بررسی مطبوعات چاپ کابل 25 حوت 1397
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i91435-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_25_حوت_1397
"تنش های بلخ در کجا ریشه دارد" ، "بحران آفرینی برای سلامت کشور خطرناک است" و" صلح یعنی پایان خشونت و آغاز زیست جمعی مسالمت آمیز" ،مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
حوت 25, 1397 14:14 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 25 حوت 1397

"تنش های بلخ در کجا ریشه دارد" ، "بحران آفرینی برای سلامت کشور خطرناک است" و" صلح یعنی پایان خشونت و آغاز زیست جمعی مسالمت آمیز" ،مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.

تنش های بلخ در کجا ریشه دارد عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:

روز پنجشنبه، شهر مزارشریف یک‌بار دیگر به میدان تنش‌ها میان ارگ و هوادارانِ عطا محمد نور والی پیشینِ ولایت بلخ مبدل شد. این تنش‌ها پس از آن به‌وجود آمد که ارگ تصمیم به برکناری فرمانده پولیس این شهر گرفت. آقای نور که مدعی است بر اساس توافق‌نامۀ میانِ او و ارگ کسی حق برکناری فرمانده پولیس را بدون مشورۀ وی ندارد، در واکنش به این اقدام مردم را به اعتصاب و مقاومت فرا خواند؛ اما نیروهای اعزامی پولیس از کابل، سرانجام در اواخر روز پنجشنبه موفق شدند که وارد فرماندهی پولیس بلخ شوند و عبدالرقیب مبارز را به عنوان فرمانده جدیدِ پولیس این ولایت معرفی کنند.

ماندگار می افزاید : 

با این‌همه، ساعاتی از روز را مردم مزارشریف شاهد درگیری‌ها میان نیروهای اعزامی از کابل و پولیسِ این شهر بودند که به کشته شدنِ یک پولیس و زخمی شدن هجده تن که ده تنِ آن‌ها از نیروهای پولیس و متباقی افراد غیرنظامی بودند، انجامید. حنیف اتمر نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری از تیم صلح و اعتدال که آقای نور نیز یکی از متحدان آن است، نسبت به حادثۀ مزارشریف واکنش نشان داد و اقدامِ حکومت را «نابخردانه» و «غیرضروری» عنوان کرد.

و روزنامه ی آرمان ملی در سر مقاله ای تحت بحران آفرینی برای سلامت کشور خطرناک است عنوان چنین نوشته است:

برکناری و مقرری در هرنظامی یک امر عادی ومعمولی اداری است که انجام می شود، اما افغانستان دریک وضع عادی نیست که دولت مرکزی فقط برای بهبود امور به آن اقدام نماید.
ما از یک طرف با داعش وطالب طرف هستیم واز جانب دیگر حلقاتی در درون نظام با مشوره های نا بخردانه شان رییس جمهوری را تشویق به انجام کارهای می کنند که ضررش بیشتراز نفع اش می باشد. گرفتاری فرمانده قیصاری ، حمله بالای فرمانده جلال الدین صالحی در شمال کابل وبه قتل رساندن ایشان بدون ارائه دلیلی از جمله این اقدامات ناشیانه می باشد

آرمان می می افزاید : 
شماری برای این که نشان دهند داکتر غنی شخص مقتدر است اورا تشویق به بحران آفرینی می کنند وبرخی دیگر عقده های قومی را باز می کنند وشماری دیگر در پی تقلب به نفع داکترغنی در انتخابات سال 98 اند در حالی که مذاکرات با طالبان ادامه دارد و امریکا روی متن یک تفاهم نامه با این گروه توافق کرده؛ نیازآن است که دولت و احزاب سیاسی متحدانه اوضاع را نظارت کرده از ایجاد تقابل خود داری ورزند.
آنهایی که قومی فکر می کنند وهراقدامی که رجال سیاسی اقوام دیگر را حذف کند از آن استقبال می کنند باید بدانند که در آسیاب دشمن آب می ریزند.

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی افغانستان ما  که در سر مقاله ای تحت عنوان صلح یعنی پایان خشونت و آغاز زیست جمعی مسالمت آمیزچنین نوشته است:

مردم افغانستان همانطوري که از ناامني و جنگ طولاني مدت خسته و بيزار شده اند، به همان ميزان به آزادي و عدالت دلبسته هستند و آن را با تار و پود وجود خود گره زده اند. مردم براي آزادي وعدالت سال ها مبارزه کرده و در اين راه مليون ها قرباني داده اند؛ بنابراين تحت هيچ شرايطي حاضر نيستند، دستاورد هاي حداقلي در راستاي آزادي و عدالت در افغانستان را از دست بدهند.
از جانب ديگر مردم کشور خواهان صلح واقعي هستند و نه صلح ظاهري و مؤقتي که مبنايش بر امتيازگيري و باج خواهي استوار باشد. صلح بايد ريشه هاي اصل آزادي، تکثرگرايي و عدالت را تقويت کند و گروه هايي که به روند صلح مي پيوندند بايد به قانون احترام داشته باشند و از شايسته سالاري حمايت کنند و وحدت و همدلي مردم را مبناي سياست ها و برنامه هاي خود قرار دهند.

نویسنده می افزاید : 
در جریان صلح گروه های مسلح بايد شاخه هاي نظامي خود را منحل سازند و سلاح هاي خود را تمام و کمال به حکومت افغانستان تحويل دهند.
آن دسته گروه هايي که روزها در بالاترين رتبه هاي دولتي کار کنند و شب ها با شورشيان خدمت کنند و در طرح هاي عملياتي و نقل وانتقال سلاح و مواد انفجاري نقش ايفا نمايند، نمي توانند شريک صادق صلح براي مردم افغانستان باشند.
از ديدگاه مردم گروه ها تنها زماني مي توانند به صلح آري بگويند که اول؛ نظام سياسي فعلي را به رسميت بشناسند. دوم؛ بر زيست برابر با ساير شهروندان کشور تن دهند.