بررسی مطبوعات چاپ کابل 9 ثور 1397
"چرا از هشت ثور در کشور گرامیداشت به عمل نمی آید"، "بهتر است فصل ناتمام خودمان را به پایان برسانیم" و"افغانستان و ضرورت حرکت به سوی توسعه ی همه جانبه"، عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
چرا از هشت ثور در کشور گرامیداشت به عمل نمی آید، عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
دیروز، هشت ثور، روز پیروزی انقلاب اسلامی در کشور بوده است. اما در ده سال اخیر از سالروز پیروزی جهاد مردم افغانستان، به گونۀ شانداری، گرامیداشت به عمل نمیآید.
به نظر میرسد که با هشت ثور در کشور، در سالهای اخیر، برخورد سیاسی شده است. زیرا با توجه به اهمیتی که این روز در تاریخ معاصر کشور دارد و جهاد توانست که یک انقلاب را در ساختار سیاسی کشور و موقعیت سیاسی و اقتدار اقوام به وجود بیارود و قدرت را دچار تحول عمیق کند، برای برخی از تنگنظران روز خوشی نیست. همین مسأله سبب اصلی تلاش های سیاسی برای بیرنگ ساختن این روز شده است. حتا تاجایی که در سالهای اخیر، از ۲۸ اسد، سالروز استرداد استقلال کشور را به مراتب سنگینتر و پررنگتر از هشت ثور تجلیل میکنند. در حالی که هشت ثور روزی است که بقای افغانستان را در جغرافیای جهان تضمین کرد و رویدادهای پس آن هم با گذشت همهسالها امروز مشخص شده است که چگونه اتفاق افتادهاند و ادامۀ جنگ امروز حقانیت دولت آن زمان را در برابر دیگر گروههای جنگجو تصدیق میکند.
ماندگار می افزاید :
هشت ثور، بهرغمِ همۀ تلخیهای پس از آن، یک روز افتخارآمیز، برای همۀ ما شمرده میشود. ۸ ثور، روز پیروزی جهاد برحقِ مردمِ افغانستان و حوادث تلخِ پس از آن نیز نتیجۀ دسیسههای کلانِ بیرونی و بینالمللی علیهِ این روز بود که بر ملتِ ما تحمیل شده و تاکنون هم ادامه دارد.
پیروزی مجاهدانِ افغانستان و تشکیل دولت اسلامی، از آنجا که خلافِ تعاملاتِ قدرتهای منطقهیی و بینالمللی بود، جهان را برای بر زمین زدنِ دولت نوپایِ مجاهدان بهنحوی متحد کرد و اوضاع به گونهیی رغم خورد که اگر در آن زمان دولتِ مجاهدین در برابر این دسیسهها ایستادهگی نمیکرد، افغانستان به پاکستان سپرده میشد تا شاید شامل کنفدراسیونِ آن کشور شود.
و روزنامه ی هشت صبح در سرمقاله ای تحت عنوان بهتر است فصل ناتمام خودمان را به پایان برسانیم، چنین نوشته است:
صنف سیاسی کابل با آن که در مورد اصل به پیروزی رساندن روندی که پس از بن آغاز شده، اجماع دارند، اما تصور بیشترشان این است که ریاست جمهوری، میخواهد با مهندسی انتخاباتها و نشرآمار جعلی، سلطهی تیم ارگ را تحمیل کند و قدرت سیاسی را به انحصار درآورد. شماری از آنان از قومی شدن و غیردمکراتیک شدن رأس هرم قدرت نگران اند. برخی از سیاست مداران هم تصور میکنند که در آینده، انتخابات ریاست جمهوری، پوششی برای حاکمیت انحصاری یک تیم خواهد بود. تلاش برای انحصار قدرت و برگزاری انتخاباتهای جعلی در تضاد با دمکراسیسازی وروندی است که پس از بن آغاز شد. روند پس از بن بر تشکیل یک دولت فراگیر و مشروعیت انتخاباتی حکومت تأکید دارد.
هشت صبح می افزاید :
رییس جمهور در این مرحلهی تاریخی وظیفه دارد که روند پس از بن یا به تعبیر دیگر فصل ناتمام عصر خودمان را در مسیر موفقیت قرار دهد. رییس جمهور میتواند روی برگزاری انتخابات آینده و شیوههای ادامهی روند پس از بن با نیروهای سیاسی داخل و بیرون از حکومت به توافق برسد. رییس جمهور به دلیل قدرت و امکاناتی که دارد میتواند اجماع سیاسی داخلی را برگرداند. اگر اجماع داخلی سیاسی برنگردد مشکلات کلانی برای کشور ایجاد میشود و فصل ناتمامی که پس از بن آغاز شد، هم چنان ناتمام خواهد ماند. رییس جمهور از برگزاری به موقع انتخابات گپ میزند که حرف معقول و به جا است، اما لازم است که پیش از برگزاری انتخابات، اجماع سیاسی لازم در مورد نحوهی برگزاری و وضعیت پس از آن صورت بگیرد. واقعیتهای سیاسی و قومی افغانستان روشن است، فصل ناتمام پس از بن باید با در نظرداشت همین واقعیتها در مسیر درست آن قرار گیرد، تا به پیروزی برسد. کسی از رییس جمهور توقع ندارد که شورش طالبان را مهار کند، اما توقع عموم این است که ایشان اجماع سیاسی ایجاد کند، اجازه ندهد که فروپاشی سیاسی تحقق یابد.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی افغانستان ما که در سرمقاله ای تحت عنوان افغانستان و ضرورت حرکت به سوی توسعه ی همه جانبه چنین نوشته است:
روز جمعه و شنبه (7 و 8) ثور مصادف بود با بیست و ششمین سالروز پیروزی مجاهدین و چهلمین سالگرد کودتای خونین حزب خلق و سرنگونی نظام جمهوری داوود خان.
این برهه به لحاظ تحولات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی که در آن رخ داده در تاریخ افغانستان بی پیشینه است. این تحولات زندگی تمام مردم افغانستان در گوشه و کنار کشور را متأثر ساخته است.
موضوعی را که می توان در تحلیل اوضاع سیاسی- اجتماعی آن زمان به عنوان سر منشأ بحران افغانستان در دوره های بعد نام برد، موضوع استبداد و انحصار نظام سیاسی است. استبداد و انحصار قدرت نه تنها در چهل سال اخیر که در طول تاریخ افغانستان منبع نفاق، تفرقه، تشتت، جنگ های خانمانسوز، مهاجرت ها و قتل عام ها بوده است.
استبداد سیاسی به همان میزان که به نفاق و انشقاق قومی و اتنیکی در داخل افغانستان دامن می زد، به همان میزان وابستگی حکومت را به کشورهای قدرتمند خارجی نیز توسعه و عمق می بخشید. حاکمان مستبد همواره در برابر مردم بی دفاع خود، قاتلان شرور و بی رحم؛ اما در برابر قدرت های خارجی مزدوران ذلیل و بی اراده ای بوده اند.
در پایان نویسنده می افزاید :
افغانستان امروز نیازمند توسعه همه جانبه است. ما باید همزمان به سوی توسعه سیاسی و اقتصادی گام بر داریم. فقر و بیکاری مشکلات زیادی را فراروی سیاست ها و برنامه های حکومت خلق می کند. حکومت اگر مشکل اقتصادی مردم را حل کند، گام بزرگی به سوی امنیت و انکشاف سیاسی برداشته است.