بررسی مطبوعات چاپ کابل 7 جوزا
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i75692-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_7_جوزا
"سفر به پاکستان؛هواخوری یا چاره جویی"،" تلاش برای اعتماد سازی میان افغانستان و پاکستان" و "نباید روی ادغام مناطق قبیله نشین زیاد گیر دهیم"عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
جوزا 07, 1397 04:45 Asia/Kabul
  •  بررسی مطبوعات چاپ کابل 7 جوزا

"سفر به پاکستان؛هواخوری یا چاره جویی"،" تلاش برای اعتماد سازی میان افغانستان و پاکستان" و "نباید روی ادغام مناطق قبیله نشین زیاد گیر دهیم"عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.

"سفر به پاکستان؛هواخوری یا چاره جویی" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است که در آن چنین آمده است:

حنیف اتمر مشاور امنیت ملیِ افغانستان در همراهی با وزیر داخله و رییس امنیتِ ملی برای دیدار با مقام‌های ارشدِ پاکستانی به اسلام‌آباد سفر کرده است.
اگرچه سفرِ چندی پیشِ شاهد خاقان عباسی نخست‌وزیر پاکستان به کابل و ادامۀ گفت‌وگوها پیرامون «برنامۀ عملِ افغانستان و پاکستان برای صلح» این سفر را توجیه می‌کنـد، اما نظر به تجاربِ گذشته و وضعیت جاری افغانستان، این سفر نیز تکرارِ مکررات و چرخش در دور باطلِ قهر و آشتی یا سفر و بازسفرِ بی‌حاصل تلقی می‌شود.
در دنیـای سیاست و دیپلماسی مسلماً نباید از سفر و چانه‌زنی خسته و مأیوس شد، اما این اصل زمانی قابل اتکا و تأکید است که نقشۀ گفت‌وگوها بر اهدافِ روشن و نامتناقضی استوار باشد که در درازمدت بتوان آن‌ها را به ثمر نشاندوقتی که هیچ اهدافِ روشن و هیچ نقشۀ جامع و راهبردی‌یی در ورایِ گفت‌وگوها و ملاقاتِ مقام‌های افغانستان با پاکستان وجود نداشته باشد، این سفرها صرفاً هواخوری رفتن از خزانۀ دولت و مردم تلقی می‌شود.
اگر مردم پاکستان از این سفرها و دیدارها استقبال کنند، شاید حق‌به‌جانب باشند؛ چون لااقل دولت‌مردانِ آن‌ها برای دهه‌ها توانسته‌اند افغانسـتان را عمق استراتژیک و حیاط خلوتِ پاکستان در رقابت با هند بسازند. اما مردم افغانستان حتا در اوجِ این دیدارها و گفت‌وگوها، شاهدِ موشک‌پراکنی از آن‌سوی مرز و افزایش تحرکاتِ تروریستی‌ در شهرها و روستاهای‌شان اند که همه از مناطق قبایلی پاکستان آب می‌خورد.
