بررسی مطبوعات چاپ کابل 21 جوزا 1397
"شانگهای و فرصت طلایی برای شرق " ،"غنی همه را به حاشیه مصروف کرده است" و "بازندگان کابل در امن نیستند" ، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های چاپ کابل است.
شانگهای و فرصت طلایی برای شرق عنوان سرمقاله ی روزنامه ی انصار است که در آن چنین آمده است:
این یکی از آن اتفاقهای نادر و کم سابقه است که نشستهای دو گروه مهم اقتصادی و سیاسی به نامهای گروه 7 و سازمان شانگهای به صورت همزمان برگزار شد.
نشست دو روزه اولی که نامش بعد از تعلیق عضویت روسیه در آن از گروه 8 به گروه 7 تغییر کرده از روز شنبه و با حضور سران کشورهای عضو در شهر لامالبه کانادا برگزار شده و دومی هم نشست سران خود را در شهر ساحلی جینگ دائو واقع در ایالت شاندونگ چین برگزار کرد.
این همزمانی از آن جهت جالب توجه است که گروه 7 اصلیترین و البته بزرگترین قطب اقتصادی غرب را تشکیل میدهد در حالی که سازمان شانگهای از همان نشستهای اولیه خود در 1991 رفته رفته از یک سازمان با اهداف اولیه امنیتی و مبارزه با مواد مخدر به یک قطب اقتصادی تبدیل شده و با توجه به قدرت اقتصادی چین و منابع قابل توجه انرژی روسیه، میتوان گفت که این سازمان پتانسیل یک قطب اقتصادی شرقی همسنگ گروه 7 را دارد. در این میان، سیاستهای یکجانبهگرایانه دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، نه تنها فصل مشترک هر دو نشست بوده بلکه میتواند انگیزه حتی برای جهش سازمان شانگهای نیز باشد.
انصار می افزاید:
این فصل مشترک باعث شده در مقابل اختلاف نظر در میان اعضای گروه 7، اعضای سازمان شانگهای همسویی بیشتری داشته باشند تا با روابط نزدیکتر و همسویی بیشتر بین خود بتوانند در مقابل یکجانبهگرایی ترامپ ایستادگی کنند. در این میان، دو مسئله حمایت از صلح و ثبات در افغانستان و برجام و نحوه تعامل با آن نقش ویژهای دارد تا آنجا که میتواند کارکرد یک فرصت طلایی برای سازمان شانگهای را داشته باشد تا با حمایت از این دو مؤلفه انسجام درونی را تقویت کرده و مبدل به قطب اقتصادی همسنگ گروه 7 بشود. سازمان شانگهای میتواند با فشار بر غرب، اسلام آباد و گروههای مسلح در افغانستان و پاکستان، برای تأمین صلح و ثبات دائمی در افغانستان همکاری جدی نمایند، صلح و ثباتی که کشورهای غربی به رهبری امریکا در طول 17 سال گذشته نتوانسته اند برای مردم افغانستان به ارمغان بیاورند.
و غنی همه را به حاشیه مصروف کرده است عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
براساس تازهترین گزارش بازرس ویژۀ امریکا حکومت وحدت ملی حتی به ده درصد از وعدههای خود در مبارزه با فساد عمل نکرده است. براساس این گزارش اکثر مقامهای بلند پایه حکومت به فساد آغشته اند و یا در تبانی با گروههای که عامل فساد در افغانستان هستند، عمل میکنند. برخی نهادهای که در راستای شفافیت و مبارزه با فساد در کشور کار میکنند، نیز با صحه گذاشتن بر گزارش سیگار مدعی اند که نهادهای موجود که از سوی دولت افغانستان برای مبارزۀ با فساد تشکیل شده اند، از ارگ ریاست جمهوری فرمان میبرند و به همین دلیل نیز توانایی مبارز با فساد را ندارند.
ماندگار می افزاید:
آقای غنی و سخنگویان او مدعی اند که فساد اداری از حکومت کرزی به حکومت جدید به میراث باقی مانده است همان طور که دیگر مشکلات موجود را نیز به آن حکومت پیوند میدهند. البته در مبارزه با فساد آقای کرزی نیز دستاورد چندانی نداشت ولی این همه ادعا و لاف و گزاف نیز بار مردم نمیکرد. آقای کرزی حداقل می دانست که فساد در یک پیمانه وسیع از سوی مقام های دولتی انجام می شود و او آگاهانه چشم خود را به روی آن ها می بست اما مشکل آقای غنی این است که مدعی است که مبارزه بی امان و توقف ناپذیر با فساد اداری در کشور جریان دارد و حکومت نیز دستاوردهای بزرگی را در این عرصه نصیب شده است اما حجم به جا مانده از فساد اداری از زمان حکومت قبلی به پیمانه ای زیاد است که نمیتوان ظرف چند سال آینده آن را ریشه کن کرد.
و به سراغ روزنامه ی آرمان ملی می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان بازندگان کابل در امن نیستند چنین نوشته است:
در ماههای اخیر گراف جرایم در پایتخت سیر صعودی داشته است و مردم در این شهر در امن نیستند و هر ساعت در هر گوشهای از شهر رویدادی به ثبت میرسد و آسایش روانی مردم را بر هم میزند و سلامت جامعه را نیز به خطر میاندازد. هر چند روشن است که دلیل همه جرایم در کشور ادامه دراز مدت جنگ است و این که شیرازه اخلاق و دینداری در میان جامعه بر هم خورده است، اما میتوان ادعا کرد که بی توجهی مسوولان نظام و مسوولان نهادهای مربوطه در این راستا نیز بسیار تعیین کننده میباشد.
تأمین امنیت و نظم عامه عمدتاً به دوش وزارت امور داخله میباشد. هر گونه پیش آمد ناگوار جنایی و وقوع هرگونه جرم و جنایت در شهر میرساند که مهرهای و یا مهرههایی از مسوولان امور کم کاری میکنند و یا هم به وظایف شان به درستی عمل نمیکنند.
در پایان آرمان ملی می افزاید :
یکی از دلایل عمده افزایش جرم و جنایت در شهرها و روستاهای کشور، در کنار ادامه جنگ، نبود کار و افزایش روز افزون بیکاری میباشد. بیکاری حتا در افزایش بدامنی نیز نقش مهمی دارد، زیرا وقتی جوانان بیکار میشوند، برای پیدا کردن لقمه نانی برای خانوادههای شان، ناگزیر میشوند تا به صف دشمنان بپیوندند و این کار شرار سوزنده و ویرانگر جنگ را در کشور قوت میبخشد.
رشد عصبیتهای موجود در کشور، کم توجهی به تعالیم دینی، بی توجهی اولیای امور در خانوادهها به مسایل دینی و تربیتی اعضای خانواده، هرکدام در افزایش جرم و جنایت نقش دارند، اما در این راستا، حکومت نیز مسوول است که نتوانسته دم ودستگاه نهادهای امنیتی را فعال و پاک نگهدارد. لازم است مسوولان امور در هر ردهای که قرار دارند یک بار دیگر برنامههای کاری شان را در راستای تأمین امنیت و مبارزه با جرایم بازنگری کنند و خلاهای موجود در این زمینه را بازیابی نموده و در رفع آن همت به خرج دهند.