بررسی مطبوعات چاپ کابل 10 دلو 1397
کلید صلح هم در داخل و هم در بیرون است، اگرچه باید به داخل ارجحیت داده شود. به این معنا که برای تحقق صلحِ پایداری که مورد توافقِ بیرونیها و مورد حمایتِ جامعۀ افغانستان باشد، میباید از پیچیدهگیهای صلح در هر دو محیط (بیرونی و داخلی) یک مخرج مشترک بیرون ساخت و ساختمانِ صلح را بر آن بنا نمود. آنچه تا کنون آقای خلیلزاد انجام داده، تمرکز روی محیط بیرونی بوده و جامعۀ متکثرِ افغانستان را نادیده یا کماهمیت انگاشته است
صلح پایدار و بایسته های آن عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
آقای خلیلزاد در مقام نمایندۀ صلحِ امریکا صرفاً از پیچیدهگیِ منطقهییِ صلح و نقش کشورهای همسایه و منطقه در قضایای افغانستان یاد میکند و میگوید باید برای این پیچیدهگیها مخرجِ مشترکی یافت. اما او گویا فراموش کرده که جامعۀ افغانستان نیز پیچیده و متکثر است و دیدگاهِ همۀ جریانهای اجتماعی ـ سیاسی نسبت به صلح با طالبان نیز باید در کنار دیدگاهِ کشورهای منطقه و احتمالاً حامی طالبان، مخرج مشترکی بیابد تا صلح را از شبحی موهوم، به صلحی ملی و پایدار تبدیل کند.
اما تحققِ صلحِ ملی و پایدار با حرف و شعار محقق نمیگردد؛ چرا که جامعۀ افغانستان بهدلیل عملکردهای نادرستِ حکومت موجود، بیش از گذشته قطببندی شده و هرکدام از اقوام از زاویۀ خاصی به صلح با طالبان و جایگاهِ خود در افغانستانِ پساصلح مینگرند.
ماندگار می افزاید :
کلید صلح هم در داخل و هم در بیرون است، اگرچه باید به داخل ارجحیت داده شود. به این معنا که برای تحقق صلحِ پایداری که مورد توافقِ بیرونیها و مورد حمایتِ جامعۀ افغانستان باشد، میباید از پیچیدهگیهای صلح در هر دو محیط (بیرونی و داخلی) یک مخرج مشترک بیرون ساخت و ساختمانِ صلح را بر آن بنا نمود. آنچه تا کنون آقای خلیلزاد انجام داده، تمرکز روی محیط بیرونی بوده و جامعۀ متکثرِ افغانستان را نادیده یا کماهمیت انگاشته است.
و موارد غیر قابل مذاکره در صلح عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است :
این روزها با تلاشهایی که با محوریت ایالات متحده و نماینده خاص آن کشور صورت میگیرد، به نظر میرسد که روند صلح در کشور ما شتاب بیشتری گرفته است. گاهی حتی خبرهایی مبنی بر توافقات مهم و اساسی میان دو طرف به نشر میرسد. این روند از یک جهت مایه خوشحالی و مسرت شهروندان کشور گردیده است. زیرا هیچ کسی در این کشور نیست که طعم تلخ جنگ، خشونت، برادرکشی و آوارگی را ندیده باشد. حتی کودکان این سرزمین نخستین آرزوی شان این است که در کشور ما روزی صلح فراگیر و پایدار برقرار گردد و ما دیگر شاهد منازعات خونین در کشور خود نباشیم. در این موضوع هیچ شک و تردیدی وجود ندارد و هیچکسی مخالف صلح نیست.
نویسنده می افزاید :
مهمترین بحث در مذاکرات صلح حتی از ارزشهای مندرج در قانون اساسی، بحث عدالت است. کسانی که با بدترین شیوههای ممکن دست به آدم کشی و نسل کشی زده اند، باید در برابر مردم افغانستان و بازماندگان شهدا و تاریخ این سرزمین پاسخگو باشند. هیچکسی نمیتواند خون بهترین جوانان را که یک هفته قبل در یک مرکز نظامی در میدان وردک به شهادت رسیدند، فراموش کند. حس کودکانی که حسرت بازگشت پدر از جنگ را تا آخر عمر بر شانههای خود حمل میکنند، هرگز قابل فراموشی نیست. بحث تقدم عدالت بر صلح و یا صلح بر عدالت به همان اندازه که به لحاظ نظری مهم و پیچیده است، در عالم واقع نیز پیچیده است.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سرمقاله ای تحت عنوان لزوم رسیدن به اجماع سیاسی چنین نوشته است:
واقعیت تلخ این است که صنف سیاسی کابل، اجماع جدی در مورد روند آشتی و مذاکره با طالبان ندارند. طالبان ظاهراً به نمایندهگان ایالات متحده گفتهاند که حاضر به مذاکره با حکومت افغانستان به عنوان دولت نیستند، اما میخواهد با گروهها و نیروهای سیاسی مذاکره کنند. دیروز نمایندهی ویژهی امریکا برای پایان جنگ افغانستان هم گفت که طالبان نمیخواهند با حکومت افغانستان مذاکره کنند و فکر میکنند که مذاکره با دولت افغانستان به اعتبار یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری میافزاید. به نظر میرسد که برای طالبان و حامیان خارجیشان مذاکره با گروهها و توافق روی یک ادارهی موقت و یک نقشهی راه برای آینده، امری مطلوب است. سخنگویان غیر رسمی طالبان و مقامهای سابق حکومت آنان هم در گفتوگو با رسانهها پیوسته تأکید میکنند که این گروه حاضر به مذاکره با احزاب سیاسی است نه با حکومت افغانستان.
در پایان نویسنده می افزاید :
باید منافع سیاسی و انتخاباتی کنار گذاشته شود و روی موضوع جدی مذاکره با طالبان و آشتی به یک اجماع در صنف سیاسی کابل برسیم.
رییسجمهور مسوولیت دارد که باب گفتوگو را با همهی سیاستمداران باز کند. وقت رقابتهای سیاسی نیست و باید هرچه زودتر مجموع صنف سیاسی کابل به یک موضع مشترک برسند.