افزون بر این‌ها، درحالی‌که پاکستان در همۀ گفت‌وگوهایش با مقامات افغانستانی، از ایدۀ «عمق استراتژیک» فارغ نیست؛ مقاماتِ حکومتِ افغانستان نیز دل‌چسبیِ مبهمی به تداومِ این ایده نشـان می‌دهند. به گونۀ مثال، چند روز پیش آقای غفور لیوال مشاور رییس‌جمهور در امور اقوام و قبایل، در واکنش به تصمیم پارلمانِ پاکستان مبنی بر ادغام مناطق قبایلیِ این کشور به ایالت خیبرپختون‌خواه، با استناد به پیمان راولپندی گفت که «سلب خودمختاری این مناطق باید به مشورت با دولت افغانستان انجام می‌شد
مسلماً چنین واکنشی از سوی نمایندۀ رسمی ریاست‌جمهوری، نشان‌دهندۀ گمراهیِ شدیدِ حکومت افغانستان در برنامۀ رسیدن به صلح و همبسته‌گی از طریق همکاری دو کشور است. اولاً این‌که هرج‌ومرج و خشونت در مناطق قبایلی، پاشنۀ آشیلِ دو همسایه به‌ویژه افغانستان در برابر تروریسم است؛ ثانیاً پاکستان عمقِ استراتژیکِ خود در افغانستان را تا کنون از دریچۀ فرهنگِ حاکم بر مناطق قبایلی تعقیب کرده؛ ثالثاً ادغام این مناطق در ساختار قانونی و اداریِ پاکستان می‌تواند قدمی بسیار بزرگ برای رهایی افغانستان از پایگاه‌ها و پناهگاه‌هایِ تروریستی‌یی شود که هر روز در شهرهایِ کشور فاجعه می‌آفریند، رابعاً استناد جستن به پیمانِ لغو و منقضی‌شدۀ راولپندی برای خدشه‌دار ساختن این تصمیم، اگر سودی داشته باشد، سود آن شاملِ حال پاکستان برای تداومِ سیاستِ عمقِ استراتژیک در افغانستان و جهاد در کشمیر هندوستان می‌شود و خامساً اگر به‌راستی حکومت افغانستان به آن سوی دیورند چشم دارد و یا این‌که بر ادامۀ خودمختاریِ مناطق قبایلی و هرج‌ومرج در آن تأکید دارد، به‌جای سفر به پاکستان و گفت‌وگو پیرامون «برنامۀ عمل افغانستان و پاکستان برای صلح»، بر برنامۀ جنگِ قاطع و سرنوشت‌ساز با پاکستان تمرکز کند و خود و مردمِ افغانستان را از این‌همه دوگانه‌گی و بلاتکلیفی برهاند.
حکومت افغانستان درحالی به دنبال تحققِ صلح از مسیر پاکستان است که با سیاست‌هایِ نادرست و متناقض خود، همدلی و همبسته‌گیِ سیاسی و اجتماعی در کشور را دچار گسست‌ها و شکست‌هایِ عمیق کرده و با ادامۀ داعیۀ باطل و تاریخ‌گذشتۀ دیورند، هم افغانستان را محکوم به بی‌ثباتی و هم پاکستان را وادار به دخالتِ بیشتر در افغانستان می‌سازد.
این‌ها همه دلایلی بر بیهوده خواندن و در بهترین گمان، «هواخوری» نامیـدنِ سفرِ مقاماتِ کشور به پاکستان است. آقایان اتمر، استانکزی و برمک در این سفر بهترین غذاها را خواهند خورد و خوش‌ترین چکرها را خواهند زد و در پایان، داستانِ افغانستان و پاکستان کما فی‌السابق تمدید خواهد شد!

