بررسی مطبوعات چاپ کابل 27 دلو 1397
"پاکستان طالبان را به خانه ی خودشان دعوت کرده است"،" بیست و شش دلو ؛ درسی که باید آموخته شود" و "رئیس جمهور باید اجماع سیاسی بیاورد" عناوین سرمقالات امروز روزنامه های چاپ کابل است.
"پاکستان طالبان را به خانه ی خودشان دعوت کرده است" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
قرار است روز دوشنبه، هجده فبروری، طالبان به دعوت دولت پاکستان در نشستی رو در رو با نمایندهگان امریکا در آن کشور دیدار کنند. پیش از آغاز مذاکرات، قرار است که نمایندهگان این گروه، دیداری هم با نخستوزیر پاکستان داشته باشند و در مورد مسایل مختلف با او صحبت کنند.
بعد از برگزاری نشستِ پاکستان در امتداد مذاکرات طالبان و امریکا در قطر، به تاریخ ۲۵ فبروری نشستِ دیگری در دوحۀ قطر برگزار خواهد شد.
گروه طالبان بعد از بیستوسه سال جنگ، در برابر دولت افغانستان و سپس نیروهای بینالمللی، حالا با امریکا که هفدهسال با آن جنگیده است، مذاکره میکند. مذاکرۀ طالبان با امریکاییها سرآغازی شده است برای کشاندن پایِ این گروه به کشورهای مختلف. چنانکه روسیه اخیراً دوبار طالبان را به مسکو دعوت کرده است و همینگونه برخی کشورهای دیگر هم در تلاش اند که از طالبان میزبانی کنند.
ماندگار می افزاید :
مبرهن است که پاکستان نمیتواند با چنین روشهایی مردم افغانستان را گول بزند و طالبان هم با چنین تکتیکهایی نمیتوانند با ذهن و درکِ مردم بازی کنند؛ زیرا آن کشور به سانِ خانۀ رهبران طالبان شناخته میشود و این گروه از جانب آن کشور تغذیه شده و سالهاست که چوب سوختِ سیاستهای آن کشور شدهاند.
پاکستان نمیتواند با چنین نشستی، همۀ اتهامات را از خود دور کند و نشان بدهد که در پی ایجاد ثبات در افغانستان است. تا زمانیکه آن کشور بهدرستی نشان ندهد که در امر صلح افغانستان صادق است، با چنین نشستهایی نمیتواند راهی به پیش ببرد و اتهامات را از خودش دور سازد. این را همه میدانند که هیچکس به خانۀ خودش دعوت نمیشود و پاکستان نمیتواند به چشمِ جهانیان خاک بزند.
از این رو، نشست طالبان با امریکاییها در پاکستان، در حدِ یک دور از مذاکرات معنا میدهد و اهمیتی بیش از این نخواهد داشت.
" بیست و شش دلو ؛ درسی که باید آموخته شود" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است :
26 دلو، سالروز شکست و خروج نیروهای روسی از افغانستان است. دیروز مراسم رسمی این مناسبت در ارگ ریاست جمهوری با حضور معاون دوم ریاست جمهوری و رییس اجراییه و دیگر مقامات افغانستان و رهبران جهادی برگزار گردید. در همه سخنرانیهای مقامات از درسها و عبرتهای مقاومت مردم افغانستان در برابر قشون متجاوز شوروی و نیز رخدادهای پس از خروج عساکر شوروی از افغانستان اشارات مفصل گردید و همه با یک صدا خواهان درس آموزی از وقایع تلخ گذشته گردیدند.
اکنون پس از چهل سال از زمان آغاز تجاوز شوروی به افغانستان و سی سال پس از شکست و خروج کامل آخرین سربازان قشون سرخ، درسهای زیادی باید آموخته باشیم و یا باید بیاموزیم. این عبرت آموزی از آن جهت حایز اهمیت است که ما به ظاهر اکنون نیز در شرایطی شبیه سی سال قبل را داریم.
نویسنده می افزاید:
بزرگترین درسی که از 26 دلو و خروج نیروهای ارتش سرخ شوروی آموخته شود، حفظ نظام و دستاوردهای سالهای اخیر و نیز تمسک به قانون اساسی و حرکت در پرتو این قانون و رعایت قاعده بازی از سوی همه گروهها و جناحهای سیاسی است. قانون اساسی فعلی تنها معیار قاعده بازی است و انتخابات تنها راه ممکن برای به دست آوردن قدرت. هرگونه مسیری غیر از انتخابات و هرگونه تلاش برای برهم زدن قاعده بازی، بازگشت به نقطه صفر و آغاز یک بحران دیگر است.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سرمقاله ای تحت عنوان "رئیس جمهور باید اجماع سیاسی بیاورد" چنین نوشته است:
ایجاب میکند که همزمان با خروج نیروهای امریکایی یک روند آشتی ملی همهشمول هم کلید بخورد و نتیجهی آن پایان جنگ و شکلگیری یک حکومت با پایههای وسیع سیاسی باشد که هم در داخل حمایت مردمی داشته باشد و هم روابطش با کشورهای منطقه و جهان حسنه بماند.
در پایان هشت صبح می افزاید:
برای پایان جنگ و رسیدن به حکومت با پایههای وسیع، به اجماع سیاسی در داخل کشور هم نیاز است. ضروری است که رییس جمهور غنی باید با جرگهای که در پایان سال جاری میلادی برگزار میکند، زمینه را برای اجماع داخلی فراهم سازد. این درست است که جوانان و فقیران، اکثریت این جامعه را تشکیل میدهند. این هم درست است که باید فعالان جوان جامعهی مدنی و فعالان حقوق زن با حکومت همآهنگ باشند و نظرات آنان شنیده شود، ولی در کنار آن لازم است که رییس جمهور، نظرات احزاب و سیاستمداران پرنفوذ مشهور را هم بگیرد. حکومت، سیاستمداران و احزاب سیاسی باید همآهنگ باشند و آقای غنی باید راهی را برای اجماع سیاسی پیدا کند. این طور نباید باشد که رییسجمهور به یک راه برود و سیاستمداران پرنفوذ به راه دیگر.