بررسی مطبوعات چاپ کابل 15 ثور 1397
"ارگ جنجالی دیگر برپا کرد" ، " پروسه ی تذکره ی الکترونیکی ؛نمادی از بحران هویت ملی " و" ادامه ی اختلاف ها در سال چهارم حکومت"، عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
ارگ جنجالی دیگر برپا کرد عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
ارگ ریاستجمهوری بهصورتِ یکجانبه روند توزیع شناسنامههای الکترونیکی را در یک مراسمِ کوچک که اکثر شرکتکنندگانِ آن افراد وابسته به این تیمِ تمامیتخواه بودند، آغاز کرد. خبر آغاز رسمیِ توزیع شناسنامههای الکترونیکی به محضِ اینکه در فضای رسانه ای کشور پیچید، صدای مخالفت با آن نیز از بسیاری آدرسها بلند شد.
کاخ سپیدار به عنوان بخشی از قدرت سیاسی، عملاً آغاز روند توزیع شناسنامههای الکترونیکی را برنامه ای تفرقهافکنانه خواند که هیچ کمکی به وضعیت بحرانی کشور نمیکند.
داکتر عبدالله اعلام کرد که هیچگونه هماهنگی در این خصوص با او نشده و نمیخواهد که بخشی از این برنامه باشد. او گفت که افغانستان اولویتهای دیگری از جمله تأمین امنیت و برگزاری موفقانۀ انتخابات دارد که باید به آنها بهجای توزیع شناسنامههای الکترونیکی پرداخته شود.
ماندگار می افزاید :
شناسنامههای الکترونیکی زمانی قابلیت توزیع را پیدا میکند که شهروندانِ کشور در مورد آن به اجماع رسیده باشند. در موجودیتِ هرگونه اختلافنظر در مورد شناسنامههای الکترونیکی، توزیع آن ابزاری در خدمت شوونیسم و استبداد قومی تلقی میشود. ولی ما دیگر در عصری زندهگی نمیکنیم که دیکتاتوریها بتوانند دوام بیاورند. دیکتاتوری همین است که زمامداری میخواهد دیدگاهها و نظراتِ خود را بهصورتِ یکجانبه بر دیگران تحمیل کند.
وپروسه ی تذکره ی الکترونیکی ؛نمادی از بحران هویت ملی عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است :
در این روزها با اخذ تذکره الکترونیکی توسط رییس جمهور و تعدادی دیگر از مقامات، یک بار دیگر مساله هویت ملی در محور مباحث عمومی قرار گرفته و ذهنیت عامه را به خود مشغول داشته است. چندی پیش ثبت نام مقامات نیز چنین گفتگوهایی را برانگیخت.
نفس گفتگو و منازعه کلامی در مورد موضوعی چون تذکره که نمادی از هویت ملی ما است، یک رخداد نیک و یک ضرورت بنیادین در راستای ادغام اجتماعی است که باید خیلی پیش از این زمان صورت می گرفت.
نویسنده می افزاید :
همان گونه که می دانیم مردم افغانستان متاسفانه به دلیل بحران های تاریخی و منازعات مسلحانه چهار دهه اخیر نتوانسته است به یک اجماع ملی بر سر موضوعی چون هویت دست یابد تا تبدیل به یک ملت شود. بنابراین مباحث به وجود آمده از این جهت قابل قدر است.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سرمقاله ای تحت عنوان ادامه ی اختلاف ها در سال چهارم حکومت چنین نوشته است:
اجماع سیاسی در درون حکومت برهم خورده است. رییس جمهور غنی بدون جلب حمایت جناح ریاست اجرایی اقدام به توزیع شناسنامههای الکترونیک میکند و دکتر عبدالله هم در نشست خبری ظاهر میشود و رییس جمهور غنی را به باد انتقاد میگیرد. این نشان میدهد که هیچ نوع تفاهم سیاسی میان جناحهای تشکیلدهندهی حکومت وحدت ملی حتی در سال آخر این حکومت به وجود نیامده است. در اول جوزای امسال چهارسالگی حکومت وحدت ملی کامل میشود و جناحهای سیاسی در سال پنجم حکومت برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمادگی میگیرند. اما به رغم چهارسالگی حکومت دکتر غنی و دکتر عبدالله نتوانستند به اجماع لازم سیاسی دست یابند.
هر دو طرف در این چهار سال تلاش کردند که یکدیگر را تضعیف کنند. ارگ برنامهی تضعیف و تحقیر ریاست اجرایی را در پیش گرفت و در مواردی که نیاز بود، این برنامه را موقتاً کنار گذاشت، اما هیچگاهی آن را ترک نکرد. از نظر ارگ تحقیر بیشتر ریاست اجرایی، به ایجاد وجههی قومی برای رییس جمهور غنی کمک میکرد.
در پایان هشت صبح می افزاید :
رییس جمهور غنی با اتکا به یک تیم یکدست قومی و متحدان تندرو پشتونش در چهار سال گذشته تلاش کرد که جناح عبدالله را زمینگیر کند. اگر فشارهای بینالمللی نمیبود، حکومت وحدت ملی باقی نمیماند.
رییس جمهور غنی میخواهد به یک تبار مشخص نشان دهد که از مطالبات قومی و هویتی نخبگان آنان نمایندگی میکند و پروای هیچ چیزی را ندارد. ایشان میخواهد برای اقوام پشتون چهرهی قاطع یک رهبر پشتون را به نمایش بگذارد. اما این روش، روش خطا است و در درازمدت جواب نمیدهد.
مگر رییس جمهور غنی قصد کاندیدا شدن ندارد؟ مگر ایشان نمیخواهد از میان اقوام غیر پشتون متحد جلب کند، مگر رییس جمهور دوست ندارد که در انتخابات ۲۰۱۹ از فارسیزبانها هم رای بگیرد؟
اگر پاسخ به این سوالها مثبت است، باید رییس جمهور به اجماع سیاسی بیشتر اهمیت میداد. باید درسهای لازم از انتخابات سال ۲۰۱۴ گرفته میشد و از همین حالا برای ایجاد اجماع سیاسی تلاش صورت میگرفت، تا از قومی شدن انتخابات آیندهی ریاست جمهوری جلوگیری میشد. اما به نظر میرسد که رییس جمهور به این مسایل اهمیتی نمیدهد. او حتماً واقعیتهای سیاسی و قومی افغانستان را به گونهی دیگر محاسبه کرده است و کسی دقیقاً نمیداند که در ذهن ایشان چیست. ولی بدون اجماع سیاسی، هیچ روند ملی و همهشمول به پیروزی نمیرسد.