بررسی مطبوعات چاپ کابل، 25 سرطان 1397
"نقش احزاب سیاسی در انتخابات"،" غنی و گیرماندن در چال خودش" و "لزوم نجات اقتصاد روستایی از خطر سیلاب و خشکسالی" عناوین سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.
"نقش احزاب سیاسی در انتخابات" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:
احزاب سیاسی افغانستان خود جزئی از بحران سیاسی حاکم بر کشور هستند. نفس حضور بیش از هفتاد حزب سیاسی در کشوری مثل افغانستان خود یک مشکل است. مشکل از آنجا نشات می گیرد که این احزاب (بگذریم از اینکه چگونه تاسیس شده اند و چگونه بدین جا رسیده اند) قدرت بازسازی خود را نداشته و ندارند، از تشکیلات فرسوده و کهنه ای برخوردار هستند که با هیچ یک از معیارهای احزاب مدرن در جهان همخوانی ندارند، دارای وسعت دید و استراتیژی کلان ملی نیستند، راهکارهای روشن و عملی برای به دست گرفتن قدرت ندارند، ابزارهای جدید برای رسیدن به قدرت را نمی شناسند، اکثرا دارای اختلافات جدی در داخل تشکیلات خود هستند و خلاصه این که، اینها احزاب سیاسی مدرن محسوب نمی شوند.
نویسنده می افزاید :
هر انتخابات، چه ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی و چه شوراهای ولسوالی و شهری بهترین و مناسب ترین فرصت برای احزاب سیاسی است تا میزان قدرت و نفوذ خود را از طریق برنامه ها، راهکارها و مقبولیت مردمی شان آشکار سازند. گرچه قانون انتخابات افغانستان، از نظام انتخاباتی رأی واحد غیر قابل انتقال استفاده می کند و در این سیستم، آراء رأی دهندگان غیر قابل انتقال به دیگر نامزدها یا حزب سیاسی است، اما با وجود آن هم احزاب سیاسی توان حضور سیاسی و وارد ساختن نمایندگان شان را دارند.
" غنی و گیرماندن در چال خودش" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
پاسخ محمد اشرف غنی، رییس دولت وحدت ملی به در خواست حزاب سیاسی مطرح افغانستان، پاسخ غیر دیمکراتیک و با بوی و خوی استبدادی بود است. سران شماری از احزاب مطرح سیاسی کشور دوروز پیش، خواهان باطل شدن روند ثبت نام رای دهندهگان انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی این کشور شدند؛ زیرا به باور آنان این روند ثبت نام «ناقص، فسادزا، زمینه ساز تقلب و بحران آفرین» است. احزاب در عوض خواستار آن شده اند تا روند ثبت نام بایومتریک شود.
ماندگار می افزاید :
اگر آقای غنی، این احزاب و چهره ها را که به حق هم برخیهای شان بسیار مقصر و ناکام و ناتوان خوانده میشوند، به دلیل کارکرد گذشته شان، مستحق نظر دادن برای حاکمیت نمی داند چگونه ممکن است که خود به دلیل اینکه در یک انتخابات غیر شفاف و پرتقلب که به نام گوسفندی در سطح جهان مشهور است، نتوانست به قدرت برسد و در نهایت در یک تعمل دیگر روی یک توافق سیاسی به قدرت رسید، خودش را رییسجمهور منتخب میداند و چگونه میخواهد که انتخابات را برگزار کند.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سرمقاله ای تحت عنوان "لزوم نجات اقتصاد روستایی از خطر سیلاب و خشکسالی" چنین نوشته است :
در حالی که سیاستمداران دست اول افغانستان مشغول رویارویی قومی اند، خشکسالی و سیلاب از مردم افغانستان قربانی میگیرد. بر مبنای آماری که برخی از نهادهای دولتی منتشر کردهاند، خشکسالی امسال شبیه خشکسالی سالهای آخر دههی چهل خورشیدی است. در آن زمان هم حکومت وقت توانایی لازم برای مقابله با آن خشکسالی را نداشت و دست به دامن کشورهای کمککننده شد. در سالهای حاکمیت طالبان هم خشکسالی فراگیر دامنگیر مردم افغانستان شد و روستاییها بز و گوسفندشان را به بهای اندک در بازار فروختند. خشکسالیای که اکنون در راه است، به مراتب شدیدتر از خشکسالی زمان طالبان است.
تغییرات اقلیمی همچنان سبب آبخیزی و سیلاب در مناطق دیگر شده است. در پنجشیر سیلاب روستاها و اقتصاد روستایی را ویران کرده است.
در پایان هشت صبح می افزاید :
اینطور نیست که با نابودی اقتصاد روستایی، شهرها آسیب نبینند. اقتصاد روستایی با شهرها هم ارتباط دارد، محصولاتی که در روستاها تولید میشوند در شهرها به فروش میرسد. نابودی اقتصاد روستایی در بخشی از یک ولایت سبب میشود که کل روند اقتصاد و تجارت در کشور آسیب ببیند. حکومت باید برنامههای واقعبینانه، زود بازده و موثر طراحی کند تا جلو فروپاشی اقتصاد روستایی گرفته شود. برای مبارزه با عوارض خشکسالی هم باید برنامه جامع وجود داشته باشد و افکار عمومی در مورد آن بدانند. صرف لفاظی رییس جمهور و دیگر مقامهای دولتی کافی نیست. مردم باید به چشم سر ببینند که حکومت برای مبارزه با اثرات خشکسالی، حفظ اقتصاد روستایی و حل مشکل کمآبی در برخی از مناطق چه برنامهای روی دست دارد و نهادهای دولتی چگونه آن را تطبیق میکنند. تا مردم به چشم سر نبینند، حرفهای بلندپایگان حکومتی را باور نمیکنند.