بررسی مطبوعات چاپ کابل 24 ثور 1397
"آزادی بیان و دوره ی گذار به دموکراسی" ، "جوی خون از کابل تا فراه " و" منافع کلیتی به نام دولت فکر کنید"، عناوین سرمقاله های روزنامه های امروز چاپ کابل است.
آزادی بیان و دوره ی گذار به دموکراسی عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است :
شکیل کمیسیون مشترک حکومت و رسانه ها یکی از دستاوردهای ارزشمندی است که در سال های اخیر در نتیجه همکاری و همسویی نهادهای رسانه ای با حکومت به وجود آمده است. این کمیسیون از نزدیک و با مشوره نمایندگان نهادهای رسانه ای، مشکلات و چالش های فراروی خبرنگاران و روزنامه نگاران را بررسی کرده و در مورد حل آنها مشترکا تصمیم می گیرند.
تأمین امنیت خبرنگاران و رسانه ها، شناسایی عوامل فشار و خشونت علیه خبرنگاران و تعقیب و محاکمه آنان از سوی نهادهای عدلی و قضایی و رسیدگی به قضایای خشونت علیه خبرنگاران و دهها مسأله ضروری دیگر، جزؤ فیصله هایی است که توسط این کمیسیون صورت گرفته است.
با همه اینها رسانه ها و خبرنگاران در جریان کار و انجام مسؤلیت های خود، تا کنون با مشکلاتی مواجه می باشند.
نویسنده می افزاید :
باید بپذیریم که علیرغم همه نابسامانی ها و مقاومت ها و مانع تراشی ها، رسانه ها از رشد چشمگیر و قابل ملاحظه ای در کشور برخوردار بوده است و زمینه های کار و فعالیت آزاد رسانه ای برای آنها فراهم بوده است و ما باید این دستاوردها را پاس بداریم و از آن محافظت نماییم.باید توجه داشته باشیم که ما در حال گذار از نظام استبدادی و بسته به یک نظام دموکراتیک و باز هستیم. دوره گذار همیشه مطابق انتظار ما نیست و نخواهد بود؛ اما با تحمل و بردباری و مبارزه پیگیر می توان عرصه های آزادی را در کشور فراخ تر کرد. غوغا سالاری و فرافگنی در بسیاری موارد ما را از اهداف توسعه و دموکراسی دورتر می سازد.
و جوی خون از کابل تا فراه عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
روز گذشته، بسیاری از رسانهها و خبرگزاریها از کشتهشدنِ شمارِ زیادی از نیروهای امنیتیِ کشور در ولایت فراه بر اثر کمین و شبیخونِ تروریستانِ طالب خبر دادند. برخی منابع در فراه به خبرگزاریها گزارش دادند که بر اثر حملاتِ سه شب پیشِ طالبان بر چند بخش ولسوالی و مرکز فراه، حدود چهل سربازِ نیروهای امنیتی کشته شدهاند و مقادیر قابل توجهی سلاح و مهمات از جمله یک تانکِ زره نیز به دستِ مخالفین افتاده است.
این خبرِ تأثربار درحالیست که هماکنون در آستانۀ برگزاری انتخابات پارلمانی، دستکم در نیمی از ولایاتِ افغانستان جنگ و ناامنی بهشدت جریان دارد. این ولایتها از تخار و جوزجان در شمال تا هلمند و قندهار در جنوب، و از لغمان و ننگرهار در شرق تا غور و فراه در غرب امتداد دارند. کافیست اخبارِ حوادثِ امنیتی در رسانههای افغانستان در ۳۴ ولایتِ کشور را مرور کنیم تا ببینیم و بفهمیم که جوی خون در افغانستان از مرکز تا دوردستترین نقاط، جاری و ساری است.
ماندگار می افزاید :
هر سربازی که بهدست طالبان به شهادت میرسد، اولاً سرپرست و نانآورِ یک خانواده، ثانیاً پدر یک یا چند فرزند، ثالثاً مونس و شوهرِ یک خانم و رابعاً فرزند و عصایِ پیریِ یک پدر و مادرِ دلسوخته است که همه انتظار به سلامت بازگشتنِ او را کشیدهاند و آمدنِ پیکرِ بیجانِ او حُکم درهم پاشیدنِ نظم و سلسله ای از اُمیدها و پیوندها را دارد که بهمراتبِ ارزشِ هرکدام بیشتر از بنایِ تعصبآلودِ کاخ ریاستجمهوری و برنامههای نفاقافکنانۀ نهفته در آن است.
در افغانستانِ امروز، از کابل تا فـراه جوی خون جاری است و همچنان حلقۀ ارگ در تلاش مهندسی قدرت، انحصار سیاست، مداخله در انتخابات، ابتذال و سبوتاژِ پروسۀ قانونیِ توزیع شناسنامههای برقی و تحکیم برتریجوییِ قومی در تمام عرصهها و حوزههاست. چنین تلاشی از آنجا که به خونِ بیگناهان و آه و نالۀ بیپناهان آغشته است، در نهایت محکوم به حـرمان و شکست میباشد.
و به سراغ روزنامه ی هشت صبح می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان به منافع کلیتی به نام دولت فکر کنید چنین نوشته است :
طالبان به درخواست افغانستان و جهان برای آغاز مذاکره برای پایان جنگ، وقعی ننهادند و به دوام جنگ اصرار کردند. آنان تهاجم تازهی بهاری را آغاز کردهاند. هدف اعلامی آنان براندازی و اعادهی امارت از دست رفته است. پاکستان هم طالبان را به دوام جنگ تشویق کرد. ارتش پاکستان نخواست با تلاشهای جهانی برای کشاندن پای طالبان به میز مذاکره همگام شود. پاکستان اجازه میدهد که از قلمروش علیه افغانستان استفاده شود و نهادهایش برای رهبران طالبان خدماترسانی کنند.
پاکستان فکر میکند افغانستان سرزمینی است که میتواند بر آن سلطه داشته باشد و این سلطه را بر ضد دشمنانش به کار گیرد.
در پایان هشت صبح می افزاید :
فشارهای پاکستان و طالبان نمیتواند سبب قطع حمایت جهان از افغانستان شود، اما دوام اختلافهای سیاسی و هویتی در درون حکومت، وضعیت را خیلی دشوار میکند.
دوام این اختلافها وضعیتی را خلق خواهد کرد که جناحهای تشکیل دهندهی حکومت رو در روی هم قرار بگیرند. در صورتی که این جناحها رو در روی هم قرار بگیرند و رقابتشان به مرحلهی تقابل غیرقابل برگشت برسد، افغانستان حمایت جهان را از دست میدهد و رویای کسانی تحقق مییابد که برای این سرزمین حکومت ایدیولوژیک غیرانتخابی میخواهند. جهان از هیچ جناحی در یک جنگ داخلی حمایت نخواهد کرد. وقتش است که سران حکومت اختلافها را مدیریت کنند. آنان باید در تفاهم با هم در مورد مسایل اختلافی تصمیم بگیرند. تصمیمگیریهای یکجانبه اگر مشروعیت حقوقی هم داشته باشد به لحاظ سیاسی نادرست است. افغانستان در وضعیتی نیست که اختلافهای هویتی و سیاسی را تاب بیاورد، همه تشکیلدهندهگان حکومت وحدت ملی از جمله ارگ باید به منافع کلیتی به نام دولت افغانستان فکر کند.