بررسی مطبوعات چاپ کابل 15 حوت 1397
"قدرت های بزرگ باید توافق های صلح احتمالی را ضمانت کنند" ،" قصه ی سرمنگسک صلح از کابل تا واشنگتن" و "کمیسیون های انتخاباتی ؛مدیریت زنانه و بیم ها و امیدها" عناوین سرمقالات برخی روزنامه های چاپ کابل است.
"قدرت های بزرگ باید توافق های صلح احتمالی را ضمانت کنند" عنوان سر مقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:
رسانههای امریکایی گزارش دادهاند که وزیر خارجهی امریکا در آیندهی نزدیک به کشورهای حاشیهی خلیج فارس سفر میکند، تا روند مذاکره میان طالبان و واشنگتن را شتاب بیشتری ببخشد. ایالات متحده سخت عجله دارد که به توافق پایان جنگ با طالبان دست یابد و به همین دلیل است که در سطح وزیر خارجه به کشورهای عربزبان حاشیهی خلیج فارس هیات میفرستد تا شتاب گفتوگوهای واشنگتن با طالبان بیشتر شود. روسیه هم اخیراً وزیر خارجهاش را به قطر فرستاد و از زبان او اعلام کرد که مسکو آماده است با واشنگتن در پایان جنگ افغانستان همکاری کند. وزیر خارجهی جمهوری اوزبیکستان هم به دوحه رفت و در برگشت مشاور امنیت ملی ارگ را به تاشکند دعوت کرد تا او را در جریان آخرین تحولات قرار بدهد. ارگ از طریق مشاور شورای امنیت ملی و ریاست دفتر رییسجمهور مسایل مرتبط به مذاکره با طالبان را دنبال میکند و کشورهای منطقه هم به همین مقامها گزارش میدهند.
هشت صبح می افزاید:
ترافیک دیپلوماتیک در دوحه نشان میدهد که گفتوگوهای امریکا و طالبان به مرحلهی بسیار حساس رسیده است و همهی کشورها تلاش میکنند، امتیاز خودشان را بگیرند. پاکستان که سفر رهبران طالبان به دوحه را زمینهسازی کرده است، چندی پیش اعلام کرده بود که اگر هند با آن کشور بسیار سخت بگیرد، گفتوگوهای امریکا و طالبان که اسلامآباد از آن به «گفتوگوهای صلح افغانستان» تعبیر میکند، صدمه میبیند.
هشت صبح ادامه می دهد :
نیاز است که برای پایان جنگ همهی بخشهای مردم افغانستان در روی میز گفتوگو با طالبان نماینده داشته باشند و روی همهی مسایل به صورت همهجانبه بحث کنند. هر نوع توافقی که برای صلحسازی و پایان جنگ به دست میآید باید از سوی قدرتهای بزرگ تضمین شود. اگر قدرتهای بزرگ تطبیق توافقنامهی صلح و پایان جنگ را تضمین نکنند، شاید برخی از سردستههای نظامی طالبان تصور کنند که مجموع مردم افغانستان اسیر جنگیشان است. در غیاب تضمینهای جدی بینالمللی یک توافق صلح حتا اگر تطبیق هم شود، پایدار نخواهد بود.
" قصه ی سرمنگسک صلح از کابل تا واشنگتن" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
گفتوگوهای صلحِ نمایندهگان طالبان – امریکا در دوحه و ابراز آمادهگیهایِ حکومت برای برگزاری جرگۀ مشورتی صلح در کابل درحالی جریان دارد که محمد عمر داوودزی نمایندۀ ویژۀ رییس حکومت وحدت ملی برای صلحِ افغانستان میگوید که از جریان گفتوگوی طالبان و نمایندهگان امریکا در قطر آگاهی دقیق ندارد.وقتی این مقدار از باخبریِ نمایندۀ صلح حکومت دربارۀ نشست قطر را در کنار سایرِ اظهاراتِ او پیرامون صلح مورد مطالعه قرار دهیم، درمییابیم که صلح افغانستان بهراستی به قصهیی سرمنگسک از کابل تا واشنگتن تبدیل شده است.
ماندگار می افزاید:
میتوان گفت که همه از صلح میگویند اما جُز در لفظ «صلح»، هیچ پایۀ اتحاد و اشتراکی نمیتوان میانشان پیدا کرد. قصۀ سرمنگسکِ صلح از کابل تا دوحه، از دوحه تا اسلامآباد، از اسلامآباد تا واشنگتن همانند آوازِ بالهایِ زنبورها درحالی وزیدن دارد که قلبِ مردم از اضطرابِ افغانستانِ پساصلح، از سینه بیرون تپیده و نبضشان در تقلایِ فهمِ این آوازِ زنبوری سقوط کرده است.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی افغانستان ما که در سرمقاله ای تحت عنوان "کمیسیون های انتخاباتی ؛مدیریت زنانه و بیم ها و امیدها" چنین نوشته است:
پس از تعیین و تحلیف اعضای کمیسیونهای انتخاباتی، دیروز اولین روز کاری اعضای جدید با انتخابات و تعیینات داخلی در این کمیسیونها سپری شد. نتیجه برآمده از انتخابات داخلی جالب و تا حدی غیر منتظره بود. در راس هر دو کمیسیون مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی، دو چهره از میان زنان انتخاب شدند و سکان روندهای انتخاباتی را به عهده گرفتند. این نخستین بار است که رهبری کمیسیونهای انتخاباتی را زنان به عهده میگیرند و از این جهت هم مایه امیدهای بسیاری است و هم برخی تردیدها و نگرانیها را نیز نباید از این ناحیه نادیده گرفت.
درپایان نویسنده می افزاید :
با انتخاب دو زن به عنوان روسای کمیسیون های انتخاباتی روند حضور زنان در عرصه رهبری و مدیریت کلان کشور، اینک امیدواریهای زیادی خلق شده است. مدیریت سالم و درست انتخابات در انتخاباتهای مهم پیش رو بدون تردید به نام زنان ختم خواهد شد و از آنان به عنوان یک الگوی مناسب مدیریتی به نمایش خواهد گذاشت.
اما به همان میزان که این چانس برای زنان در کشوری مثل افغانستان، وسوسه برانگیز و اغواکننده است، به همان اندازه خطیر و ریسکآور نیز هست. مساله این است که در جامعه مردسالار و مردانهای چون افغانستان، چشمان تیزبین قضاوتگر از همین اکنون به سوی عملکرد روسای جدید کمیسیونهای انتخاباتی زوم خواهد شد و همه چیز را رصد خواهد کرد. بنابراین امیدواریم که دو خانمی که سکان کمیسیونهای انتخاباتی را به عهده گرفته اند، از این آزمون دشوار و تاریخی پیروز بدرآیند و نه تنها از خود بلکه از زنان کشور نام نیک به یادگار گذارند.