بررسی مطبوعات چاپ کابل 24 سرطان 1397
"غنی و اعتراض های مردمی" ، " نیروهای امنیتی و توجه به وظایف قانونی و مسلکی" و "کلید صلح افغانستان در کجاست" ، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
غنی و اعتراض های مردمی عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
کشتار شماری از معترضان جنبش رستاخیز و تغییر در کابل توسط نیروهای نظامی دولتی و نیز سرکوب تحصنکنندهگان با تانک و گلوله و کشتن چندن تحصن کننده، انفجار محل اجتماع هوادارن عطا محمد نور در کابل اگرچه طالبان مسولیت آن را به عهده گرفته اند اما نشان میدهد که حکومت هیچ توجهی به تامین امنیت آنان نکرد. اخیراً برخورد با هوادارن جنرال دوستم و سرکوب آنان به شکلی که به نمایش درامده است، همه و همه از روح سرکوبگرایانه حکومت آقای غنی حکایت میکند.
حالا هم اعتراضهایی که در شمال کشور وجود دارد دیده شود که برخورد حکومت با آنان چه خواهد بود.
ماندگار می افزاید :
غنی دیریست که با بارقههای اعتراض مواجه است. این اعتراضها از اعتراضها با اعتراضهای داکتر عبدالله شروع تا اعتراضهای عطا محمد نور و جنرال دوستم و غیره همه در حضور مردم به خیابانها متبلور شدهاند.
اما خیزشهای اخیر در شمال بار دیگر گفتمان مقاومت در برابر حرکتها و سیاستهای ارگ را زنده میسازد. سیاستهایی که هربار مردم را به شروش واداشته است اگرچه این اعتراضها به زودی خاموش شده اند اما انتقادها هم چنان باقی ماند تا در یک اعتراض دیگر جلوه کرد. در این خیزشها، تصفیۀ حساب سیاسی با تیم حاکم و سیاستهای قوم گرایانه از یک طرف، نگرانی مردم از فردای مبهم شان از حانب دیگر جلوه می کند.
چنانکه جو سیاسی دارد به افقهای ناپیدای سیاسی میانجامد؛ چنانکه سخنهای در راستای تجزیه افغانستان جدایی طلبیها هم بلند شده است. مردم نگران اند که دولت دارد در یک سیاست گنگومبهم در روند تداوم گفتگوی صلح، طالبان را در برابر مردم مستقر میسازد و این یک ترس و یک ابهام و یک نگرانی کلان شده است و همینها هستند که همیشه حرکتهای اعتراضی را تا بلندترین سطح ممکن آن بالا میکشند.
و نیروهای امنیتی و توجه به وظایف قانونی و مسلکی عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:
پخش گسترده ویدئویی که گفته می شود مربوط به دستگیری افراد نظام الدین قیصاری است و نیروهای امنیتی برخورد نامناسب به این افراد داشته است؛ انتقادهای زیادی را در شبکه های اجتماعی به وجود آورد. در این ویدئو چند تن که شماری از آنان زخمی اند، با دست های بسته روی زمین افتاده و نیروهای امنیتی آنان را شکنجه می کنند.
تکرار چنین حوادثی بدون شک از یک سو حرفه ای بودن نیروهای امنیتی را زیر سؤال می برد و از سوی دیگر ملی بودن این نیروها را در معرض شک و تردید قرار می دهد. به این دلیل بررسی و تحقیق در مورد بدرفتاری نیروهای امنیتی و نادیده گرفتن اصول حقوق بشری یک ضرورت اساسی برای حفظ اعتبار نظام، اعتماد به نیروهای امنیتی و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی در آینده می باشد.
نویسنده می افزاید :
وضعیت سیاسی و اجتماعی در افغانستان به شدت شکننده و آسیب پذیر می باشد. روند وحدت ملی با تنگناهای سختی مواجه می باشد. گرایش های قومی، سمتی و گروهی هنوز در تنظیم مناسبات اجتماعی نقش عمده و پر رنگی ایفا می کند. بنابراین در افغانستان این خطر وجود دارد که بسیاری از رویدادهای امنیتی، سیاسی و اجتماعی خیلی زود رنگ قومی و سمتی به خود بگیرد و مناسبات ملی را خدشه دار سازد.
رویدادهای شمال در دوهفته اخیر از این قاعده مستثنا نیست. مردم افغانستان خواهان حاکمیت قانون در کشور است. شهروندان افغانستان می خواهند تمامی روندهای امنیتی و سیاسی و اجتماعی قانونمند شده و در چوکات قانون نظم پیداکند. اما در عین حال می خواهند که تطبیق قانون باید یکسان بر تمامی شهروندان کشور اعمال شود. تبعیض در تطبیق قوانین خود یک تبعیض است که با اصل عدالت و روح قوانین کشور منافات دارد و به این خاطر مورد پذیرش مردم نیست.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی انصار که در سرمقاله ای تحت عنوان کلید صلح افغانستان در کجاست چنین نوشته است:
مسئله صلح افغانستان پیچیدهتر از آنست که با تدویر چند نشست و آنهمـ در بیرون از مرزهای کشور به نتیجه ملموس و مشخص دست یابد. جنگ افغانستان، متاثر از عوامل و دستهای گوناگونی است که هریکی در پی مقاصد و برنامههای خاص خود هستند. ابرقدرتها، کشورهای منطقه و سایر نیروهای تاثیرگذار در محیط بینالمللی همه و همه در تامین صلح و یا برعکس گسترش جنگ در این خطه نقش دارند.
به نظر میرسد آنچه بیشتر قضیه صلح افغانستان را تا حد زیاد به بیراهه سوق داده، پررنگکردن نقش امریکا و متحدین غربیاش در تامین صلح در کشور است. حکومت افغانستان بارها در همین مسیر گامـ گذاشته و تلـاش داشته است با استفاده از هژمونی امریکا در منطقه و نقش حمایتی این کشور از نظامـ فعلی در افغانستان، شرایط صلح را در سرزمین ما برقرار سازد. اکنون اما این نتیجه به غلط از آب درآمده و جانب دولت متقاعد شده که برای برقراری صلح و ثبات در کشور راه جدیدی در پیش گرفته شود. راهاندازی نشست کابل، اندونیزیا و این بار عربستان، تلـاش در همین راستا بود که تا حدی صلح افغانستان را با دید منطقهای ببینند و چارهای نو بسنجند.
در پایان انصار می افزاید:
ایران و پاکستان دو کشور با بیشترین مرز جغرافیایی با افغانستان است که از رهگذر فرهنگی و دینی نیز مشترکات فراوانی دارد. این دو کشور در هر مرحلهای چه در دورهی ثبات و چه همـ ناامنی و جنگ، تاثیر مثبت و یا منفی خود را بر کشور ما داشتهاند. با این وصف، نقش ایران و پاکستان در تامین صلح افغانستان اکنون بیشتر از هر کشور دیگر است.
کلید صلح افغانستان نه در دست ایران است و نه همـ در پاکستان است، اما این کشورها با نقشپذیریهای مثبتشان در کار صلح کشور، میتوانند تا حد زیاد در تامین صلح و ثبات افغانستان موثر واقع شوند. در واقع یکی از عوامل شکست راهکار صلح افغانستان، نادیدهگرفتن جایگاه واقعی کشورهای همسایه در تامین صلح در کشور است.