بررسی مطبوعات چاپ کابل 30 ثور 1398
"همزمانی زنگ انتخابات و زنگ تقلب" ، " راه حل گفتگواست نه تقابل" و " نمایندگان مجلس و آلوده سازی حوزه ی عمومی"، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
روزنامه ی ماندگار در سر مقاله ای تحت عنوان همزمانی زنگ انتخابات و زنگ تقلب چنین نوشته است:
با طولانیشدنِ بیش از حدِ گفتوگوهای صلحِ امریکا با طالبان و قناعتبخش نبودن مذاکرات قطر، زنگِ انتخابات ریاستجمهوری به صدا درآمده و جامعۀ جهانی و حکومتِ افغانستان هر دو روی گزینۀ «انتخابات» تمرکز کردهاند. شاید این خبری خُرسندکننده باشد از این نظر که حکومتِ بعدی بهجای اینکه در میزِ گفتوگوهای طالبان – امریکا در بیرون از افغانستان ساخته و پرداخته شود، قرار است از دلِ صندوقهایِ رای بیرون گردد.
ماندگار می افزاید :
آنچه این خرسندی را مغشوش میسازد اینکه: کمیسیون انتخابات با برشمردنِ نکات و بهانههایی چون کمبود وقت و نبود امکانات، از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در عدم استفاده از تکنالوژی بایومتریک خبر داده است. اینجاست که میتوان گفت زنگ انتخابات و زنگ تقلب همزمان با یکدیگر به صدا درآمدهاند!
راه حل گفتگواست نه تقابل عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است :
دیروز اوج افتضاح و بیفرهنگی در پارلمان به نمایش گذاشته شد. نمایندگان به همدیگر فحش و دشنام دادند. این رفتار بدوی، شایستهی نهادی نیست که در آن نمایندگان شهروندان جمهوری جمع شدهاند. بر مبنای پیشفرضهای نظامهای دموکراتیک، شهروندان جمهوری، خودشان صاحب صلاحیت قانونگذاری هستند و این صلاحیت را در انتخابات به نمایندهگان واگذار میکنند تا به نیابت از آنان قانونگذاری کنند.
هشت صبح می افزاید:
این وضعیت باید به پایان برسد. مشکلی که در مورد انتخاب رییس پارلمان به میان آمده است باید با گفتوگو و استدلال منطقی حل شود. سوال مهم این است آیا آرای اکثریت حاضر برای انتخاب رییس معیار است یا چیز دیگر؟ وقتی میگوییم آرای اکثریت حاضر، معیار همان رأیهایی است که به صندوق ریخته شده است یا این امر تعریف دیگری دارد؟ در این مورد باید گفتوگو شود. درست است که پارلمان جای سیاست است و مشکلهایی که به میان میآید، رنگ قومی میگیرد، ولی راهحل گفتوگو و استدلال منطقی است.
و نمایندگان مجلس و آلوده سازی حوزه ی عمومی عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:
دیروز در صحن عمومی خانه ملت به مثابه نمادی از حوزه عمومی، متاسفانه مرزهای میان نزاکت های اجتماعی و اخلاق انسانی درنوردیده شد و روان جمعی مردم به شدت آسیب دید. روان جمعی مردمی که سال ها است به دلیل ناهنجاری های اجتماعی و خشونت دوامدار در معرض انواع آسیب های اجتماعی قرار دارد، یک بار دیگر توسط کسانی زخم خورد که نماد اخلاق و نزاکت باید باشند. نمایندگان مجلس در بالاترین سطوح سیاسی علاوه بر نمایندگی از مردم باید الگوی هم پذیری سیاسی و تنوع اجتماعی و گسترش ارزش های عمومی و مشترک باشند؛ زیرا ترکیب نمایندگان به گونه ای است که همه اقشار اجتماعی و کتله های قومی و سیاسی و حتی مذهبی، خود را در آیینه خانه ملت می بینند. اما وقتی ملت خود را در کلیت مجلس نمایندگان نمی بینند و هر کتله قومی در یک چهره خاص تبلور بکند، آغازی برای فروپاشی دیگر است.
نویسنده می افزاید:
مشکل ریاست پارلمان مسلما حل خواهد شد؛ ولی شکاف برخاسته از رفتارهای اعضای مجلس نمایندگان و زخمی که بر روان جمعی مردم وارد می شود تا سال های طولانی باقی خواهد ماند. حرکت های شارلاتانی و دشنام های رکیک کوچه و بازاری توسط مردم عام به زودی فراموش می شود. زیرا تاثیرات روانی آن فردی و محدود است؛ اما وقتی روان جمعی مردم آسیب می بیند به عنوان خاطره مشترک مدت ها باقی می ماند و تاثیرات دیگر ارزش های مشترک را از بین می برد.