بررسی مطبوعات چاپ کابل 2 سنبله 1398
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i97302-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_2_سنبله_1398
"موارد غیرقابل مذاکره در صلح"، "احتمال انقطابی شدن بیشتر" و "پیام جنگ از پشت حصار سنگ" عناوین سرمقالات امروز چاپ کابل است.
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
سنبله 02, 1398 10:13 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 2 سنبله 1398

"موارد غیرقابل مذاکره در صلح"، "احتمال انقطابی شدن بیشتر" و "پیام جنگ از پشت حصار سنگ" عناوین سرمقالات امروز چاپ کابل است.

روزنامه ی افغانستان ما در سرمقاله ای تحت عنوان موارد غیرقابل مذاکره در صلح چنین نوشته است:

در این روزها با تلاش‪هایی که با محوریت ایالات متحده و نماینده خاص آن کشور صورت می‪گیرد، به نظر می‪رسد که روند صلح در کشور ما شتاب بیشتری گرفته است. ظاهرا توافق میان دو طرف نهایی شده است. این روند از یک جهت مایه خوش‪حالی و مسرت شهروندان کشور گردیده است، زیرا هیچ کسی در این کشور نیست که طعم تلخ جنگ، خشونت، برادرکشی و آوارگی را ندیده باشد. حتی کودکان این سرزمین نخستین آرزوی شان این است که در کشور ما روزی صلح فراگیر و پایدار برقرار گردد و ما دیگر شاهد منازعات خونین در کشور خود نباشیم. در این موضوع هیچ شک و تردیدی وجود ندارد و هیچ‪کسی مخالف صلح نیست. 
به موازات این تلاش‪ها و خوش بینی‪ها و خوش‪حالی‪ها، نگرانی‪های جدی نیز به وجود آمده است. نگرانی اساسی مردم و نهادهای مدنی و حقوق بشری به خصوص در این است که مبادا ارزش‪های مندرج در قانون اساسی و دستاوردهای سال‪های اخیر در زمینه حقوق بشر، حقوق شهروندی، آزادی بیان، آزادی زنان و... به بهانه صلح قربانی گردد.

نویسنده می افزاید:

برای مردم افغانستان ارزش‪های مورد قبول جامعه امروزی و دستاوردهای سال‪های اخیر از آن جهت حایز اهمیت است که ما یک بار حکومت طالبانی را تجربه کرده ایم. دوره طالبانی در تاریخ افغانستان به قدری سیاه و ننگین است که هیچ‪کسی خواهان برگشت به آن دوره نیست. گروه طالبان و گروه‪های تروریستی مشابه آن هنوز از خود یک تجربه انسانی در هیچ جای دنیا به یادگار نگذاشته اند که مردم را برای یک زندگی انسانی در قلمرو آن‪ها امیدوار بسازد. 
خوش‪بختانه رییس جمهور غنی قبلا در یک پیام تلویزیونی به این نگرانی‪ها پاسخ داد و موارد غیرقابل مذاکره را برشمرد. از نگاه رییس جمهور مسایلی چون وحدت ملی، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، دولت مرکزی قوی، حقوق اساسی اتباع، منافع ملی افغانستان وی روابط با شرکای بین المللی و منطقوی بخشی از مسایلی اند که غیر قابل مذاکره و غیر قابل بحث اند.

 

واحتمال انقطابی شدن بیشتر عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که درآن چنین آمده است:

کمیسیون مستقل انتخابات، ‌در انتخابات پارلمانی بسیار بد عمل کرد. بسیاری از محل‌های رأی‌گیری در انتخابات پارلمانی، در روز رأی‌گیری بسته ماند. شهروندان پشت در بسیاری از محل‌ها صف کشیدند، اما مواد انتخاباتی مورد نیاز به آن محل‌ها نرسید. در برخی از محل‌ها روز بعد انتخابات برگزار شد. انتخابات پارلمانی قندهار یک هفته به تعویق افتاد و در مرحله‌ی شمارش آرا و اعلام نتایج هم، کارهایی شد که نشان می‌داد یک حلقه‌ی قدرت‌مند دست به تقلب می‌زند. مثلاً نتایج انتخابات پارلمانی در ولایت کابل، به صورت بسیار سوال‌برانگیز تغییر کرد. شماری از نامزدانی که در نتایج ابتدایی آرای خیلی کم داشتند، در نتایج نهایی برنده اعلام شدند.

