بررسی مطبوعات چاپ کابل 16 دلو 1397
"اجماع سیاسی باید به میان بیاید"،" به هوش بیاییم" و" طالبان - صلح ؛ بزکشی روسیه و آمریکا" ،مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
"اجماع سیاسی باید به میان بیاید" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:
داکتر عبدالله رییس اجرایی دیروز اذعان کرد که رهبران حکومت وحدت ملی نتوانستند اجماع سیاسی ایجاد کنند و این امر سبب افتراق در صنف سیاسی کابل شده است. رهبران حکومت وحدت ملی از جمله محمداشرف غنی که حالا موضع محکم دارند، تلاش نکردند تا اجماع سیاسی ایجاد کنند. ضروری بود که محمداشرف غنی تمام رهبران سیاسی را به ارگ دعوت میکرد و با آنان به گفتوگو میپرداخت. ریاست جمهوری خود باید ابتکار ایجاد اجماع سیاسی را به دوش میگرفت. ریاست جمهوری نباید اجازه میداد که افتراق سیاسی به جایی برسد که هر سیاستمدار ساز خودش را بنوازد و فرصتطلبانه اقدام کند.
هشت صبح می افزاید:
همان طوری که داکتر عبدالله اذعان کرد، رهبران حکومت وحدت ملی هیچ تلاشی در راستای اجماع سیاسی نکردند و وضعیتی را به وجود آوردند که بیشتر نیروهای سیاسی را ترس از انزوا فرا گرفت. این ترس باید خلق نمیشد و رهبران حکومت اعتماد همه نیروهای سیاسی را به دست میآوردند. حالا هم ضروری است که ریاست جمهوری ما اجماع بزرگ سیاسی ایجاد کند.
و "به هوش بیاییم" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی آرمان ملی است که در آن چنین آمده است :
مردم باور دارند که حکومت جديد پساطالباني مي توانست در اين هفده سال گذشته با استفاده بهينه از فرصت ها و امکانات بدست آمده گام هاي سازندهيي را در راه بهبود زندهگي مردم، تأمين ثبات و امنيت و اعمار زير بناهاي اقتصادي کشور بردارد.
اين ناکامي ها از اثر راهکار هاي نامناسب و عدم موجوديت اراده سياسي در برچيدن بساط و ريشه هاي تروريزم در کشور به وجود آمد، زيرا هم امريکا و هم زعامت هاي کشور در اين مسير همگام بوده اند.
امريکا در اين راستا اهداف و برنامه هاي ويژه داشت و زعامت کشور نيز پنهان به سويي حرکت مي کرد که در آن تبعيض، تعصب و قوم گرايي و دشمني با اقوام نهفته بود و گويي طالبان در لباس غربي و نکتايي کمر بسته بودند تا دوباره حکومت به نحوي به سوي سقوط به دست طالبان حرکت کند.
آرمان ملی می افزاید :
حالا که ما چنين وضعيتي داريم و امريکا و روسيه پا پيش کرده اند تا براي ما صلح بياورند، ما در گير کم کاري ها و تناقضات دروني و بيروني هستيم. مقدرات ما چنان شده است که امريکا با برنامه يي و روسيه با برنامه يي وارد معرکه شده اند که هردو ظاهرن داراي هدف واحدي اند، ولي ترفندهاي شان در تناقض با همديگر قرار دارد.
و"طالبان - صلح ؛ بز کشی روسیه و آمریکا" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
امریکاییها بارها با طالبان دیدارهایی داشتهاند و در آخرین مورد گفته شده که هر دو طرف به تفاهماتی رسیدهاند. هنوز چگونگی این تفاهمات مشخص نیست؛ اما بحث خروج نیروهای امریکایی به عنوان مهمترین اصل توافقات خوانده شده است.
در چنین حالتی، مسکو زمینهیی را برای رو در رو ساختنِ طالبان با برخی جریانهای سیاسی افغاستان مساعد کرده است؛ چیزی که به نظر میرسد از یک طرف ریشه در رقابت امریکا و مسکو دارد و از جانب دیگر، برخی از سیاستگران در داخل افغانستان سعی دارند که از نشست مسکو به عنوان یک تختۀ خیز استفاده کنند. اما مهم این است که حالا کشورهای کلان از بحث صلح افغانستان در تنظیم رقابتهایشان استفاده میکنند و این برای افغانستان بهشدت خطرناک است؛ چنانکه جنگ افغانستان دهههاست که میدان تقابل قدرتهای کلان بوده است.
در پایان ماندگار می افزاید :
کشورهای جهان بهخصوص امریکا و روسیه در صورتی که مایل به ایجاد صلح در افغانستان اند، باید در تعامل با دولتِ مشروع برآمده از انتخابات، در یک تشریک مساعی به حل معضلِ افغانستان بپردازند. در آن صورت، ما به یک صلح پایدار میرسیم؛ اما در صورتی که بر سرِ طالبان و بر سرِ گفتوگوهای صلح میان کشورهای کلان بزکشی صورت بگیرد، آنگاه گوساله توته و پارچه میشود و قدرتها با توته و پارچههای دستداشتۀشان باز در این میدان و در دور دایرۀ حلالِ خویش میچرخند و میتازند و افغانستان زیر سُمِ آنان شدیدتر خواهد شد.