بررسی مطبوعات چاپ کابل 4 ثور 1397
"شناسنامه ی برقی چه شد" ، " بزرگترین چالش انتخابات آینده " و " لزوم جلب اعتماد جامعه ی تشیع" ، عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
شناسنامه ی برقی چه شد عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
توزیع شناسنامههای کاغذی بعد از توقف کار روی بایومیتریک و توزیع شناسنامه برقی به اساس فرمان تقنینی، از طرف ارگ به جدیت آغاز شده است تا ظاهراً مردم با داشتن شناسنامه کاغذی بروند در انتخابات شرکت کنند. در این میان داستان شناسنامههای برقی یا الکترونیک دیگر روی زبانها نیست و به فراموشی سپرده شده است.
بحث توزیعِ شفاف، عادلانه و قانونیِ شناسنامههای برقی چنان برای اعتلای افغانستان و زیستِ مسالمتآمیزِ همۀ ساکنانش حیاتی است که میارزد برای آن سختیها و تکالیفی فراوانتر از آنچه گذشته است نیز به جان خرید. شاید یکی از کوچکترین نشانههای اهمیتِ این موضوع، دشمنی بسیاری از حلقات در داخل و بیرون از حکومت با توزیع آن بر اساسِ قانون توشیحشدۀ ثبت احوال نفوس باشد. وقتی کسانی که بر موضعِ ناحق و علایقِ تمامیتخواهانۀشان پای میفشارند، مسلم است که انگیزۀ مقاومت و مبارزه برای آنانی که موضعشان برحق و علایقشان عدالتطلبانه است، صدچند باید گردد.
ماندگار می افزاید :
یقیناً اصرار بر سرِ مهندسیِ هویتِ شهروندان و تغییر آن به یک هویتِ خاص، نهتنها با منطقِ دنیایِ امروز برابر نیست، بلکه جوامعِ دچار بحرانِ اعتماد مانند افغانستان را به سمتِ سقوط کامل سوق میدهد. اینکه همه حق دارند هویتهای قومی و زبانی خویش را در دایرۀ احترام متقابل حفظ کنند، جزوِ الفبای زندهگی در دنیای مدرن و حتا جهانیشده است. حکومت باید این الفبا را بیاموزد و به غمنامۀ شناسنامههای برقی پایان دهد و مردم را سرگردان شناسنامه های کاغذی نسازد.
و روزنامه ی افغانستان ما در سرمقاله ای تحت عنوان نا امنی بزرگترین چالش انتخابات آینده چنین نوشته است :
شورشیان و کسانی که با نظام مشکل دارند، با انواع دسیسه ها، توطئه ها، خشونت ها و عملیات های نظامی می خواهند مردم را از اشتراک در انتخابات باز دارند و این پروسه را ناکام سازند؛ چرا که آن را به نفع خود نمی دانند و مشارکت مردم در پروسه های ملی را با افکار و ایده های خود متعارض و در تضاد می بینند.
در حال حاضر امنیت کشور برای برگزاری انتخابات مناسب نیست. تعداد زیادی از مراکز رأی دهی در مناطق نا امن قرار دارد و بر اساس اظهارات کمیسیون مستقل انتخابات حدود یک هزار مرکز رأی دهی در روز انتخابات مسدود خواهد بود. بیش از هزار مرکز دیگر نیز در وضعیت بد امنیتی قرار دارد که نیاز است تا نیروهای امنیتی با انجام عملیات های بزرگ نظامی، امنیت انتخابات را تأمین کنند.
نویسنده می افزاید:
کمیسیون انتخابات 25 حمل را آغاز ثبت نام رأی دهندگان اعلام کرد؛ اما از آغاز این پروسه فقط یک هفته گذشته بود که حادثه خونین غرب کابل اتفاق افتاد. در این حادثه متأسفانه 69 نفر از زنان، مردان، کودکان و شاگردان مکاتب کشته و 120 تن دیگر زخمی شدند. همچنان رویداد های دیگری در ولایت غور و بادغیس به وقوع پیوست که در اثر آن تعدادی از شهروندان و نیروهای امنیتی جان شان را از دست دادند.
این رویدادهای خونین نشان می دهد که هم شورشیان و مخالفان مسلح دولت، عزم را جزم کرده اند تا مانع اشتراک مردم در این پروسه گردند و هم ضعف و ناتوانی نیروهای امنیتی را در تأمین امنیت انتخابات برملا می سازد. وقتی حادثه ای با این بزرگی در پایتخت کشور رخ می دهد، این تصور را به وجود می آورد که این نیروها هرگز قادر به تأمین امنیت انتخابات در ولایت ها و ولسوالی ها نخواهند بود. بدون شک چنین تصوری به انگیزه مردم برای شرکت در انتخابات آسیب وارد می کند و از میزان اشتراک مردم در انتخابات می کاهد.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سرمقاله ای تحت عنوان لزوم جلب اعتماد جامعه ی تشیع چنین نوشته است :
دولت باید با منتقدان محلی غرب کابل، سیاستمداران جامعهی اهل تشیع و آنانی که در آن جامعه نفوذ دارند، گفتوگو کند در تفاهم با آنان شبکههای مردمی را برای تأمین امنیت در مناطق شیعهنشین تشکیل دهد. باید مردم آن مناطق در تأمین امنیت بیشتر سهم بگیرند. باید روی همهی پیشنهادها غور شود. دولت با غور کل پیشنهادها و شنیدن صدای مردم، نشان دهد که امنیت جامعهی اهل تشیع برایش اهمیت درجه اول دارد. نهادهای امنیتی هم باید اثبات کنند که امنیت مناطق هزارهنشین برای آنان یک اولویت جدی است. سران حکومت نباید اجازه بدهند که حس مالکیت بر دولت و نهادهای امنیتی در جامعهی اهل تشیع خدشهدار شود.
در پایان هشت صبح می افزاید:
اگر مردم اطمینان داشته باشند که امنیت آنان برای نهادهای امنیتی از جمله استخبارات، پولیس و اردو اهمیت دارد و این نهادها مصونیت آنان را در اولویت دارند، حتی شکستهای سنگین امنیتی هم حس مالکیت مردم بر دولت و نهادهای امنیتی را به هیچ وجه صدمه نمیزند. رهبران حکومت باید مهارت به خرج دهند و اعتماد جامعهی اهل تشیع را جلب کنند. برای تروریستهای فرقهگرا کشتار شیعهها توجیه ایدیولوژیک دارد. بنا بر این جامعهی اهل تشیع افغانستان در برابر تروریسم فرقهگرا بسیار آسیبپذیر است. هدف حامیان تروریستهای فرقهگرا هم تشدید شکافهای اجتماعی و کلانکردن درز میان نهاد دولت و جامعهی اهل تشیع است. به همین دلیل نیاز است که حکومت مهارت به خرچ دهد و اعتماد جامعهی اهل تشیع را به دست بیاورد.