بررسی مطبوعات چاپ کابل 19 سنبله 1397
"رژه های خیابانی ، ناکامی جمعی " ، " محبوبیت قهرمان ملی و فرصت ملت شدن " و" رسالت سنگین خون شهدا بر دوش هواداران" ، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
رژه های خیابانی ، ناکامی جمعی ، عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است :
تردیدی نیست که رژههای نوجوانان مسلح در خیابانهای کابل با کاروانی از وسایط رنگکرده و مجهز با جنگافزار، نشانهی ضعف نهادهای امنیتی است. گارنیزیون کابل قادر نیست از خیابانگردیهای نوجوانان پر شور مسلح جلوگیری کند. گارنیزیون کابل اعلام کرده بود که با خیابانگردیهای نوجوانان مسلح و شلیکهای هوایی برخورد جدی میکند، اما این کار صورت نگرفت. گارنیزیون کابل نتوانست جلو قانونشکنی و اخلال نظم عمومی را بگیرد. حتماً رهبران حکومت هم احساس کردند که نهادهای امنیتی پایتخت قادر نیستند بر اوضاع مسلط شوند.
هشت صبح می افزاید :
سیاستمداران برخاسته از حوزهی شمال کابل، نه از نیروهای امنیتی پایتخت برای کنترول وضعیت حمایت کردند و نه خود، نفوذشان را به کار گرفتند تا مانع رژههای خیابانی نوجوانان مسلح شوند. این نوجوانان مسلح حتماً حس میکنند که هیچ سیاستمداری نمیتواند از هویت سیاسی و احساسات آنان نمایندگی کند. شاید به همین دلیل است که حرفهای سیاستمداران تأثیر جدی ندارد. سیاستمدارانی که مدعی نمایندگی از بخشی از مردم کابل، پروان، پنجشیر و کاپیسا هستند، باید به این سوال پاسخ دهند که چرا حرفهای آنان تأثیر ندارد و اعلامیههایشان توسط نوجوانان مسلح جدی گرفته نمی شود.
ومحبوبیت قهرمان ملی و فرصت ملت شدن عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
برای حکومت وحدت ملی فرصت خوب و مناسبی است تا از امکاناتی که محبوبیت ملی، شخصیت مردمی و نام پرمعنویتی که شهید احمدشاه مسعود از خود بهجا گذاشته است، در امر ملتشدن و رفع احتلافات سمتی، زبانی و مذهبی و رسیدن به وحدت سراسری، استفاده نماید.
بیهیچ شک و تردیدی، سه - چهارم از مبارزات قهرمان ملی کشور برمحور رسیدن به مرحلۀ واقعی ملتشدن، تحکیم ثبات، تقسیم عادلانۀ قدرت و وحدت ملی بوده است؛ به این معنی که اولین و آخرین آرمان قهرمان ملی را، آزادی افغانستان و رسیدن به حکومت ملی و نهایتآ یکپارچهگی مردمش تشکیل میداد. او هیچگاهی بیرونرفت کشور را از بحران، از راه جنگ مناسب نمیدید؛ بههمان اندازه که برای تحقق آرمانها و اهداف ملی و برحقاش مبارزۀ مسلحانه نمود، راههای صلح و گفتوگو را نیز به تجربه گرفت و در این راه تا سرحد قبولی شهادت و قربانیکردن جان خود به پیش رفت.
هم چنین ، روزنامه ی افغانستان نیز در سرمقاله ای تحت عنوان رسالت سنگین خون شهدا بر دوش هواداران چنین نوشته است :
ما امروز از شهدای دوران جهاد و مقاومت با شکوه تمام تجلیل می کنیم. در گرامیداشت از شهداء سعی می کنیم بسیار لوکس و فیشنی سخنرانی کنیم؛ اما این سخنرانی ها اغلب توصیفی است. ما بیشتر به توصیف شهداء می پردازیم و آنها را انسان های برجسته و گاه استثنایی، وطن دوست، آزادی خواه و عدالت طلب معرفی می کنیم.
چیزی که در تجلیل از شهداء خواسته یا ناخواسته به فراموشی سپرده می شود، این است که ما به عنوان وارثان شهداء تا چه حد به آرمان آنها پایبند مانده ایم؟ تا چه حد توانسته ایم از اهداف و آرمان های شهداء پاسداری نماییم؟ آیا ما توانسته ایم راه و روش زندگی شهداء را برای خود الگو قرار دهیم و به منافع ملی و وحدت ملی صادقانه ارج و احترام بگذاریم؟ ما توانسته ایم از منافع شخصی خود در راستای تحقق منافع علیای ملی هزینه کنیم و به وحدت و همبستگی اقوام و مذاهب از جان و مال خود مایه بگذاریم؟
این پرسش ها هرگز در مراسم تجلیل از شهداء مطرح نمی شود؛ زیرا ما پاسخی برای این پرسش ها نداریم.
در پایان نویسنده می افزاید :
ما امروز نه به آرمان شهداء مانند دو دهه قبل وفا دار مانده ایم و نه راه و روش آنها را تعقیب کرده ایم. ما امروز به عنوان وارثان شهداء هیچ شباهتی به آنها نداریم. آن آرمان ها واهداف بزرگ، امروز در وجود ما خشکیده است. نام و نشانی از صداقت، درستکاری و از خودگذشتگی شهداء در زندگی ما دیده نمی شود.
ما امروز دچار ورشکستگی سیاسی هستیم. سیاستمداران ما در جامعه از جایگاه آنچنانی برخوردار نیست. روح وطن دوستی در ما مرده و روحیه آزادی و آزادگی رنگ باخته و از خودگذشتگی و صداقت، جایش را به ریا و دروغ داده است. امروز در جامعه ما همه چیز رنگ باخته است و یا رنگ دیگری را به خود گرفته است و ما نیز همینطور.