که مردم باید از همدیگر جدا باشنداین جدا سازی زیر نام‌ها و شعارهای مختلفی شامل یک استراتِیژی خاصی عملی شده است که از طرف سیاست‌گرانی که فقط فکر می‌کردند با ساختن سنگرهای قومی می‌توانند، به قدرت برسند، ساخته شده بود.

اکنون به نظر میرسد که سیاست اعمالی حکومت آقای غنی، بر خلاف سیاست اعلانی اش همان سیاست تفرقه انداز حکومت کن است و رویه و نقطه اصل حکومت گری او را تشکیل می‎‌دهد. بر اثر چنین سیاستی است که امروزه مردم افغانستان دیگر اعتمادشان را به حکومت آقای غنی از دست داده اند و این بی اعتمادی امروزه در نحوۀ استقبال مردم از روند ثبت نام به خوبی مشخص است؛ زیرا مردم ازتقلب، تبعیض دو بینه‌گی، به شدت نفرت دارند و آن را در حرکت مدنی نرفتن به محل‌های ثبت نام، از خود تبارز داده اند.


اگرچه این حرکت خودآگاهانه استفاده نکردن از حقی است که می‌توانند با آن جامعه شان را تغییر بدهند. اما وقتی که سیاست‌های قومی شود،تقلب‌ها تعیین کننده باشند و همه ارزش‌ها به بازی گرفته شود، مردم به همه چیز حتا به خودشان بی اعتنا می‌گردند. به هر صورت، اکنون که این وضعیت که تازه در افغانستان باب شده و از گذشته‌ها به میراث مانده، به این زودی و ساده‌گی قابلِ حل نیست.

اعتماد، همدیگرپذیری و وفاق ملی یک کیفیت است که در درون مناسبات عینیِ جامعه شکل می‌گیرد. در افغانستانی که جز جنگ هیچ افتخار و دست‌آورد دیگری برای مردمانش سراغ دیده نمی‌شود، دیموکراسی، انتخابات و رأی و نظرآزاد، تنها بستری بوده است که متکی با ارزش‌های اسلامی و میهنی می‌توانست زمینه‌ساز همدیگرپذیری، بریدن و فاصله گرفتن از بسترهای قومی، زبانی و نژادی و پیدا کردنِ حسِ انسانی برای تغییر سرنوشت شان باشد؛ اما اکنون این همه شکار سیاست‌های بسیار تنگ‌نظرانه و دچار حادثه شده است و این فرصت‌ها هم دارد برعکس معنا پیدا می‌کند.


بنابراین تا زمانی که متغیرهای اصلی در سیاست افغانستان، تمسک به قبیله، قوم و زبان باشد و دیگران را دیگری یا غیر خودی خوانده شود، نمی‌توان هیچ امیدی را در دل این سرزمین کاشت. اما اگر خداحافظی با پروژه‌های قومی و تباری و زبانی که امروزه مد شده است، صورت گیرد، می‌توانیم امیدوار به فرداهای نزدیک باشیم.

امروز، آنچه که از موقف مردم در برابر انتخابات به عنوان یک پیام در یافت می‌کنیم، این است که خیانت به رأی مردم و ارزش‌های دیمکراتیک و انسانی، در نهایت بی‌پاسخ نیستند و مردم می‌توانند به تغییر ابزارهای شان فکر کنند که در آن صورت، ما نمی‌توانیم یک آیندۀ روشن را ترسیم کنیم.
حالا این آقای غنی است که در آخر عمرش چه میراثی را برای مردم افغانستان می‌گذارد؛ یک افغانستان هنجارمند با وظابطه های دیمکراتیک انسانی و مردم سالار را؟ که در آن پروژه‌های قومی ضرب صفر می‌شوند یا یک افغانستان غرق در تعصب، تقلب و جهالت را که مردم و اقوام در برابر همدیگر قرار بگیرند. او چه خوابی برای افغانستان دیده است، عملکرد او خود پاسخ روشن به این انتظارهاست.

"چرا حضور مردم در روند ثبت نام رای دهندگان  کمرنگ است" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است :

طی یک هفته گذشته که پروسه ثبت نام رأی دهندگان شروع شده است، حضور مردم در محلات ثبت نام بسیار کمرنگ بوده است. به گفته کمیسیون انتخابات در طول یک هفته تنها 158 هزار نفر در این پروسه شرکت کرده اند و در بسیاری از مناطق مردم به ندرت حاضر شده اند که تذکره های خویش را راجستر و مهر کنند


