بررسی مطبوعات 14 جوزا 1397
"بیسوادی بزرگترین تهدید علیه افغانستان"،" کودکان ، قربانی جنگ و رسم و رواج های ناپسند" و "چرا ۱۸ میلیون برچسب " عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
روزنامه ماندگار ر سرمقاله ای تحت عنوان "بیسوادی بزرگترین تهدید علیه افغانستان" چنین نوشته است :
بر اساس گزارشی تازه از یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل، نیمی از کودکانِ افغانستان از رفتن به مکاتب و نعمتِ سوادآموزی محروم اند.
این محرومیت از عواملی چون فقر، تبعیض علیه دختران و جنگ و ناامنی سرچشمه میگیرند.
این خبر و گزارش درحالیست که حکومت افغانستان در سالهای گذشته همواره رشد و افزایشِ کمی و کیفیِ دانشآموزانِ مکاتب را ـ بهعلاوۀ یکی ـ دو مورد دیگر همچون آزادی بیان و رسانهها ـ به عنوان دستاوردهایِ طلاییِ خود برای مردم افغانستان شمرده و از این رهگذر خواسته از شدتِ اعتراضاتِ عمومی بر کمکاریهایِ خود بکاهد.
اما بیسوادی، چیزی نیست که بتوان آن را در سایۀ شعار و ترفندهایِ تبلیغاتی پنهان کرد. بیسوادی یک پدیدۀ سیال و دارایِ حرکت است که به هر بستری راه مییابد و خود را به شکلی از اشکال جلوهگر میسازد.
گزارش تازۀ یونیسف، نشانهیی بر پوشالی بودنِ ادعاهای مقاماتِ افغانستان در زمینۀ معارف و ارتقای وضعیتِ کوکان است. افزون بر این گزارش، صدها و بلکه هزارها دلیلِ عینیِ دیگر در جامعۀ افغانستان دال بر قوتِ معضلِ بیسوادی، قابل رؤیت و ترصدند که از هیچکدامِ آنها نمیتوان بهسادهگی گذشت.
ماندگار می افزاید :
اینکه نیمی از کودکانِ افغانستان به مدرسه نمیروند، نشان میدهد که این چرخه همچنان به گردشِ سریع ادامه میدهد؛ اما اگر ارادهیی برای متوقف ساختنِ آن در دستگاه دولت وجود داشته باشد، میتوان در یک برنامۀ درازمدت و استراتژیک و همهجانبه ـ از حوزۀ سیاست گرفته تا اقتصاد و آموزش ـ سرعتِ آن را بهتدریج کُند و کندتر ساخت. مقابلۀ ملی با بینظمیهای سیاسی، مبارزۀ قاطع با فسادهای مالی و تزریق نتایجِ آن به زیربناهای آموزشی، مسلماً سرمشقِ سادۀ این برنامۀ استراتژیک خواهد بود.
" کودکان ، قربانی جنگ و رسم و رواج های ناپسند" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:
در افغانستان روند آموزش کودکان از سال ها بدین سو معیوب بوده و سیستم آموزش نتوانسته کودکان سراسر کشور را تحت پوشش قرار دهد. کمبود مکاتب، پایین بودن کیفیت آموزشی، نبود امکانات تدریسی، مطالعاتی و آزمایشگاهی و نا مناسب بودن فضای آموزشی و کمبود معلمان مسلکی و با تجربه و از همه مهمتر نبود اراده در سراسری شدن آموزش یا تعلیمات متوازن، سبب شده تا بسیاری از کودکان همواره از تعلیم و آموزش محروم بمانند.
نویسنده می افزاید :
متأسفانه در افغانستان نه مخالفان مسلح مسؤلیت انسانی شان را در این زمینه درک می کنند و زمینه تعلیم کودکان را در مناطق تحت کنترل شان فراهم می کند و نه مردم دست از تبعیض جنسیتی و رسم و رواج های ناپسندی که پیامد آن محرومیت کودکان از تعلیم می گردد، دست برمی دارند و نه دولت دلسوزانه در این راه تلاش می کنند.
نتیجه این همه بی مسؤلیتی ها، محرومیت حدود چهار میلیون کودک از حق تعلیم است. کودکان بازمانده از تعلیم در نهایت در معرض انواع خطرات ناشی از زندگی در محیط بیرون ازخانه و مکتب مانند؛ اعمال خشونت، بهره کشی، سؤ استفاده جنسی و انحرافات اجتماعی قرار می گیرند.
و به سراغ روزنامه ی هشت صبح می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان "چرا ۱۸ میلیون برچسب "چنین نوشته است:
چاپ ۱۸ میلیون برچسب توسط کمیسیون مستقل انتخابات بسیار سوالبرانگیز است. این برچسبها باید در تذکرههای شهروندانی که برای رایدهی در انتخابات پارلمانی نامنویسی میکنند، چسبانده شود. بر مبنای تخمینهایی که قبلاً صورت گرفته بود، شمار کل رایدهندهگان بالقوه در افغانستان کمتر از ۱۳ میلیون نفر است. صد درصد رایدهندهگان ۱۳ میلیون است، اما برای آن ۱۸ میلیون برچسب چاپ شده است. در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ افغانستان هم شمار برگههای رایدهی بسیار زیاد بود. در آن زمان هم گفته شده بود که ۱۸ میلیون برگهی رایدهی چاپ شده است؛ پسانتر همین برگههای رایدهی در تقلب استفاده شد. آنانی که تقلب کردند، از همین برگههای رایدهی استفاده کردند.
سوال اصلی این است که چرا بیشتر از حد نیاز برگه و برچسب چاپ میشود؟ چرا هم منابع کمیسیون مستقل انتخابات ضایع میشود و هم به نحوی زمینه برای تقلب فراهم میشود؟ همان دستانی که مراکز خیالی رایگیری ایجاد میکنند، حتماً پشت سر چاپ برچسبهای اضافی هم هستند. وقتی برچسب اضافی چاپ شود، برگهی اضافی هم چاپ میشود و ماشین تقلب به کار آغاز میکند.
در پایان هشت صبح می افزاید:
بیشتر مردم عام امروز به کمیسیون مستقل انتخابات باور ندارند. وقتش است که کمیسیون مستقل انتخابات توضیحات قانعکنندهای در مورد چاپ ۱۸ میلیون برچسب بدهد. اگر کمیسیون مستقل انتخابات در این مورد معلومات دقیق و وضاحت ندهد، کسی نمیتواند به تبلیغات این کمیسیون در مورد برگزاری یک انتخابات قابل قبول اعتماد کند. مردم افغانستان زیاد حرف شنیدهاند. صرف گپ زدن مردم را قانع نمیکند. آنان اقدامات عملی را میبینند و بر مبنای آن قضاوت میکنند. اگر کمیسیون مستقل انتخابات در مورد چاپ میلیونها برچسب اضافی توضیح ندهد، کل کمپین اطلاعرسانی و رسانهایاش بینتیجه است.