هشت صبح می افزاید:

اگر مثلا در انتخابات ریاست جمهوری، برخی از محل‌های رأی‌گیری بسته بماند، مواد انتخاباتی به شماری از محل‌ها نرسد و در برخی از محل‌ها دستگاه بایومتریک کار نکند، جنجال‌های سیاسی بیش‌تر می‌شود. این مشکلات تخنیکی بر ضریب جنجال‌های سیاسی و هویتی می‌افزاید و برای همه‌ی نامزدان بهانه‌ی لازم را به دست می‌دهد تا نتایج انتخابات ریاست جمهوری را نپذیرند. روشن است که نپذیرفتن نتیجه احتمال جنجال‌های سیاسی و هویتی نفس‌گیر را بیش‌تر می‌سازد. وقتش است که الیت سیاسی کابل در مجموع در مورد این موضوع فکر کنند و به نتایج مشخص برسند. افغانستان نمی‌تواند یک بحران مضاعف را تحمل کند. کمیسیون مستقل انتخابات هم باید حساسیت وضعیت را درک کند و اصلاً اجازه ندهد که یک مشکل کوچک تخنیکی به وجود بیاید.

 

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی ماندگار که درسرمقاله ای تحت عنوان پیام جنگ از پشت جصار سنگ چنین نوشته است:

آنچه که در مراسمِ عروسی‌ در کابل اتفاق افتاد، بدون شک فاجعۀ بشری بود؛ فاجعه‌یی که از هجده‌سال به این‌سو هر روز به شکلی در این کشور تکرار می‌شود؛ گاهی در راه‌پیمایی، گاهی در خاک‌سپاری، گاهی در عروسی‌ در جنوب، گاهی در میدانِ مسابقه در شمال. این فاجعه هر روز هست و هر روز مردم افغانستان در هر گوشه از این خاک، وقتی از خانه‌های‌شان بیرون می‌شوند، اُمید زیادی به برگشت ندارند.
سال‌هاست که این مردم در میانِ هول و ولا زنده‌گی می‌کنند. سالهاست که این مردم طعمِ شیرینِ زنده‌گی را از یاد برده‌اند. با این حال زمام‌داران‌شان حتا از مرگِ‌ِ آن‌ها نیز بهرۀ سیاسی می‌برند. اشرف‌غنی زمانی که زمامِ ارگ را به‌دست گرفت، از پایانِ جنگ حرف ‌زد و چنان وانمود ‌کرد که هیچ‌کس غیر از او قادر به پایانِ این مصیبتِ کلان نیست. او هر زمانی که فاجعه‌یی در این کشور رخ داد، فریاد زد که انتقامِ قربانیان را می‌گیریم. همان‌گونه که در مراسم ۲۸ اسد این وعده را سپرد.

در پایان ماندگار می افزاید:

وضعیت فعلی، وضعیتی نیست که بتوان به آن ادامه داد. افغانستان در نقطۀ انفجار قرار گرفته است. از یک‌طرف امریکایی‌ها در حالِ امضای توافق‌نامه با طالبان اند و از طرف دیگر، مردم افغانستان با حکومتی روبه‌رو اند که قادر به دفاع حتا از خودش نیست. در پشت حصارهای سنگی، هر کسی می‌تواند فریاد بزند و از انتقام سخن بگوید، اما مرد میدان کسی است که از پشت حصارهای سنگی بیرون شود و بتواند در کنار مردم از خون و شرف‌شان حمایت کند. امروز آقای غنی خود را با امان‌الله خان و داوود خان مقایسه می‌کند، اما آیا او به اندازۀ هرکدام از آن‌ها جرأت و شهامتِ بودن در میان مردم را دارد؟