بررسی مطبوعات چاپ کابل 1 جوزا 1397
"ریاست جمهوری؛ نهادی دیکتاتور محور" و " افزایش مواد مخدر و تداوم بحران"، عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
ریاست جمهوری؛ نهادی دیکتاتور محور عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
رییس حکومتِ وحدت ملی مدعی است که طی زمامداری کمنظیرِ او در افغانستان، نهاد ریاستجمهوری از «فردمحوری» به «نهـادمحوری» تغییر کرده است. آقای غنی میگوید که حالا «در نهاد ریاستجمهوری، طرحهای پیشرفت و ترقی افغانستان، تحکیم وحدت ملی و ارتباطات عمیق، تدوین و از طریق اجماع مورد اجرا قرار میگیرد.»
اگر تجربۀ چهارسالۀ حکومتداریِ آقای غنی وجود نمیداشت، شاید میشد اینگونه سخنان را به عنوان فرضیههایِ زیبا قبول کرد ولی در موجودیتِ تجاربِ حکومتداری فعلی، چگونه میتوان گفت که نهاد ریاستجمهوری دیگر فردمحور نیست و نهادمحور شده و از این نهاد برنامههای ملییی تراوش میکند که توانسته افغانستان را به وادی نجات و سلامت بکشاند؟!
آقای غنی از سیاستمدارانیست که دیکتاتوری در طبیعتِ او نهادینه شده است. حرکتها، سخنان و برخوردهای خشونتآمیزِ او با زیردستان، نشـانۀ روشنِ دیکتاتورمنشیِ اوست. چهار سال تجربۀ کاریِ آقای غنی در نهاد ریاستجمهوری کشور، این نهاد را به نهادی استبدادی و فردمحور حتا بیشتر از چیزی که در زمانِ کرزی وجود داشت، تغییر داده است. او آنقدر کمیسیون و نهادِ موازی با وزارتهای کشور بهوجود آورده که عملاً دستِ وزارتخانهها را از کارهای اساسی بیرون کرده است. همین لحظه وزارت انرژی و آب که طرحهای بزرگی برای ایجاد سدها و مهـار منابع آبی در اختیار دارد، بهدلیل مانعتراشیهای کمیسیونهای متعدد ارگ ریاستجمهوری، به یک نهـاد بیکاره تبدیل شده است.
ماندگار می افزاید :
بارها مسئولانِ طراز اولِ کشور از کمیسیون تدارکات که در اختیار یک حلقۀ خاص قرار گرفته، شکایت و انتقاد کردهاند. به گفتۀ این افراد، کمیسیون تدارکات عملاً مانعی بزرگ در راه امضـای قراردادها و برنامهریزیهای کلان قرار دارد. به گفتۀ این افراد، قراردادهای وزارتخانههایِ کشور از طریق این نهاد به کسانی داده میشود که با ارگ و شخصِ آقای غنی و بانوی نخست، نزدیکی و همآوایی دارند. آیا در چنین فضا و حالتی میتوان ادعا کرد که نهـاد ریاستجمهوری نهادی شخصمحور نیست؟!
و افزایش مواد مخدر و تداوم بحران عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:
دیروز گزارش تازه ای منتشر شد که نشان می دهد میزان کشت و تجارت مواد مخدر نزدیک به دو برابر افزایش یافته است. بر اساس گزارش تازه حکومت افغانستان و دفتر جرایم و مواد مخدر سازمان ملل متحد ارزش اقتصادی این ماده افیونی در افغانستان به شش و نیم میلیارد دالر افزایش یافته است. در حالی که این رشد در سال های گذشته نزدیک به سه میلیارد دالر امریکایی بوده ست.
این افزایش برای دولت و مردم افغانستان مایه نگرانی عمیق است و باید دولت ان را جدی بگیرد. زیرا نشان می دهد که اقدامات دولت درطی سال های گذشته و هم چنین تمامی اقدامات حمایتی جامعه جهانی از دولت افغانستان در راستای مبارزه با مواد مخدر ناکام بوده است.
نویسنده می افزاید :
سالها است که طالبان و دیگر گروه های تروریستی از کشت و تجارت مواد مخدر تغذیه می کنند و بخش اصلی منابع جنگی و حملات تروریستی خود را از مواد مخدر به دست می اورند. حتی بر اساس برخی تحقیقات جنگ و منازعه افغانستان به عنوان جنگ تریاک نامیده شده است. زیرا تروریسم و مافیا در تداوم این جنگ به طور مشترک دست دارند و تنها به خاطر کشت و تجارت مواد مخدر به فعالیت های تروریستی می پردازند. اکنون با افزایش کشت و تجارت مواد مخدر و رسیدن ارزش اقتصادی ان به بیش از شش و نیم میلیارد دالر تروریست ها نفس راحتی می کشند و در ادامه مسیر خود مصمم تر می شوند. گروه های تروریستی به دلیل ماهیت غیر قانونی که دارد از تمام مکلفیت های قانونی معاف هستند. از این رو کشت و تولید و تجارت مواد مخدر نیز در زمره فعالیت های غیر قانونی محسوب می شود. بنابراین میان دو پدیده غیر قانونی به طور منطقی نسبت و رابطه مستقیم برقرار می شود.