بررسی مطبوعات چاپ کابل 8 جوزا 1398
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i93959-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_8_جوزا_1398
"چرا سطح اشتراک در مسکو بالا نبود" ،" پیامد نشست مسکو ؛ تضعیف نظام سیاسی افغانستان " و" بازهم نشست مسکو و آوارگی صلح افغانستان"، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
جوزا 08, 1398 11:08 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 8 جوزا 1398

"چرا سطح اشتراک در مسکو بالا نبود" ،" پیامد نشست مسکو ؛ تضعیف نظام سیاسی افغانستان " و" بازهم نشست مسکو و آوارگی صلح افغانستان"، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.

چرا سطح اشتراک در مسکو بالا نبود عنوان سر مقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:
در مراسم گرامی‌داشت از صدسالگی روابط دیپلماتیک افغانستان و روسیه، حکومت افغانستان در سطح بالا شرکت نداشت. روابط دیپلماتیک بین دولت‌ها برقرار می‌شود،‌ صد سال پیش دولت انقلابی بلشویک‌ها در مسکو با امان‌الله خان شاه تجدد‌گرای وقت افغانستان روابط دیپلماتیک برقرار کرد و اسناد دوستی و حسن هم‌جواری امضا شد. در آن زمان شاه امان‌الله تازه قیمومیت هند بریتانیایی بر سیاست خارجی کشور را رفع کرده بود و کابل در نقش یک کشور مستقل با دولت‌های همسایه و  غیر همسایه روابط برقرار می‌کرد. در صدسال گذشته در تمام سندهای همکاری که بین روسیه و کابل امضا شده است،‌ بر گسترش روابط دولت‌محور  تأکید شده است.

اما در مراسم گرامی‌داشت از صدساله‌گی این روابط، حکومت افغانستان حتا در سطح وزیر هم شرکت نکرده بود. 

هشت صبح می افزاید: 

روسیه باید بداند که مثل گذشته به دولت دوست و مسوول در افغانستان نیاز دارد که بتواند مسوولیت‌های یک دولت را اجرا کند، تروریسم و شبکه‌های قاچاق را شکست دهد و به دشمنان روسیه اجازه ندهد که مرزهای جنوبی آسیای میانه را ناامن کنند. صرف یک دولت مقتدر و مسوول می‌تواند جلو تروریسم و مواد مخدر را بگیرد. گروه‌ها یا مجموعه‌ای از گروه‌ها نمی‌توانند مرزهای یک قدرت بزرگ را امن بسازند. اگر روسیه دولت افغانستان را دور زده باشد، ‌بداند که اشتباه کرده است.

و روزنامه ی افغانستان ما در سرمقاله ای تحت عنوان پیامد نشست مسکو ؛ تضعیف نظام سیاسی افغانستان چنین نوشته است:   
استانکزی یکی از نمایندگان طالبان در کنفرانس خبری خود تاکید کرده است که گفتگوی بین الافغانی شامل دولت افغانستان نمی شود و یک بار دیگر بر عدم گفتگو با دولت افغانستان تاکید ورزیده است. واقعیت این است که طالبان به چیزی جز برقراری نظام امارت اسلامی و سقوط دولت افغانستان راضی نمی شود. این مساله در آخرین گفتگو میان نماینده خاص ایالات متحده در امور صلح افغانستان و نمایندگان طالبان در قطر نیز مطرح شده است. سردی و قطع گفتگوهای جاری میان طالبان و آمریکا نیز به همین نکته بر می گردد. 
نویسنده می افزاید: 
در این طرف نیز سیاستمداران بازمانده از قدرت نیز خود را به آب و آتش می زنند تا به هر شکل ممکن در بازی های سیاسی شریک شوند و اکنون یکی از راه ها شتافتن به پیشواز طالبان است. چهره های سیاسی که در طی سال های اخیر با شکست و انزوای سیاسی مواجه بوده اند و احتمالا دربازی های قدرت آینده نیز خود را بازنده احساس می کنند، تلاش می ورزند که از راهی برای احیای مجدد عظمت از دست رفته خود استفاده کنند. طبیعی است که این همه شیفتگی و شیدایی برای گفتگو با طالبان تنها به خاطر آمدن از حاشیه به متن است. آنان نیک می دانند که بهای این همه تقلا و عجز به پیشگاه طالبان تضعیف نظام سیاسی افغانستان است. اما امیدوار اند که حتی به بهای تضعیف نظام سیاسی افغانستان، شاید خود را به میدان بازی آورند. 
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی ماندگار که در سر مقاله ای تحت عنوان بازهم نشست مسکو و آوارگی صلح افغانستان چنین نوشته است:
صدساله‌گی برقراری روابط دیپلماتیک میان افغانستان و روسیه، یک بهانۀ خوب برای مقاماتِ مسکو بوده تا بارِ دیگر فرصتی را برای ملاقاتِ رو در رویِ نماینده‌گانِ طالبان و سیاست‌مدارانی فراهم آورند که شاید بیرون از حکومت باشند اما همه در سودای ساختنِ حکومتی مطلوبِ خودشان در افغانستان به‌سر می‌برند. آقایان حامد کرزی و اتمر از جمله کسانی‌اند که نه می‌توان به بیرون بودنِ آن‌ها از حکومتِ آقای غنی مطمین بود و نه می‌توان از سودایِ حکومت‌سازیِ آنان در گذشته و برای آینده انکار ورزید. این دو شخصیتِ مرموز، دلبسته‌گی‌شان به صلح با طالبان و حتا ساختنِ حکومتی مشترک با آن‌ها را اثبات کرده‌اند و در این‌میان، به روسیه به عنوان نقطه‌یی قابلِ اتکا برای پیشبردِ این هدف می‌نگرند.
در پایان ماندگار می افزاید: 
آوردنِ صلح و ثبات به افغانستان، خواستۀ مشترکِ همۀ جناح‌های مردمی ـ سیاسی و حتا حکومتِ مشروعیت‌باختۀ آقای غنی در افغانستان است؛ اما آنچه در آن کمتر اتحاد و همدلی به نظر می‌رسد، شیوه و میکانیسمِ جست‌وجویِ این خواست و آرزویِ برحق است. بدین معنا که هر جناح و شخصیت سیاسی، صلح را از کانالی خاص و با سیمایِ مورد علاقۀ خود می‌طلبد و همه در یک دایرۀ بزرگ، آوارۀ آدرس‌ها و بازی‌های شده‌اند که در آن منافعِ بیرونی‌ها بیش از منافع و مصالحِ مردم افغانستان لحاظ می‌شود. مسلماً دلیل عمدۀ این وضع، وجود یک حکومتِ غیرمنتخب با پایه‌های لرزانِ مشروعیتِ مردمی بوده که نتوانسته با قاطعیت و امانت‎‌داری صـدای مردم را در برنامۀ صلح انعکاس دهد. به موازاتِ این‌که حکومتِ آقای غنی به صلح نگاهی غنیمت‌جویانه و در جهتِ پیشبرد آجنداهای شخصی و تیمیِ خود داشته، سایر جناح‌ها و شخصیت‌های سیاسی نیز نتوانسته‌اند موضعِ افغانستان‌شمول و راهبردی در مورد صلح از خود نشان دهند و در دامِ بازی‌ها و رقابت‌هایِ بیرونی اسیر مانده‌اند.