بررسی مطبوعات چاپ کابل ۲۳ ثور 1398
"حکومت و خطوط خونین گسل در مناطق مرکزی"،"پژوهش بیگ تینک و شوخی وزارت صحت" و"چرا قتل و آدمکشی در کابل افزایش یافته است" عناوین سرمقالات امروز چاپ کابل است.
"حکومت و خطوط خونین گسل در مناطق مرکزی" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:
از سه روز بدین سو در برخی از مناطق مرکزی افغانستان حملات هدفمند از سوی طالبان صورت گرفته است. سه روز قبل حمله مسلحانه ای در ولسوالی ناومیش در منطقه مرزی میان ولایت دایکندی و هلمند صورت گرفت و متعاقب آن بر اثر مین گذاری طالبان یازده نفر از مردم ملکی و مسافر به خاک و خون کشیده شدند. در ادامه این حملات هجوم نسبتا گسترده طالبان در ولسوالی پاتوی ولایت دایکندی نیز صورت گرفت که 5 تن از نیروهای خیزش های مردمی کشته و 4 تن دیگر مجروح شدند. گزارش هایی از تحرکات جدید طالبان در مناطقی از ولایت غزنی از جمله در ولسوالی جاغوری مخابره می شود. اما مهم ترین حمله ای که طالبان ظاهرا با همکاری کوچی های محلی در این مناطق سازماندهی کرده است و دو شب پیش به اجرا گذاشت، در مناطقی از ولسوالی بهسود در ولایت میدان وردک بوده است. در این حمله متاسفانه نزدیک به ده نفر از مردم محل کشته شده اند و تعدادی نیز زخمی گردیده اند.
نویسنده می افزاید:
متاسفانه در حملاتی که در منطقه بهسود صورت گرفته است هنوز نیروهای امنیتی حضور نیافته و این جنگ را نیروهایی تحت عنوان جبهه مقاومت مردمی به دوش دارد که حساسیت ها را بیشتر می کند. به نظر می رسد تنها راه ممکن برای مهار این منازعات و جلوگیری از شعله ور کردن جنگ توسط طالبان در این مناطق، استقرار قطعات اردو و گسترش نیروهای خیزش های مردمی در چارچوب نهادهای امنیتی کشور است. در غیر آن صورت ممکن است در آینده نزدیک شاهد بحران امنیتی در این مناطق باشیم که ماهیت آن بسیار متفاوت تر از بحران موجود در کل کشور باشد. در آن صورت بسیار دیر خواهد بود و ممکن است حتی دیگر مدیریت این بحران از دست دولت افغانستان خارج گردد.
روزنامه ی ماندگار در سرمقاله ای تحت عنوان "پژوهش بیگ تینک و شوخی وزارت صحت" چنین نوشته است :
«افغانستان غمگینترین کشور جهان شمرده میشود.» این گزاره، نتیجۀ پژوهشِ یک وبگاه بینالمللی به نام «بیگتنک» است که در زمینۀ چالشهای اجتماعی در سرتاسر جهان فعالیت دارد. یافتههای این وبگاه نشان داده که ۲۲٫۵ درصد از جمعیتِ افغانستان در افسردهگی بهسر میبرند و این کمیت به چنین کشوری رتبۀ نخست در میان افسـردهترین کشورهای جهان میدهد.
ماندگار می افزاید: افسردهگی یک بیماری عام در دنیـای پیچیده و پُردغدغۀ امروزیست که ثروتمندترین و باثباتترین کشورها را نیز در بر میگیرد. در این میان، معلومدار است که کشوری چون افغانستان ـ که در آن نه ثباتِ سیاسی وجود دارد و نه تعادلِ اقتصادی به چشم میخورد و هر روز شهروندانش شاهدِ جنگ و ترور و کشتهشدنِ عزیزانشان هستند ـ در ابتلا به افسردهگی مقامِ اول را کسب میکند.
و "چرا قتل و آدمکشی در کابل افزایش یافته است" عنوان سر مقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:
قتل مینه منگل کارمند پارلمان افغانستان در روی خیابان و تیرباران یک شهروند دیگر در خیابان آسمایی از افزایش جرایم جنایی در کابل پرده بر میدارد. پولیس کابل در پیگیری جرایم جنایی در این اواخر زیاد موفق نیست. اگر جرایم جنایی پیگیری میشد و پولیس در بازداشت مظنونان به قتل مهارت لازم به خرج میداد، قتل و آدمکشی در کابل سیر صعودی نمییافت. تنها قتل نیست. مردم کابل از افزایش دزدیهای مسلحانه، دزدی موتر و باجگیری شاکیاند. پولیس کابل در این زمینه دستآورد چندانی نداشته است.
درپایان هشت صبح می افزاید:
در شرایط عادی مردم از پولیس و دیگر نهادهای دولتی انتظار دارند که امنیت و مصونیت آنان را تامین کند. وقتی پولیس از چنین کاری عاجز بماند، روشن است که هر کسی به خودش حق میدهد تا به سلاح دسترسی داشته باشد و در صورت نیاز از آن استفاده کند. این امر هرجومرج را حاکم میسازد و اساس نظم و امنیت را از بین میبرَد. به همین دلیل است که حضور نیروی پولیس و تقویتبخشی آن برای بقای جامعه خیلی مهم است. یکی از عوامل ضعف پولیس در برابر شبکههای جرمی، اعمال نفوذ این شبکهها است. این شبکهها از طریق تزریق ترس، تطمیع و پرداخت رشوه اعمال نفوذ میکنند. رهبری وزارت داخله باید جلو اعمال نفوذ شبکههای جرمی بر نیروی پولیس را بگیرد.