" تلاش برای اعتماد سازی میان افغانستان و پاکستان" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:

وز مسولان ارشد امنیتی کشور برای جلب حمایت پاکستان از پروسه صلح و به منظور اعتمادسازی میان دو کشور به این کشور سفر کرده اند. در این سفر مشاور شورای امنیت ملی افغانستان، وزیر امور داخله و رییس عمومی امنیت ملی شامل هستنداعزام این هیات عالی رتبه از افغانستان به پاکستان به معنای تلاش های بی وقفه و نشان دهنده اراده جدی افغانستان در زمینه اعتمادسازی و حل مشکلات میان دو کشور است. قبلا نیز افغانستان از این گونه تلاش ها بسیار انجام داده است. اما ان چه مسلم است این است که این تلاش ها متاسفانه چندان مقرون به نتیجه مثبت نبوده است
یکی از اخرین تلاش ها میان دو کشور کار روی سند صلح و همبستگی بوده است که ان هم هنوز به نتیجه مشخصی منجر نگردیده است. سفر هیات عالی رتبه امنیتی افغانستان نیز در همین راستا و به منظور نهایی سازی این سند همکاری میان دو کشور اعلام شده است
بر اساس مفادی که تا کنون از این سند به بیرون درز کرده است حمایت از پروسه صلح با مالکیت افغان ها، مبارزه مشترک با تروریسم و عوامل مختل کننده امنیت در دو کشور و همکاری مشترک در راستای حل مشکلات دو کشور از مهم ترین بندهای این سند راهبردی میان دو کشور است. مسایلی که هنوز تنها بر روی کاغذ باقی مانده است و گاهی از سوی سیاست مداران پاکستان بر ان ها تاکید شده است
عملا اما طرف پاکستان همواره برخلاف مفادات فوق عمل کرده است. پاکستان و جامعه جهانی بارها تاکید کرده اند که صلح تنها از طریق مذاکره و مفاهمه میان خود افغان ها به وجود می اید و دیگر راه ها به صلح در افغانستان ختم نمی گردداما واقعیت این است که یک سر طناب صلح در دست پاکستان است و دولت افغانستان نیز به این موضوع واقف است. به همین خاطر در استراتژی افغانستان و طرحی که اخیرا از سوی رییس جمهور افغانستان ارایه گردید پاکستان به طور جداگانه یک طرف صلح دانسته شده است. حقیقت ماجرای صلح در افغانستان نیز همین است. تا در طرف پاکستانی برای ایجاد صلح در افغانستان یک اراده جدی و قاطع به وجود نیاید صلح در افغانستان تحقق نمی یابد
دومین هدفی که در سند صلح و همبستگی گنجانده شده است مبارزه مشترک با تروریسم و عوامل مختل کننده امنیت در دو کشور است. عدم صداقت و تعهد پاکستان نه تنها از عملکرد این کشور بلکه از الفاظ همین ماده نیز هویدا است. از این بند سند صلح و همبستگی این گونه به نظر می رسد که طرف پاکستانی حتی حاضر نیست که از عنوان تروریسم برای گروه های افراطی مختل کننده امنیت و نظم در دو کشور استفاده کند. به همین خاطر تنها از اصطلاح مختل کننده امنیت در این سند سخن به میان امده است. در حالی که ده ها گروه تروریستی و دهشت افکن در خاک دو کشور فعال هستند که همه ان ها به نحوی تحت حمایت سازمان استخبارات پاکستان قرار دارند
علاوه بر ان پاکستان در عمل نیز نشان داده است که هرگز در مبارزه با گروه های هراس افکن صادق نیست. در حالی که همگان می دانند که خاک پاکستان محل اصل لانه های گروه های تروریستی است. اما مسولان این کشور همواره این موضوع را رد می کنند. گروه های تروریستی تمام راه های ترانزیتی و انتقال افراد و تجهیزات نظامی شان را از خاک پاکستان انجام می دهند و حتی بسیاری از حملات تروریستی که در افغانستان صورت می گیرد در خاک این کشور طراحی می شود. اما متاسفانه هنوز این موضوع به طرز بی شرمانه ای کتمان می گردد. دولت افغانستان بارها بر این موضوع تاکید کرده است و اسناد زیادی نیز در دست است که نشان دهنده حمایت جدی دولت پاکستان از گروه های هراس افکن است
با توجه به ان چه گفته شد پاکستان همواره از طرح ها و پلان های عملی در راستای ایجاد صلح و امنیت در افغانستان طفره رفته است. به همین خاطر باید دولت افغانستان در کنار تلاش های دیپلماتیک به منظور پاسخگو ساختن پاکستان باید راه های عملی تر نیز در این راستا جستجو کند. یکی از مهم ترین راه ها مراجعه به نهادهای تصمیم گیرنده بین المللی و تمسک به استراتژی جدید ایالات متحده در قبال پاکستان است. تا کنون تلاش برای اعتمادسازی میان دو کشور یک طرفه بوده و پاکستان به طور فعال در این روند سهم نگرفته است. باید این کشور را مجبور کرد تا به  قوانین بین المللی و مفادات معاهدات بین المللی گردن نهد.

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح است که در سرمقاله ای تحت عنوان "نباید روی ادغام مناطق قبیله نشین زیاد گیر دهیم" چنین نوشته است:

در سفر مقام‌های امنیتی افغانستان به اسلام‌آباد حتماً موضوعات گوناگون از جمله طرح ادغام مناطق قبیله‌نشین آن‌سوی دیورند با ایالت خیرپختون‌خواه با مقام‌های پاکستانی مورد بحث قرار خواهد گرفت. وزارت خارجه‌ی پاکستان قبلاً موضعش را در این مورد اعلام کرده است. پاکستانی‌ها با همین موضع به مقام‌های افغان پاسخ خواهند گفت. موضع افغانستان در مورد ادغام مناطق قبیله‌نشین به ایالت خیبرپختون‌خواه زیاد موجه نیست. افغانستان باید از طرح ادغام این مناطق به دلایل سیاسی، حقوق بشری و امنیتی حمایت کند و زیاد روی آن گیر ندهد.