بر اساس تصمیم کمیسیون انتخابات که این پروسه ملی باید با رویت تذکره های موجود برگزار شود و البته باید بر این تذکره ها نیز یک شناسه فراگیر کمپیوتری اضافه شود که در روز رای دهی توسط دستگاه های الکترونیکی قابل خواندن باشد. این کار به دلیل جلوگیری از تقلب صورت می گیرد و بدین ترتیب بیانگر آمادگی هر فرد برای اشتراک در انتخابات است


در مورد دلایل عدم استقبال از پروسه ثبت نام رای دهندگان حرف های زیادی تا کنون مطرح شده است و هر کس متناسب با دیدگاه های سیاسی خویش دلایلی را مطرح کرده اند. اما پرسش این است که چه دلایلی باعث عدم حضور مردم در این پروسه ملی شده است؟ این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که با یافتن پاسخ های واقعی و حقیقی دولت باید برای کشاندن مردم به پروسه ثبت نام اقداماتی را انجام دهد و راهکارهایی را بسنجد. هم چنین نهادهای مدنی و رسانه ها و احزاب سیاسی نیز باید در این تصمیم سهم جدی بگیرند


یکی از مهم ترین دلایلی که در روزهای گذشته بسیار گفته شده و بر اساس همین دلیل هم شایعاتی ساخته و پرداخته شده است، ترس از مواجهه مردم با نیروهای طالبان و داعش در مناطق مختلف بوده است. بر اساس این ادعا گویا طالبان تهدید کرده اند که هرکس در پروسه ثبت نام رای دهندگان شرکت کند و علامت شرکت در انتخابات در تذکره اش یافت شود، از سوی آن ها به قتل خواهد رسیداگرچه این شایعه ظاهرا در میان مردم متأسفانه جا افتاده است؛ ولی واقعیت این است که چنین شایعاتی به نفع تروریست ها آگاهانه طراحی شده است. زیرا اگر واقعا چنین امری واقعیت داشته باشد، که ندارد، میزان تاثیرگذاری تروریست هاردر پروسه ملی مثل انتخابات را نشان می دهد


دلیل دیگری که به نحوی می تواند تاثیرپذیرفته از گذشته باشد، جنجال های انتخاباتی گذشته است. واقعیت این است که جنجال های انتخاباتی به خصوص بحران انتخاباتی سال 2014 بر ذهنیت عمومی تاثیر منفی گذاشته است. این بحران که عامل آن هر چه بود، مردم را به نهادهای انتخاباتی و پروسه انتخابات بی اعتماد ساخت و انگیزه های اشتراک مردم در انتخابات های بعدی را به شدت کاهش داد. متأسفانه باید اذعان کنیم که انتخابات سال 2014 تاثیر عمده در بی اعتمادی مردم داشت


اما مهم ترین دلیلی که کمتر بدان پرداخته شده است، طولانی شدن دوره فعلی پارلمان و عملکرد نامناسب مجلس شورای ملی در این دور بوده است. بی اعتمادیی را که اعضای فعلی ولسی جرگه به وجود آورده است، تقریبا بی سابقه بوده استاکنون تقریبا اتوریته مجلس نمایندگان در پایین ترین حد ممکن رسیده است و مردم را به این نهاد مهم که از ارکان اساسی دموکراسی است، نا امید ساخته است. طبیعی است بخشی از این عدم موفقیت به طولانی شدن این دوره و تکراری شدن چهره ها بر می گردد؛ ولی بخشی از آن نیز از عملکرد منفی برخی از اعضای مجلس نمایندگان ناشی می شود. عملکردهای فردی و شخصی برخی از اعضا سبب شده است که شان و منزلت خانه ملت در حد یک بنگاه معاملاتی پایین بیاید و بدین ترتیب مردم به این نهاد اساسی بی اعتماد گردند


به هر حال دلیل عدم اشتراک مردم در پروسه ثبت نام رای دهندگان هرچه باشد، مهم این ست که فعلا مردم بسیار کم حضور می یابند و مراکز ثبت نام به شدت از حضور مردم خالی اند و باید حکومت، نهادهای مدنی، احزاب سیاسی و رسانه ها به طور مشترک باید طرحی در اندازند. اگر یک اقدام جمعی و همگانی در این راستا صورت نگیرد ممکن است انتخابات با چالش دیگری مواجه گردد. این عدم حضور را باید جدی گرفت و برای حضور پرشور مردم در مراکز رای دهی جهت ثبت نام و هم چنین اشتراک آنان به پای صندوق های رای چاره ای اندیشید.

