بررسی مطبوعات چاپ کابل ۲۶ سرطان 1398
"بد عهدی طالبان"،" انتخابات سالم باید برگزارشود" و "دارالافتا؛ نوآوری سیاسی یا تکتیک انتخاباتی"عناوین مهم روزنامه های امروز چاپ کابل است.
"بد عهدی طالبان" عنوان سر مقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:
نزدیک به یک هفته پیش معاون محبس ولایت بامیان در منطقه دره تخت ولایت غور به گونه سازماندهی شده توسط طالبان دستگیر گردید. از آن زمان تا کنون که او اسیر طالبان بود، اعضای خانواده اش در همان منطقه ماندند و جهت آزادی وی تلاش کردند. تا آخرین ساعات دوشنبه شب همه فرماندهان طالبان به خانواده اش وعده قطعی سپردند که او را آزاد خواهند کرد. اما متاسفانه دو شب قبل به طرز فجیعی معاون محبس ولایت بامیان را به شهادت رساند و بدین ترتیب دشمنی و عمق کینه خود را به نمایش گذاشتند.
نویسنده می افزاید :
در حالی که در قطر از ضرورت فعالیت رسانه ها و آزادی رسانه ها سخن به میان آمده است، اما در تازه ترین مورد رادیو سما در ولایت غزنی تحت تهدید طالبان تعطیل گردید. هم چنین در روزهای گذشته ده ها حمله تروریستی و انتحاری در نقاط مختلف کشور صورت گرفته است که نشان از عزم قاطع طالبان بر تداوم جنگ و خشونت دارد. در گذشته های دورتر نیز طالبان بارها توافقنامه ها و قراردادهای خویش را زیر پا گذاشته اند و بدین ترتیب بر بدعهدی خویش صحه گذاشته اند.
" انتخابات سالم باید برگزارشود" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:
رییس اجرایی هشدار داده است که سلامت افغانستان در صورت تکرار تجربهی انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ به خطر میافتد. تردیدی نیست که یک انتخابات پرتقلب مشکلات زیادی برای کشور در شرایط کنونی میآفریند. در وضعیتی که افغانستان در منازعهی نظام جمهوری و نظام بستهی طالبانی گیر کرده است، سلامتش به یک انتخابات شفاف تا حد زیادی وابسته است.
هشت صبح می افزاید :
یک انتخابات شفاف ارزشهای جمهوری را به معنای واقعی آن تحقق میبخشد و یک حکومت مشروع روی کار میآورد. یک حکومت منبعث از ارادهی جمعی شهروندان، موقف افغانستان را در هر وضعیتی تقویت میکند. امیدواریم که رییس جمهور کنونی درسهای لازم را در چهار سال ماموریتش گرفته باشد. او باید درک کرده باشد که یک حکومت فاقد مشروعیت روشن انتخاباتی، نه تنها مشکلاتی کلان برای کشور میآفریند، بلکه سبب شکنندهگی نظام میشود.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی ماندگار که در سر مقاله ای تحت عنوان "دارالافتا؛ نوآوری سیاسی یا تکتیک انتخاباتی" چنین نوشته است:
در کشور اسلامیِ افغانستان آنهم با ضریبِ بسیاربالایِ هیجانِ دینی و مذهبی که به احتمالِ قوی ناشی از سالیانِسال جهاد و مقاومتِ مردم برای پاسداری از شرافت و دیانتشان در برابرِ متجاوزین و مداخلهگرانِ سرخ و سیاه بوده؛ تأسیسِ یک نهاد رسمی به نام «دارالافتاء» امری پسندیده به نظر میرسد؛ اما آنچه آن را با اما و اگرها و پرسش و تردیدهایِ متعدد مواجه میسازد، اولاً روحیۀ پوپولیستی ـ ماکیاولیستیِ اشرفغنی به عنوان صادرکنندۀ این فرمان است و ثانیاً موقعیتِ زمانیِ تشکیلِ این دارالافتاست که با زنگِ انتخابات ریاستجمهوری همراه شده.
در پایان ماندگار می افزاید:
چگونه میتوان به دارلافتایِ تأسیسشده توسط آقای غنی خوشبیـن بود و گفت ایشان با قدرتِ این نهاد صرفاً میخواهد به کشور اسلامیِ افغانستان انسجامِ دینی و متعاقباً ثبات سیاسی هدیه کند؟ از کجا معلوم که او فرداروز بهواسطۀ دارالافتاء، هر مسأله و دغدغۀ سیاسیِ خود را به فتوای دینی تبدیل نمیکند و هر حرکتِ سیاسیِ مخالفی را ذیل عنوان «محاربه با خدا و رسول» سرکوب نمیسازد؟ چگونه باور کنیم که او با تأسیس دارالافتاء، قصد دلبری از روحانیون و عالمانِ دین به عنوان صاحبرسوخترین طبقه در جامعۀ اسلامیِ افغانستان در بزنگاهِ انتخابات ندارد و حتا نتیجۀ انتخابات را با صدورِ فتوا رقم نمیزند؟
این سؤالها جداً پاسـخ میطلبند!