بررسی مطبوعات چاپ کابل 25 جوزا 1398
"آزاد سازی طالبان و مماشات نهادهای مدنی"،"صلح خوب است اما کدام صلح" و "حکومت ناکام است" عناوین سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.
روزنامه ی ماندگار در سر مقاله ای تحت عنوان "آزاد سازی طالبان و مماشات نهادهای مدنی" چنین نوشته است : از ۸۸۷ زندانیِ گروه طالبان که بر اساس فرمان ریاستجمهوری قرار است آزاد شوند، تا کنون ۴۹۰ نفر رها شدهاند و رهاییِ متباقیِ این افراد در دستِ اجراست.
مرکز اطلاعات و رسانههایِ حکومت اعلام کرده که اجرای این فرمان از مسوولیتهای دادستانی کُل و وزارت داخله است و کمیتۀ مربوط تا کنون ۴۹۰ نفر را رها کرده است. این ۴۹۰ زندانی رها شده در زندانهای پلچرخی و بگرام در کابل و زندانهای ولایتهای ننگرهار، پکتیکا، قندهار، هرات، جوزجان، کنر، فراه، بلخ، قندوز، بغلان، کاپیسا، لغمان، فاریاب، بادغیس، لوگر، خوست و غزنی نگهداری میشدند.
اما آنچه در این میان مهم و قابل تأمل مینماید، سکوت و مماشاتِ نهادهای مدنی و فعالانِ این عرصه است که بهرغمِ واکنشهای دامنهدارِ مردم نسبت به رهایی زندانیانِ طالب و گرمتر شدن جبهات جنگ، تکانی نخوردهاند و واکنشِ درخوری که در آن هم صدایِ مردم انعکاس یابد و هم از بروزِ فاجعه جلوگیری شود، تبارز ندادهاند.
نویسنده می افزاید:
درحالیکه این روزها با داغشدنِ آتش دشمن در جبهات جنگ، هر شهروند عادیِ این کشور این نقد و اعتراض را بر ارگ ریاستجمهوری وارد ساخته که آزادی زندانیانِ گروهی که ارادهیی به صلح ندارند و هر روز از مردم قربانی میگیرند، هیچ منطق و توجیهی نمیتواند داشته باشد. در چنین حالتی، از نهادها و فعالینِ مدنی این انتظار میرفت که صدای مردم و جامعه میشدند و با راهاندازی کنفرانسها و تجمعات مدنی، بر حکومت فشار میآوردند که با لحاظ کردنِ نگرانیهای جمعی، از آزادسازی بیپایۀ زندانیانِ طالب امتناع ورزد.
در اینکه مردم افغانستان از عواقبِ آزادسازیِ طالبان از زندانها میهراسند و خواهان توقفِ این پروسه اند، هیچ شکی وجود ندارد. اما شک و پرسش در ایناست که آیا در افغانستان نهادها و فعالینِ مدنی به مفهومِ واقعیِ کلمه وجود دارند تا مطالباتِ مردم را بر حکومت آشکار سازند و کارگزارانِ سیاسی را مورد بازخواست قرار دهند؟!
"صلح خوب است اما کدام صلح" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:
پروسه صلح در افغانستان با فراز و نشیب های فراوانی همراه بوده است. گاه خوشبینی ها در باره صلح چنان زیاد شده که مردم افغانستان تحقق آن را حتمی و قریب الوقوع می دانستند؛ اما در اوج خوشبینی ها، ناگهان تمام امید ها خاکستر می شد و جای بحث صلح را خبرها و گزارش های جنگ پر می کرد.
مردم افغانستان با سیر صعودی و نزولی پدیده های سیاسی در افغانستان عادت کرده اند و به همین دلیل بحث صلح را در خوشبینانه ترین حالت نیز جدی نمی گیرند، چون معتقد اند که این پروسه ممکن است با دخالت یک کشور دیگر با مانع روبرو شود.
نویسنده می افزاید :
صلح تنها حضور فیزیکی افراد و اقوام در کنارهم نیست، بلکه صلح پذیرش واقعی و یکسان همه اقوام در ساختارهای فرهنگی ،اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. صلح گذشتن و عبور کردن آگاهانه و مسالمت آمیز از ساختارهای تنگ قبیلوی و تن دادن به فرهنگ تکثر گرایی است. صلح زمانی به دست می آید که منافع کشور و مردم افغانستان بر منافع قومی و اتنیکی اولویت پیدا کند و عدالت حقیقی در همه عرصه ها مورد پذیرش قرار گیرد.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سر مقاله ای تحت عنوان "حکومت ناکام است" چنین نوشته است:
افغانستان در یک نظرسنجی با اعتبار جهانی ناامنترین کشور جهان شناخته شده است. این امر به هیچ وجه مبالغه نیست. مردمی که در کلانشهرهای افغانستان زندهگی میکنند، شب از دزد و تبهکار میترسند و روز از حملههای تروریستی. حمله با بمبهای مقناطیسی در هفتهی اخیر ماه رمضان به وسایط حملونقل دانشجویان و کارمندان دستگاه بیروکراسی دولت، ترس از ناامنی و مصونیت فزیکی را بیشتر کرده است. بگذریم از این که هر ناکامی امنیتی و حملهی تروریستی عواقب ناگواری روی روحیهی فردی و جمعی میگذارد.
درپایان هشت صبح می افزاید:
کابل در برابر حملههای تروریستی هم سخت آسیبپذیر است. تروریسم کابل را تهدید میکند. تمام گروههای تروریستی میخواهند که بر مبنای همان استراتژی معروف قتل با هزار زخم، به کابل ضربه بزنند. اما به رغم تلاشهای جدی نیروهای امنیتی و قربانیهای بیشمار این نیروها، امنیت در کابل آن طوری که باید تامین نشده است.مردم عام از حکومت نمیخواهند که تمام مناطق زیر کنترول طالبان را یکشبه پس بگیرند. خواست مردم این است که در مناطق زیر کنترول دولت است، حداقلی از امنیت تامین شود.