بررسی مطبوعات چاپ کابل 11 میزان 1397
"پیامدهای خصوصی سازی جنگ افغانستان" ،" دشمن بی رحم یک دموکراسی جوان" و "انتخابات بدون نظارت یعنی پذیرایی از تقلب" عناوین برخی سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.
"پیامدهای خصوصی سازی جنگ افغانستان" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی انصار است که در آن چنین امده است :
اخیراً رئیس شرکت بلک واتر ادعا کرده است که دولت امریکا مسؤولیت پیشبرد جنگ افغانستان را به این شرکت میسپارد.
پیشتر رییس جمهوری و مجلس سنا هم در برابر این ادعا موضع گرفته و آن را رد کرده اند.با این حال، این پرسش، مهم است که خصوصی سازی جنگ چیست و چه پیامدهایی میتواند به همراه داشته باشد؟
گفته میشود که هزاران عضو این ارتش خصوصی و اجارهای را تبهکاران حرفهای و مجرمان غیر قابل اصلاحی تشکیل میدهند که نه ریخته شدن خون آنها برای امریکا و مسؤولان و گردانندگان بلکواتر اهمیت دارد و نه آنها برای جان و زندگی و امنیت مردم و غیر نظامیان مناطق محل مأموریت خود، بهایی قایل هستند.
چرا واگذاری جنگ افغانستان به چنین نیرویی، نگران کننده، تأسف آور و غیر قابل قبول است؟
انصار می افزاید:
(نگران کننده)، (تأسف آور) و (غیر قابل قبول) صفتهـایی بود که این روزها از سوی مراجع مختلف ارکان و ارگانهـای گوناگون دولت افغانستان در قبال طرح خصوصی سازی جنگ افغانستان، به کار گرفته شده است.
نگرانی اصلی این است که دولت و ارتش امریکا در سایه رفاقت و رابطه دوستانه شخصی موجود میان دونالد ترامپ؛ رییس جمهوری امریکا و ایریک پرنس؛ رییس شرکت امنیتی بلک واتر، مسؤولیت جنگ افغانستان را به این شرکت واگذار کند و از آنسو، امتیازاتی مانند مصونیت قضایی نیروهای امریکایی که در پیمان امنیتی میان کابل و واشنگتن، تصریح شده را نیز به اعضای این شرکت خصوصی، اعطا کند.
در آن صورت، افغانستان عملا به عرصهای واقعی برای به کار بستن فیلمهـای اکشن و ژانر وحشتهـالیوود بدل خواهد شد؛ بدون آنکه تبهکاران حرفهای بلک واتر، نگران تبعات عملکردهای خود و واکنش ویرانگر یک ابرقهرمان نجات بخش و شکست ناپذیر باشند.
" دشمن بی رحم یک دموکراسی جوان" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است :
انفجار تروریستی در یک گردهمآیی انتخاباتی در ننگرهار، نشان میدهد که دموکراسی جوان افغانستان چقدر آسیبپذیر است. افغانستانِ پسا از بن مشروعیت سیاسی را بازتعریف کرد. در افغانستان پس از بن، دیگر مشروعیت از ناحیهی مذهب، میراث و قبیله نمیآید.
تنظیمها و نیروهای سیاسی هم پذیرفتهاند که دیگر معیارهای مشروعیت تغییر کرده است.
افغانستان پس از بن، شهروندان را به عنوان منبع قدرت به رسمیت شناخته است.
هشت صبح می افزاید:
گروههایی که با حملههای انتحاری، بمبهای کنار جاده و ارعاب مردم عام، میخواهند عقاید خود را تحمیل کنند، در پایان کار به حامیان خود هم رحم نمیکنند. تجربهی جنگ افغانستان نشان داد که استفادهی ابزاری از گروههای افراطگرا، پیآمدهای ناخواستهای دارد که هیچ کسی آن را نمیتواند حدس بزند.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی ماندگار که در سرمقاله ای تحت عنوان "انتخابات بدون نظارت یعنی پذیرایی از تقلب" چنین نوشته است :
بدترین خبرِ ممکن برای انتخاباتِ پارلمانیِ پیشِ رو این است که نهادهای ناظر و بیطرف در انتخابات بهدلیلِ مشکلات مالی و نبود بودجه، در آن حضور نخواهند یافت.پرسشی که به میان میآید اینکه: جامعۀ جهانی و کشورهای حمایتکننده از انتخابات که همیشه در اجرای پروسههای ملی در افغانستان سخاوت به خرج میدادند، اینبار چرا حاضر نیستند که از نهادهای مدنیِ نظارتکننده بر انتخابات حمایت کنند؟ آیا اینبار آنها احساس کردهاند که دیگر امکانی برای تقلب وجود ندارد و یا هم اینکه این رویه، یک فشار و فرمایشِ سیاسی برای تأمین اهدافیست که مردمِ عادی از آن بیخبرند؟!
ماندگار می افزاید : این تناقض در رفتار و عملکردِ جامعۀ جهانی و کشورهای کمککننده، تأییدی بر کاملاً سیاسی بودنِ حمایتهای بینالمللی از دموکراسی و حتا جانبدار بودنِ آنها در پروسههای ملیِ افغانستان است. متأسفانه کشورهای خارجی و نهادهای دونر در ارایۀ کمکها و تطبیق برنامههایشان، ترجیحات و سیاستگذاریهایِ خود را اعمال میکنند و حتا در میانجیگری در قضایای نهایت سرنوشتساز مانند جنجالهای دو انتخابات ریاستجمهوری گذشته، فیصله و صلاحدیدِ خود را بهصورتِ عریان مطرح میسازند و در غیر آن، تهدید به قطعِ همۀ همکاریهایشان و رها ساختنِ افغانستان در گردابِ مشکلات میکنند.مسلماً اگر این ترجیحات و سیاستگذاریها نباشد، همه میدانند که انتخابات سالم و شفاف، سنگ بنایِ دموکراسی و شرط رسیدن به ثبات و توسعه است.