استقبال از ادغام مناطق قبیله‌نشین با ایالت خیبرپختون‌خواه به معنای رسمیت‌بخشیدن به خط دیورند نیست. این موضوع روی وضعیت حقوقی و سیاسی خط دیورند تأثیر ندارد. واقعیت دیگر این است      که دوستان افغانستان در پاکستان از طرح ادغام مناطق قبیله‌نشین در ایالت خیبرپختون‌خواه حمایت می‌کنند. هر کشوری نظرات متحدان خودش را در موضع‌گیری‌‌هایش لحاظ می‌کند. استناد به معاهده‌های حکومت‌های وقت افغانستان با هند بریتانیایی هیچ منطقی ندارد. آن معاهده‌ها مشروعیت حاکمیت هند بریتانیایی به مناطق آن‌سوی دیورند را پذیرفته‌اند. افغانستان باید موضع منطقی داشته باشد.

اذعان به رسمیت مرز دیورند در صورتی که طرف مقابل، تضمین‌های روشن اقتصادی و امنیتی ندهد اشتباه است، اما در کنار آن، استقبال از ادغام مناطق قبیله‌نشین به ایالت خیبرپختون‌خواه خیلی منطقی و عقلانی است. حقوق بشری مردم آن مناطق نقض می‌شود. آنان در سطح شهروندان درجه دوم پاکستان اند. از آن جایی که قانون اساسی پاکستان در آن مناطق تطبیق نمی‌شود، مردم مناطق قبیله‌نشین به صورت دسته‌جمعی مجازات می‌شوند. ختم این وضعیت، مبتنی بر اعلامیه‌‌ی جهانی حقوق بشر و مجموع اسناد حقوقی بین‌المللی است. دولت افغانستان باید از آن استقبال کند.

واقعیت دیگر این است که از مناطق قبیله‌نشین برای اعمال نفوذ مخرب در افغانستان کار گرفته می‌شود. ارتش پاکستان از این مناطق بر ضد افغانستان استفاده می‌کند. این مناطق به این دلیل بر ضد افغانستان وسیله شده‌اند که وضعیت حقوقی مردم آن روشن نیست. اگر وضعیت این مناطق متفاوت می‌بود، برای ارتش پاکستان بسیار سخت بود که از آن بر ضد افغانستان استفاده می‌کرد. هر اقدامی که زمینه را برای اعمال نفوذ مخرب ارتش پاکستان در افغانستان -ولو اندک- تنگ کند، باید مورد استقبال کابل قرار بگیرد. بهتر است که در سفر مقام‌های دولتی افغانستان به اسلام‌آباد زیاد روی ادغام مناطق قبیله‌نشین در ایالت خیبرپختون‌خواه بحث نشود.

افغانستان باید با پاکستان موضوع تروریسم را مطرح کند. باید بحث اتحاد طالبان با پاکستان مورد بحث قرار گیرد. افغانستان باید به پاکستان بگوید از اتحاد با طالبان سودی نمی‌برد. مشکل جدی افغانستان با پاکستان در حال حاضر، اتحاد استراتژیک ارتش، دستگاه‌های اطلاعاتی و نیروهای مذهبی آن با گروه طالبان است. افغانستان نیاز به طرح این مسئله با پاکستان دارد. افغانستان باید از پاکستان بخواهد که به چه دلیل آن کشور به جای سرمایه‌گذاری روی مردم افغانستان، طالبان را تا سطح متحدان خودش ارتقا داده است. موضوعاتی مثل ادغام مناطق قبیله‌نشین و مخالفت با آن سودی ندارد. ادغام مناطق قبیله‌نشین نه تنها ضرری را متوجه افغانستان نمی‌سازد، بلکه سود آن بیشتر به جانب افغانستان می‌رسد. مقام‌های امنیتی باید مسایل اساسی‌تر را با ارتش و قدرت‌مندان پاکستان مطرح کنند. افغانستان و پاکستان باید روی میکانیزمی توافق کنند که بر اساس آن، پاکستان به حمایت و فراهم‌سازی پناه‌گاه به دشمنان افغانستان پایان دهد و افغانستان هم نگرانی‌های جانب پاکستان را بشنود. پاکستان باید نگرانی‌های مشروع و سیاست هژمونیکش را از هم تفکیک کند.