بررسی مطبوعات چاپ کابل 22جوزا 1397
"مبارزه ی دانایی و نادانی" ، "جوی های خون سرخ به نام های سیاه و سفید" و "آیا شرایط برای راه حل سیاسی آماده است" ، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
مبارزه ی دانایی و نادانی عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:
حکومت به خاطر نشان دادن حسن نیت به مخالفان مسلح دولت و تشویق آنها به گفتگوهای صلح و دست کشیدن از خشونت، به صورت یک جانبه از بیست و هفتم ماه مبارک رمضان تا روز پنجم عید سعید فطر را آتش بس یک طرفه اعلام کرد.
گروه طالبان نیز متقابلا سه روز عید را آتش بس اعلام کرد؛ البته با اعلام این مطلب که این آتش بس شامل نیروهای خارجی نمی شود و این گروه همچنان نیروهای خارجی را هدف قرار خواهد داد.
با این که همه می دانستند که آتش بس مؤقت نمی تواند حلال مشکلات پیچیده ای امنیتی در افغانستان باشد؛ با آن هم مردم و جامعه جهانی از این اقدام هرچند کوچک حکومت و طالبان استقبال کردند، با این امید که این آتش بس روزنه ای باشد به سوی آینده صلح آمیز و عاری از خشونت و کشتار.
نویسنده می افزاید:
حال جای تأسف اینجا است که از این طرف خانواده ها تمام هستی و دارایی خود را به پای درس خواندن فرزندان شان می گذارند و پس از بیست و پنج سال زحمت و تلاش طاقت فرسا، بالاخره فرزندان شان از رشته های مختلف دانشگاه ها فارغ می شوند و با هزاران زحمت و تلاش از هفت خوان رستم گذشته، به عنوان کارمند در ادارات دولتی استخدام می شوند، امید زندگی خانواده ها تازه به ثمر می نشینند که در یک روز و لحظه سیاه، مرد سیاه دل، سیاه چهره، سیاه مغز و سیاه پوشی که از سراسر وجودش جهل و بدبختی می بارد، با چند کیلو مواد منفجره در یک چشم بهم زدن ده ها انسان فهیم، تحصیلکرده و ورزیده را به خاک و خون می کشاند و حاصل سال ها زحمت جمعی خانواده ها را خاکستر می کند.
بنابراین آگاهی دهی به افراد جامعه و ترویج فعالیت های فرهنگی که افکار و اندیشه های افراطی را مورد نقد قرار دهد، یکی از ضروریات مبارزه با تروریسم است.
وجوی های خون سرخ به نام های سیاه و سفید عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
این مسأله به خوبی قابل تاکید است که اگر فردا آتشبس سه روز عید طالبان را به ابد قایم کنیم، بازهم آتش جنگ از کشور برای یک روز هم خاموش نمیشود و صدای انفجار و منطق انتحار خونهای زیادی را میریزند و تباهیهای بیشتری به بار میآورند. اگر قرار باشد که فردا طالبان به پای میز گفتوگو حاضر شوند و به دولت بپیوندند بازهم گلیم جنگ هم چنان هموار است و مردم باید در گلیم سیاه غم، نام عزیزان شان را با خون آنان بنویسند. پس راه رسیدن به صلح در افغانستان، به هیچ عنوان در صلح با گروهی به نام طالبان یا حکمتیار و یاهم داعش نیست. راه صلح آن است که باید به دلایل اصلی جنگ در افغانستان پرداخته شود و باید منطق جنگ مورد توجه قرار بگیرد.
ماندگار می افزاید:
اگر یک حمله را داعش انجام دهد دومی آن را طالبان انجام میدهند و این داستان همچنان ادامه دارد و در امتداد آن مردم افغانستان اند که هر روز کشته میشوند اما یک روز نام قاتل شان را طالبان می گذارند و روز دیگر داعش و زیر نامهای سیاه و سفید یا بیرقهای سیاه سفید خون سرخ مردم را همسان ریخته اند و میریزند. پس خوب است به جای اینکه بیاییم و بحث صلح را از مسیر نامعلوم طالبان به دست بگیریم و در عوض قربانی داعش شویم، بهتر است که بحث صلح و جنگ کشورمان را آنگونهیی که هست عنوان کنیم و فقط برای حل بنیادین مشکل و بنیادهای جنگ و تلاشهای واقعی برای صلح گام برداریم؛ اگرچه این انتظار بسیار ایدهآل به نظر میرسد.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سرمقاله ای تحت عنوان آیا شرایط برای راه حل سیاسی آماده است چنین نوشته:
تا زمانی که رهبری گروه طالبان در پاکستان زیر فشار قرار نگیرد، شرایط برای مذاکره رقم نمیخورد. اول باید محاسبهی رهبران طالبان تغییر کند. محاسبهی رهبران طالبان وقتی تغییر میکند که پاکستان زیر فشار جدی قرار بگیرد. پیشنهادهای سخاوتمندانهی نشست پروسهی کابل، رهبران طالبان را زیر فشار اخلاقی جدی قرار داده است، به همین دلیل است که آنان نمیخواهند به این پیشنهادها پاسخ روشن بدهند. اما تنها فشار اخلاقی بر رهبران طالبان کافی نیست.
در پایان هشت صبح می افزاید:
اگر فشارهای اخلاقی، سیاسی، اقتصادی و نظامی به صورت هماهنگ اعمال شود، احتمال نتیجه دادنش بیشتر است. نباید فشار را در هیچ جبههای کاهش داد. رهبری طالبان و نظامیان پاکستان باید فشار بیشتری حس کنند. وقتی فشارها بیشتر شود، احتمال آن بیشتر میشود که رهبری طالبان تصمیم به مذاکرهی با مفهوم با کابل و جهانیان بگیرد.