بررسی مطبوعات چاپ کابل 17 سرطان 1398
"روی وجدان تان پا نگذارید"،" گفتگوی افغان ها در دوحه ، امیدواری و ترس از برگشت با دستان خالی" و "گفتوگوهای بینالافغانی در جـدال با تفکرِ «داییجان ناپلیـونی" عناوین سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.
"روی وجدان تان پا نگذارید" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است :
دیروز طالبان همزمان با آن که نمایندهگانشان در قطر در یک نشست با مقامهای دولتی، سیاستمداران و فعالان جامعهی مدنی حضور یافته بودند، در یک حملهی انتحاری در غزنی بیش از ۱۰۰ تن را که اکثراً غیرنظامیان بودند، کشتند و یا زخمی کردند. در این حملهی انتحاری طالبان ،شاگردان مکتبهای خصوصی نیز آسیب دیدند. دوام این حملههای تروریستی منطق گفتوگوها را زیر سوال میبرد. گفتوگو برای خاموشی تفنگها و توقف خشونت صورت میگیرد. اگر خشونتها ادامه داشته باشد، دیگر منطقی برای گفتوگو نمیمانَد. سوال مهم افکار عمومی این است که گفتوگو با طالبان در وضعیتی که حملههای انتحاری آنان ادامه دارد، چگونه توجیه میشود؟
هشت صبح می افزاید :
آنچه که حل سیاسی جنگ را کلید میزند، تضمینی برای پایان خشونت است. همهی آنانی که از کابل به نشست قطر رفتهاند، خواستار توقف خشونتها، کشتار و حملههای انتحاری از سوی طالبان هستند. در صورتی که حملههای انتحاری از اولاد مردم قربانی بگیرد، هیچ کسی نمیتواند روی وجدانش پا بگذارد و به نشستهای به اصطلاح میانافغانی ادامه دهد.
" گفتگوی افغان ها در دوحه ، امیدواری و ترس از برگشت با دستان خالی" عنوان تحلیلی از روزنامه ی اطلاعات روز است که در آن چنین آمده است :
با آغاز نشست بینالافغانی صلح افغانستان در دوحه (یکشنبه، ۱۶ سرطان/ ۷ جولای)، گفتوگوهای صلح امریکا با طالبان وارد مرحلهی تازهای میشود. مرحلهی گفتوگوی بینالافغانی سومین مرحله از مراحل چهارگانهی روند صلح میان امریکا و گروه طالبان است.
حدود هفتاد تن در نشست بینالافغانی در دوحه با «ظرفیتهای شخصی»شان از آدرسهای مختلف اشتراک کردهاند. اعضای گروه طالبان، مقامات دولت افغانستان، فعالان احزاب سیاسی و ستادهای انتخاباتی، نمایندگان جامعهی مدنی و رسانهها، زنان و گروههای اقلیت در این کنفرانس حضور دارند و آلمان و قطر بهصورت مشترک میزبان و حامی مالی و تخنیکی این دور گفتوگوی بینالافغانی است.
گفتوگوی بینالافغانی در میانهی هفتمین دور نشست امریکا با طالبان صورت میگیرد. زلمی خلیل زاد، نمایندهی ویژهی امریکا برای صلح در افغانستان دیروز اعلام کرد که گفتوگو میان امریکا و طالبان بهدلیل برگزاری گفتوگوی بینالافغانی متوقف و روز سهشنبه پس از ختم گفتوگوی بینالافغانی از سر گرفته خواهد شد.
اطلاعات روز می افزاید :
پیشرفت واقعی در مذاکرات منوط به توافق امریکا با طالبان است. طالبان میگویند که آمادهی مذاکره و آتشبس و تقسیم قدرتاند، اما به شرط خروج نیروهای امریکایی از افغانستان. طالبان میخواهند به مرحلهی مذاکره و آتشبس برسند، اما بهنظر نمیرسد این اتفاق بهزودی رخ دهد. دستکم چند ماه دیگر تا زمان مذاکرات احتمالی وقت لازم است؛ مدتی که بتواند توافق امریکا و طالبان را نهایی و در سطح داخلی برای مذاکرات و چانهزنی سیاسی برای ساختار نظام، قانون اساسی، مشارکت و تقسیم قدرت ذهنیتها را آماده کند.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی ماندگار که در سرمقاله ای تحت عنوان "گفتوگوهای بینالافغانی در جـدال با تفکرِ «داییجان ناپلیـونی" چنین نوشته است :
روز گذشته (یکشنبه ۱۶ سرطان) نشستِ دوروزۀ بینالافغانیِ صلح میان نمایندهگانِ طالبان و هیأتی هفتاد نفری از چهرهها و فعالانِ سیاسی ـ اجتماعیِ کشور در قطر برگزار شد. قرار آنچه پیشتر اعلام شده بود، این هفتاد نفر فقط در دایرۀ «حیثیت شخصی»شان با طالبان پیرامونِ صلح و آیندۀ افغانستان رایزنی میکنند. بسیاریها نقـد و اعتراضشان ایناست که گویا جمعِ قابلِ توجهی از این ۷۰ نفر، از پایگاه وسیعِ اجتماعی و وجاهتِ سیاسیِ لازم برخوردار نیستند تا رای و مشورۀ آنها اولاً انعکاسدهندۀ مطالباتِ مردم باشد و ثانیاً نتیجۀ رایزنیهایشان از ضمانت اجراییِ لازم برخوردار شود.
این انتقاد اگرچه میتواند وارد باشد و میباید کسانی در نشستهایِ بینالافغانی با طالبان تبادل نظر کنند که آدرسِ مردم را قویاً با خود داشته باشند؛ اما آنچه نباید مغفول بماند، داشتنِ ایده و آجنـدا برای مذاکره است؛ زیرا در صورتیکه هرکس از حیثیتِ شخصیِ خود با طالبان سخن بگوید و هیچ طرح و آجندا و دورنمایی هم نداشته باشد، مذاکره به ابتـذال و پراکندهگی میگراید و اگر نتیجهیی هم به میان آید، همانا غلبۀ مواضع و مطالباتِ کذاییِ طالبان خواهد بود!
در پایان ماندگار می افزاید :
شاید کسانی بگویند که همۀ تصمیمها و فیصلهها را امریکاییها و پاکستانیها و طالبان میگیرند و تدویر نشستهایِ بینالافغانی و حضور نخبهگانِ افغانستانی در آن، نمایشی و سمبولیک خواهد بود. اما باید گفت که چنین پاسخی اولاً برخاسته از جبرگرایی و اتکا به «تیوری توطیه» و ثانیاً تحقیر و نادیدهانگاشتنِ ظرفیتهایِ داخلی افغانستان برای ایجاد تغییر و تعیین سرنوشت است. از نخبهگانِ سیاستورز گرفته تا شهروندانِ عادی، باید به این باور برسند که امریکا و پاکستان نمیتوانند همۀ رویدادها و اتفاقات را در افغانستان مهندسی و پیشبینی کنند. آنها هرقدر تلاش هم در این راستا به خرج دهند، پیچیدهگیهایِ دنیایِ امروز دستِ بالاتری از آنها دارد.