بررسی مطبوعات چاپ کابل 5 سرطان 1397
"طالبان و نمایش قدرت"،" به ارزش های دموکراتیک احترام بگذاریم" و "برنامه ی بدیل چیست؟" عناوین سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.
"طالبان و نمایش قدرت" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
سال هاست که به گونه های مختلف قربانی جنگ شده ایم و حالا که روزنۀ برای صلح به وجود آمده چرا بدبینانه بخواهیم از آن استقبال کنیم. تا این جای گپ کاملا منطقی و درست می آید ولی مهم این است که ما واقعا پس از این تلاش ها به صلحی که انتظاراش را می کشیدیم و مستحق اش هستیم، برسیم. آیا خیلی خوشبینانه نیست که فکر کنیم جنگ افغانستان به همین آسانی و با وارد شدن تعدادی طالب در روزهای عید به پایان رسیده است؟ آیا نشانۀ از پایان جنگ افغانستان وجود دارد که با اتکا به آن خوشبین بود و قضاوت خوشبینانه انجام داد؟ ما تا به حال آن چه را که دیده ایم، قدرت عجیب و انکار ناپذیر طالبان بوده که یا به صورت ناآگاهانه و یا هم به صورت آگاهانه از سوی ارگ به نمایش درآمده است.بسیاری از تحلیل گران این پرسش را مطرح می سازند که در پشت این صحنه آرایی ها باز کدام پروژه تازۀ قومی و تباری نهفته نباشد؟
ماندگار می افزاید:
نمونه روشن و بارز آن صلحی است که با گلبدین حکمتیار انجام یافت. آیا از زمانی که آقای حکمتیار وارد کابل شده، تغییری در وضعیت جنگی کشور به وجود آمده است؟ آیا او کدام حرکت مثبت برای وفاق و وحدت ملی انجام داده؟ سخنرانی های آقای حکمتیار مملو از نفرت و کینه نسبت به جریان ها، اقوام و زبان مشخصی است. او بی محابا به همه کس و همه چیز حمله می کند، بدون آن که واقعا معنای اصلی این گونه نفاق پراکنی ها را بداند. او هنوز در عوالم سال های بحران و جهاد به سر می برد و فکر می کند به عنوان نماد قومی می تواند برافغانستان سلطه براند. طالبان و گروه های هم راستا با آن ها به مراتب در وضعیت وخیم تری نسبت به آقای حکمتیار قرار دارند. آن ها در زمان حاکمیت شان به هیچ قوم و زبان دیگری اجازه ورود به ساحت قدرت را نداده بودند و اصلا و چنین چیزی فکر نمی کردند. آیا با آمدن شان دوباره همان تاریخ و همان سال ها تکرار نخواهد شد؟
" به ارزش های دموکراتیک احترام بگذاریم" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است :
امروز به گفته¬ای معاون دوم رییس جمهور، از در و دیوار این کشور نفرت قومی و زبانی می بارد؟ از همه رسانه های تصویری و چاپی آهنگ قوم و تبار و صدای تفرقه و جدایی بلند است. همه این ها شاهد این مدعا است که ما به فرهنگ بها نداده ایم و به ایجاد و تقویه یک فرهنگ ملی ملت ساز همت نکرده ایم و تا زمانی که به فرهنگ سازی و تقویت فرهنگ ملی خود همت نگماریم هرگز به وحدت ملی هم دست نمی یابیم.
وحدت ملی با تحمیل ارزش ها، هویت ها و از طریق یکسان سازی فرهنگی و هویتی به دست نمی آید. وحدت ملی در سایه آزادی، برابری و عدالت شکل می گیرد. تا زمانی که عدالت در جامعه پیاده نشود و تا وقتی که حقوق شهروندی به معنای وسیع کلمه در این کشور در تمام ابعاد زندگی رعایت نشود، سخن گفتن از وحدت ملی یا نشانه¬ای نادانی است و یا بیانگر دیگر فریبی.
نویسنده می افزاید:
انتخابات یکی از روندهایی است که در آن آزادی و برابری به شکل عینی آن نمود می یابد. در انتخابات همه افراد حق رأی دارند و رأی همه به لحاظ ارزش قانونی یکسان است. رأی بالاترین مقام سیاسی کشور با رأی عادی ترین فرد جامعه مساوی است. انتخابات تمرین دموکراسی در جامعه¬ای در حال گذار از جامعه¬ای قبیلوی به جامعه¬ای تکثرگرا و مدنی است. دموکراسی قاعده بازی سیاسی را از جنگ های فیزیکی به رقابت های سیاسی تبدیل می کند.
متأسفانه پس از یک و نیم دهه، پروسه انتخابات در افغانستان با بی نظمی و آشفتگی همراه می شود. سه حوزوی شدن انتخابات در ولایت غزنی، صرف به دلیل نارضایتی یک عده¬ای محدود، نوعی دور زدن قانون، بی احترامی به آزادی، حقوق و سرنوشت صدها هزار انسان ساکن آن ولایت شمرده می شود. حکومت و کمیسیون انتخابات باید بجای سه حوزوی کردن انتخابات در ولایت غزنی راهکاری را برای تأمین امنیت انتخابات در این ولایت روی دست می گرفتند، تا همه شهروندان غزنی فرصت اشتراک در انتخابات را پیدا می کردند.
ونگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سرمقاله ای تحت عنوان "برنامه ی بدیل چیست؟" چنین نوشته است:
نفس شروع مذاکره و توافق روی آتشبس یک دستاورد قابل ملاحظه محاسبه خواهد شد، اما سوال مهم این است که اگر تلاشها برای مذاکره با طالبان ناکام بماند و آنان روی میز مذاکره نیایند، بدیل چیست؟
در پایان هشت صبح می افزاید :
افغانستان و ایالات متحده باید برنامهی بدیل داشته باشند و نکات عمدهی آن را اعلام کنند. اگر برنامهی بدیل وجود نداشته باشد، حتا طالبان هم لزومی نمیبینند که مذاکره کنند. رهبران طالبان در پاکستان از امنیت کامل برخوردار اند. زیر پای آنان داغ نیست. کسی به آنان فشار وارد نمیکند. آنان شاید هیچ دلیلی برای شروع مذاکره نداشته باشند. بنابراین افکار عمومی افغانستان به تلاشهای سیاسی زیاد خوشبین نیست. افکار عمومی افغانستان میپرسد که برنامهی بدیل واشنگتن و کابل چیست؟ تا هنوز هیچ نشانهای دال بر این که در سیاست پاکستان یا افکار طالبان تغییر آمده باشد، در دسترس نیست. همهچیز حکایت از تداوم وضعیت دارد. در چنین شرایطی بسیار ضروری است که در کنار تلاشهای سیاسی برای پایان جنگ، برنامهی بدیل هم وجود داشته باشد. کابل و واشنگتن باید به این سوال جواب بدهند که اگر تلاشهای سیاسی در کابل ناکام شود، بدیل چیست؟ برنامهی بدیل حتماً باید وجود داشته باشد.