بررسی مطبوعات چاپ کابل 3 سنبله 1397
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i81347-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_3_سنبله_1397
"آیا با آتش بس یک طرفه می توانیم به صلح دائمی برسیم" و " ماموریت جدید خلیل زاد "،مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
سنبله 03, 1397 10:52 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 3 سنبله 1397

"آیا با آتش بس یک طرفه می توانیم به صلح دائمی برسیم" و " ماموریت جدید خلیل زاد "،مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.

روزنامه ی افغانستان ما در سرمقاله ای تحت عنوان آیا با آتش بس یک طرفه می توانیم به صلح دائمی برسیم چنین نوشته است :

شاید حکومت وحدت ملی نیک دریافته باشد که با تعامل، گفتگو و آتش بس یک طرفه می‌‌تواند بخشی از طالبان را از بدنۀ شبکه طالبان جدا کند و اندک اندک دیگران را نیز به صلح فراخواند و به جهانیان نشان دهد که افغان ها همان‌‌گونه که اهل جنگ اند اهل صلح وطنی نیز می باشند. این برداشت در اصل یک نگرش نیکوست. ولی اشتباه کار در اینست که اینجا مسئله تنها مسئلۀ بین الافغانی نیست. مسئله اینست که یک عده از افغان‌‌ها به نمایندگی از استخبارات و سیاست‌‌های منطقه‌‌ی در افغانستان می‌‌جنگند که یا اختیار خودشان را ندارند و یا چیزی برای سرنوشت و منافع افغانستان برای آنان مطرح و یا اصلا قابل فهم نیست.

نویسنده می افزاید:

علاوه بر این، کشور‌‌های حامی حکومت ملی و مرکزی باید صادقانه و با جدیت تمام وارد عمل شود، چه آن‌‌که شکست حکومت مرکزی و ملی شکست استراتژی آنان نیز می باشد. آمریکا به عنوان متحد افغانستان به درستی درک کرده است که بخشی از آن چه را که افغانستان می پردازد تاوانی است که به خاطر حضور آمریکا اعمال می گردد. روسیه، پاکستان و دیگر کشورهای منطقه با حضور و موفقیت آمریکا در افغانستان مخالفت غیر مستقیم داشتند و آمریکا این را می دانست و می داند ولی آن گونه که باید قاطعانه عمل نکرده است. اعلام آتش بس یک طرفۀ حکومت افغانستان و نیز آمدن زلمی خلیلزاد در افغانستان، حکایت از این امید دارد که مسایل افغانستان از طریق گفتگو و چانه زنی های برد ـ برد میان طالبان و حامیان آنان و حکومت افغانستان و آمریکا، حل و فصل شود.

و ماموریت جدید خلیل زاد عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین نوشته است :

حتماً ایالات متحده از جلسات خودمانی رهبران طالبان و دیدگاه‌های آنان اطلاعات مهم استخباراتی دارد. اگر در دیدگاه‌های آنان تغییر آمده باشد و کم از کم برخی از رهبران پر نفوذ آنان دیگر طرفدار جنگ نباشد، امیدواری برای رسیدن به توافقی که به جنگ پایان دهد، ‌بیشتر می‌شود. جنرال نیکلسون پارسال در گفت‌وگوی ویژه‌ای با یک رسانه‌ی امریکایی گفته بود که برخی از رهبران طالبان در خلوت و به دور از انظار عمومی به خستگی از جنگ و لزوم رسیدن به توافق سیاسی‌ای برای پایان خون‌ریزی اذعان می‌کنند. شاید جنرال نیکلسون و در مجموع دولت ایالات متحده اطلاعاتی در این مورد دارد که در اختیار عموم نیست.

هشت صبح می افزاید :

بهتر است که آقای خلیل زاد در شروع مأموریتش دلایل خوشبینی ایالات متحده برای رسیدن به توافق سیاسی با طالبان را توضیح دهد.

آقای‌ خلیل زاد در مصاحبه‌هایی که احتمالاً پس از احراز سمت جدیدشان انجام خواهند داد، ‌باید تمام دلایل و عواملی را فکر می‌کنند زمینه را برای رسیدن به توافق سیاسی‌ای برای پایان جنگ فراهم می‌سازد، توضیح دهند.

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی آرمان ملی که در سرمقاله ای تحت عنوان خلیل زاد و ماموریت جدید چنین نوشته است :

با اعلام این خبر که زلمی خلیل زاد باردیگربه حیث سفیر ونماینده امریکا به افغانستان اعزام خواهد شد، حدس وگمان‌ها وبررسی‌های متفاوتی تا کنون صورت گرفته است.

خلیل زاد را مردم در داخل کشور پس از سال 2001 و به ویژه در نشست بن و نقش این امریکایی افغانی الاصل شناختند وپس ازاین که طالبان از کابل رانده شدند، او به عنوان نماینده فوق العاده رییس جمهور بوش وسفیر آن کشور درکابل هرم قدرت را در دست گرفت.نظام ریاستی را که خلیل زاد برای ایجادش کار کرد، نه به درد امریکا خورد ونه هم برای افغانستان کارآمدی لازم دارد. اقتصاد بازار کشور را از نظر اقتصادی به رکود مواجه کرد و ازهمه مهم‌تر نگاه قومی به سیاست کشور سبب شد که فاصله ومنازعات قومی تشدید یابد.

شکی نیست که آقای خلیل‌زاد مردی سیاست پیشه و تحصیل یافته‌ای هست که در امریکا از نفوذ قابل ملاحظه‌ای برخور داراست، اما سیاستی را که او بنا نهاد برپایه تبارگرایی شعارهای انسان دوستانه امریکا را نیز زیرسوال برد و از جانب دیگر سیاست اقتصاد بازار خلیل زاد سبب شد که چند خانواده محدود سرمایه دارشوند وباقی ملت برگلیم تگدی گری بنشینند.حالاهم او، ماموریت دارد که روند صلح با طالبان را با توجه به نگاه قومی وتباری رهبری کند، شاید بی علاقه نباشد که پس از غنی البته پس از پایان دور دوم خود به اریکه قدرت درافغانستان تکیه زند.

در پایان آرمان ملی می افزاید :

دراین هم شکی وجود ندارد که ماموریت سال های 2001 الی 2008 اقای خلیل زاد تا ماموریت سال 2018 بسیارمتفاوت است . درآن زمان بازیگر اصلی در افغانستان واشنگتن بود و خلیل زاد گاهی مردم را از بم صوتی می‌ترساند وگاهی هم با گفتن این جمله که من از بیخ بته نیستم رهبران سیاسی داخلی را مطیع خویش می‌ساخت، اما حالا در محور سیاست افغانستان از روسیه تا ایران وتا اسلام‌آباد ودهلی همه داخل شده اند.این توسعه حضور کشورهای منطقه توسن اورا رام خواهد کرد وناگزیر خواهد بود تا متوجه شود کشوری که او از آن نماینده‌گی می‌کند هزاران کیلومتر دورتر از کابل واقع است.در انتخابات پیش رو ریاست جمهوری این تنها امریکا نخواهد بود که حرف آخر را بزند و جان کری مشکل را حل کند، بل که طرف‌های تازه ، وارد مارکیت سیاست افغانستان خواهند شد که کار را بر خلیل‌زاد دشوار خواهد کرد.

خوب است آقای خلیل زاد در دور دوم ماموریتش نسبت به هرچیزی به آینده افغانستان فکری کند که ناکامی‌های گذشته را جبران نموده واز خود خاطره ویادگار خوبی در کابل برجا گذارد.