و به سراغ روزنامه ی هشت صبح می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان "میانجی ها باید موضع متوازن داشته باشند" چنین نوشته است:

برخی از کشورهای میانجی افغانستان و پاکستان، به جای این‌که نظریات هر دو کشور را مد نظر قرار دهند، جانب‌دارانه به سود اسلام‌آباد موضع می‌گیرند. هم پاکستان و هم کشورهای میانجی میان افغانستان و پاکستان باید واقعیت‌های امروز افغانستان را بپذیرند. جامعه‌ی امروز افغانستان متشکل از نیروهای اجتماعی و سیاسی طرف‌دار ارزش‌های جهان‌شمول است و با افغانستان زمان طالبان و پیش از آن فرق دارد. پاکستان باید این واقعیت را بپذیرد و در نظر داشته باشد و بر مبنای همین واقعیت، با جانب افغانستان وارد مراوده شود. در این تردیدی نیست که پاکستان برخی نگرانی‌های امنیتی دارد. افغانستان هم همیشه حاضر بوده که نگرانی‌های پاکستان را مد نظر قرار دهد. اما این پاکستان است که میان نگرانی‌های مشروع خود و سیاست‌های سلطه‌‌طلبانه تفکیک قایل نشده است. در سیاست امنیتی هندمحور پاکستان در قبال افغانستان این دو موضوع با هم‌دیگر خلط شده است.

همیشه افغانستان از پاکستان خواسته است که نگرانی‌های مشروع و متعارفش را با کابل مطرح کند و از سیاست سلطه‌طلبانه دست بکشد. پاکستان حاضر نیست که سیاست امنیتی در قبال افغانستان را کنار بگذارد. نظامیان پاکستانی باور عمیق دارند که طالب متحد آنان است. آنان تصور می‌کنند که طالبان تا بی‌نهایت ظرفیت بقا دارند، ناتو موقتی است و با رفتن امریکا، طالبان بار دیگر به سرنوشت افغانستان مسلط می‌شوند. پاکستان سیاست وقت‌کشی را در پیش گرفته است تا تمام تلاش‌های نظامی، اقتصادی و دیپلوماتیک جامعه به بن‌بست برسد. نظامیان پاکستانی می‌خواهند که هزینه‌ی این بن‌بست را هم بسیار بلند ببرند تا جامعه‌ی جهانی این‌جا را ترک کند و طالبان را مسلط بسازند. وقت‌کشی، یکی از محور‌های سیاست امنیتی هندمحور پاکستان در قبال افغانستان است.

پاکستان بر مبنای همین سیاست، روایت وارونه از وضعیت نیز تولید کرده است. موضع افغانستان همیشه این بوده که طالبان متحد ارتش پاکستان است و این ارتش باید به سیاست دوگانه‌اش پایان دهد. حال ایالات متحده و بخشی از جامعه‌ی جهانی هم همین روایت را قبول دارند. اما روایت وارونه‌ی پاکستان این است که قلمرو افغانستان به پایگاه گروه‌های تروریستی بدل شده است. نماینده‌گان برخی از کشورها در اسلام‌آباد حاضر نیستند که به نقش مخرب ارتش پاکستان اعتراف کنند. آنان به هر دلیلی که هست نمی‌خواهند اذعان کنند که ارتش پاکستان متحد گروه طالبان است و سیاست دوگانه دارد. آنان نمی‌خواهند بگویند که نقش مخرب ارتش پاکستان سبب شده است که تلاش‌های جامعه‌ی جهانی در افغانستان آن طوری که باید موفق نبوده است.

کشورهای میانجی‌ باید به گونه‌ای موضع بگیرند که به واقعیت‌ها در آن اعتراف شده باشد. بخشی از قلمرو افغانستان به دلیل مداخله‌ی گسترده‌ی ارتش پاکستان و حمایت این سازمان از طالبان، بدل به جزیره‌های فاقد کنترول دولت شده است. روشن است که در این جزیره‌ها هر گروهی می‌تواند موضع بگیرد. در چنین وضعیتی، راه ‌حل این است که ارتش پاکستان سیاست امنیتی هندمحور در قبال افغانستان را کنار بگذارد و به جای سرمایه‌گذاری روی طالبان، با دولت افغانستان که نماینده‌گی از مجموع مردم افغانستان می‌کند دوست شود. روشن است که دوستی مستلزم ترتیب اثر دادن به ملاحظات و نگرانی‌های پاکستان هم است، اما این نگرانی‌ها وقتی مشروع است که پاکستان آن را با کابل مطرح کند و در قدم دوم آن را از سیاست سلطه‌جویانه‌اش جدا کند.

کشورهای حامی باید به پاکستان حالی کنند که وقتش است که این کشور، سیاست هژمونیکش را از نگرانی‌های مشروعش جدا کند، تا روند مذاکره میان دو کشور موفق شود و دو کشور به صلح اعلام شده برسند. افغانستان بارها ثابت کرده است که ماجراجو نیست و هیچ نوع آجندای خطرناک برای منطقه و هیچ کشور همسایه‌اش ندارد.