بررسی مطبوعات چاپ کابل 9 سرطان 1397
"ضرورت تغییر رویکرد جنگ در برابر شورشیان" ، " نشانه ها از تامین صلح یا برگشت طالبان" و" طرحی که برای غزنی ریخته اید ، مبنای قانونی ندارد"،مهمترین عناوین روزنامه های امروز چاپ کابل است.
ضرورت تغییر رویکرد جنگ در برابر شورشیان عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است :
حکومت با اعلام آتش بس یک طرفه در آخر ماه مبارک رمضان و ایام عید و تمدید آن تا ده روز دیگر که نیمه های دیشب مهلت آن پایان یافت، نشان داد که نیت واقعی برای صلح و مذاکرات سیاسی دارد و می خواهد که طالبان نیز مانند حزب اسلامی از فاز نظامی وارد فاز سیاسی گردد؛ اما طالبان به این پیام ها وقعی نگذاشت و با تشدید جنگ و حملات نظامی در ولایت های مختلف به این فراخوان حکومت پاسخ رد دادند.
حال سؤال این است که حکومت پس از پایان آتش بس چه خواهدکرد؟ آیا همچنان بر رویکرد دفاعی تأکید خواهد کرد و از حمله تهاجمی بر نیروهای شورشی پرهیز خواهد کرد؟ یا پس از پیشنهاد بی قید و شرط صلح و اعلام آتش بس و تمدید آن، می خواهد در عرصه نظامی توانایی بیشتری از خود به نمایش بگذارد و اجازه ندهد که طالبان با استفاده از رویکرده مدارا جویانه¬ای حکومت، همه روزه نیروهای امنیتی ما را هدف قرار دهد.
نویسنده می افزاید :
تا زمانی که حکومت برتری خود را در جبهه های جنگ به اثبات نرسانند، امید رجوع شورشیان به صلح و پروسه مذاکرات سودمند و نتیجه بخش سناریویی بیش نخواهد بود. حکومت اگر می خواهد صلح در افغانستان به نتیجه برسد باید هم در سطح داخل افغانستان وهم در سطح منطقه و جهان اجماعی در این زمینه به وجود آورد. خواست عملی کشورهای منطقه و جهان برای صلح در افغانستان می تواند برخی کشورهایی را که از ناامنی و جنگ در این کشور حمایت می کنند، مجبور به کمک از پروسه صلح گرداند. همانطوری که فشار سیاسی در سطح منطقه بر رویکرد کشورهای حامی شورشیان تأثیر می گذارد، فشار نظامی بر شورشیان در داخل می تواند دیدگاه های آنها را نسبت به جنگ و آینده افغانستان تغییر دهد.
و نشانه ها از تامین صلح یا برگشت طالبان عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
خوشبینی امریکا برای استقرار صلح در افغانستان از کجا آب میخورد؟ آیا واقعا چنان زمینههایی به وجود آمده که صلح تامین شود و یا آنچه که گفته میشود، بیشتر جنبه تبلیغی دارد؟ اگر قرار باشد به سخنان مقام های امریکا اتکا شود، به نظر نمی رسد که حداقل در کوتاه مدت بتوان از صلح حرف زد. جمیزمتیس وزیر دفاع امریکا در تازه ترین اظهارات خود گفته که نشانه های دلگرم کنندۀ از ایجاد صلح در افغانستان به چشم می خورد. او با اشاره به آتش بس سه روزه طالبان در روزهای عید فطر و آمدن شماری از آن ها را به داخل شهرها و نان خوردن شان با شهروندان کشور را بخشی از همین نشانه های دلگرم کننده خوانده است. اگر کل نشانه های دلگرم کننده صلح همین ها باشند، پس باید گفت وای به حال بزرگترین قدرت تسلیحاتی و اقتصادی جهان با ده ها متحد اقتصادی و نظامی دیگر آن. اما اگر این دلگرمی ها چیزهای دیگری باشند که نمی خواهند از آن ها در حال حاضر پرده بردارند، حرف دیگری است.
ماندگار می افزاید :
مردم افغانستان بدون شک صلح می خواهند ولی این مساله نیز برای شان اهمیت دارد که این صلح با چه بهایی قرار است تامین شود. اگر صلح به بهایی از دست رفتن ارزش های فعلی باشد، آن گاه نمی توان برآن نام صلح گذاشت. دولت افغانستان همین لحظه آماده گی خود را برای تحویل دادن قدرت به طالبان نشان دهد این گروه از فردا دیگر جنگ نخواهد کرد. آیا به چنین حرکتی باید نام صلح داد؟ هراسی که در میان مردم وجود دارد ناشی از چنین تصمیم هایی است. مردم می هراسند که روزی همان تروریست های که به برداران ناراضی و مخالفان سیاسی تغییر نام دادند، دوباره به حاکمان افغانستان مبدل نشوند.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سرمقاله ای تحت عنوان طرحی که برای غزنی ریخته اید ، مبنای قانونی ندارد چنین نوشته است :
تصمیم اخیر حکومت در مورد غزنی که ناشی از فشارهای متحدان قومی ارگ است، جنجالهای قومی و سیاسی را افزایش داده است. در آستانهی برگزاری انتخابات پارلمانی افغانستان به تفاهم سیاسی بیشتر نیاز داشت. بیاعتمادی قومی و سیاسی در آستانهی برگزاری انتخابات به هیچ وجه خبرخوشی نیست. اما چنین به نظرمیرسد که برای ارگ تقویت مشروعیت قومی تصمیمهایش مهم است. ارگ میخواهد به هر وسیلهای که شده مشروعیت قومی خود را تحکیم کند. با تأسف که مشاوران و نزدیکان رییس جمهور خودشان را متعلق به تنها یکی از اقوام افغانستان میدانند و به تقویت هژمونی قومی فکر میکنند.
در پایان هشت صبح می افزاید :
رییس جمهور و نزدیکانش باید درک کنند که افغانستان کشور اقوام است. در این دیار حتا اگر یکی از اقوام بدل به یک سازمان سیاسی شود، نمیتواند اقوام دیگر را حذف سیاسی کند. چنین چیزی ممکن نیست. هم رییس جمهور و هم نخبهگان دیگر دولتی و سیاسی شاهد جنگهای دههی هفتاد کابل بودهاند. تقویت بیشتر جنجالهای قومی افغانستان را به آن روزها برمیگرداند.
نفرت قومی هیچ چیزی بار نمیآورد، غیر از این که کینههای قومی را تقویت کند و موجب عداوت و از هم پاشیدگی شود.