بررسی مطبوعات چاپ کابل 6 جوزا 1398
"چرا بلند پایگان دولتی افراد مشکوک را استخدام می کنند"،"جشن استقلال یا بسیج نیروهای انتخاباتی" و "حکومت علوی ، راه نجات ملل مسلمان از انحطاط " عناوین سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.
"چرا بلند پایگان دولتی افراد مشکوک را استخدام می کنند" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است :
وزارت داخله، یکی از مشاوران رییس مجلس سنا را به ظن تروریست بودن بازداشت کرده است.
فرد بازداشت شده شناسنامهی پاکستانی دارد و شهروند آن کشور است.
سوال اساسی این است که چگونه یک شهروند پاکستان به عنوان مشاور در مجلس سنا استخدام میشود؟ آیا روند استخدام در نهادهای مهم آن قدر سهل است که حتا شهروند یک کشور همسایه هم میتواند به سادهگی آن را طی کند؟ تردیدی نیست که در جریان دهههای هشتاد و نود میلادی، شمار زیادی از مردم افغانستان که در پاکستان زندهگی میکردند، به صورت قانونی با غیرقانونی شناسنامهی آن کشور را به دست آوردند. در سالهای دههی هشتاد بسیاری از رهبران سیاسی کنونی، سند شهروندی و پاسپورت پاکستانی داشتند.
هشت صبح می افزاید :
حال باید آقای مسلمیار، رییس مجلس سنا، پاسخ بدهد که چگونه دلاور نام را به عنوان مشاور استخدام کرده بود؟ چه کسانی او را تضمین کرده بودند؟ آیا او خودش دلاورخان را میشناخت یا کسی ایشان را به او سفارش کرده بود؟ در هرصورت موضوع باید روشن شود. شخص آقای مسلمیار باید به افکار عمومی و نهادهای مربوط در این مورد گزارش بدهد. اگر آقای مسلمیار پاسخ نگوید، تردید افکار عمومی جدی میشود.
"جشن استقلال یا بسیج نیروهای انتخاباتی" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که درآن چنین آمده است :
به روایت تقویمها، ۲۸ اسدِ امسال مصادف با یکصدمین سالروز استرداد استقلال افغانستان از بریتانیا و اعلام آزادیِ آن در ادارۀ امور داخلی و خارجی است. حکومتِ آقای غنی قصد دارد از این مناسبتِ تقویمی و تاریخی، با شأن و شوکتِ فراوان تجلیل کند و از یکماه پیش نیز قدمهایی برای این آرزو برداشته است.
شاید این تصمیمِ حکومت در ظاهر امر، موضوعِ عجیبی به نظر نرسد و حتا بتوان برای موفقیتش در این مسیر دعای خیر کرد؛ اما چندین دلیلِ محکم برای اعلامِ بیزاری از این هیاهو و طمطراق وجود دارد:
نخست اینکه: پس از صدسال ادعای استقلال، هنوز هم هیچ اجماع و اتفاقنظری میان آگاهان و صاحبنظران اولاً روی تاریخِ این موضوع و ثانیاً روی کیفیتِ آن وجود ندارد
ماندگار می افزاید :
حکومت میتواند برای این جشن در جنبِ اولویتهای سیاسی ـ امنیتیِ کشور هزینه کند؛ اما هزینهیی محدود، معقول، فارغ از نیرنگ و متناسب با بضاعتِ دولت و ملت. اما در واقعیتِ امر میبینیم آنچه که قرار است آقای غنی در صدسالهگیِ استقلالِ افغانستان به مصرف برساند، اولاً آلوده به اسراف، ثانیاً آغشته به بلاهت و ثالثاً معطوف به رقابتهای انتخاباتی است.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی انصار که در سرمقاله ای تحت عنوان "حکومت علوی ، راه نجات ملل مسلمان از انحطاط "چنین نوشته است :
بی گمان حکومت علوی یک استثنا در تاریخ است و می توان آن را وحید و منحصر به فرد دانست و از نقطههـای عطف تاریخ به شمار آورد. گواه این حقیقت هم، توجه گسترده و فراوانی است که اندیشمندان و فرزانگان بشریت اعم از شیعه یا سنّی و حتی افراد بیرون از اسلام به این دولت کوتاه عمر ولی سرنوشت ساز مبذول داشته اند و از زوایای مختلف کلامی، سیاسی، تاریخی، نظامی و غیره مورد بررسی و کنکاش قرار داده اند و آثار انبوهی را پیش روی ارباب اندیشه و نظر نهاده اند. در این بین، یکی از ابعاد مهم و شگفت انگیز این حکومت که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته و لااقل برخی از زوایای آن تاکنون به خوبی شکافته نشده، بررسی برنامههـای اقتصادی حکومت علوی در باره رشد و توسعه و سازندگی و تلاش آن در زدودن چهره زشت و دردآلود فقر و بینوایی از جوامع اسلامی و پدید آوردن جامعهای متعادل و عاری از شکاف عمیق طبقاتی و کاستن از فاصله عمیق فقر و غنا میباشد.
در پایان انصار می افزاید :
آنچه در سیره امیرالمؤمنین(ع) منعکس است و در حکومت محدود چند ساله ایشان قابل مشاهده است آن است که اسلام مقتضی رفاه تودههـای محروم جامعه است و اصولاً نظام اسلامی تشکیل میشود برای انجام این مهم، در کنار اهداف و برنامههـای دیگر. این وظیفه بر دوش حکومت اسلامی سنگینی می کند که به بهبود معیشت مردم توجهی ویژه مبذول دارد و آن را به عنوان هدفی میان مدت و ابزاری در جهت نیل به اهداف متعال و نه یک هدف نهایی، در چهارچوب برنامهها و وظایف خود قرار دهد و از این جا می توان به رمز انحطاط ملل مسلمان پی برد.