تحلیل | سردرگمی رژیم صهیونیستی در برابر بازسازی خیرهکننده زرادخانه موشکی ایران
مرداد ۲۵, ۱۴۰۵ ۱۳:۲۶ Asia/Tehran
-
قدرت موشکی ایران
پارستودی- به گزارش جروزالم پست، مقامات نظامی رژیم صهیونیستی از سرعت بالای بازسازی توان موشکی ایران پس از جنگ سال ۲۰۲۶ شگفتزده شدهاند.
به گزارش پارستودی، گزارش جروزالم پست از شگفتی مقامات نظامی اسرائیل از سرعت بازسازی توان موشکی ایران، موضوعی است که فراتر از یک ارزیابی اطلاعاتی صرف، میتوان آن را نشانهای از تغییر در معادلات راهبردی منطقه پس از جنگ ۴۰ روزه تلقی کرد. آنچه که اسرائیل و آمریکا با بیش از ۲۶۰۰ حمله هوایی علیه زیرساختهای موشکی و صنعتی-نظامی ایران دنبال میکردند، یعنی فلجسازی بلندمدت برنامه موشکی تهران، نه تنها محقق نشده، بلکه با واقعیتی متفاوت و غافلگیرکننده مواجه شده است. این موضوع، نیازمند واکاوی عمیق در دلایل، ابعاد و پیامدهایی است که میتواند مسیر آینده منازعه در غرب آسیا را دگرگون سازد.
در سطح دلایل، آنچه که موجب این بازسازی سریع و فراتر از انتظار شده، ریشه در ویژگیهای ساختاری و راهبردی صنعت دفاعی ایران دارد.
نخست آنکه، ایران طی دههها تحریم و فشار خارجی، توانسته است الگویی از تولید پراکنده و سیار را در صنایع موشکی خود نهادینه کند. برخلاف تأسیسات متمرکز و آسیبپذیر، بسیاری از خطوط تولید و مونتاژ موشکهای بالستیک ایران در کارگاههای زیرزمینی، تونلهای کوهستانی و حتی سکوهای سیار قرار گرفتهاند که یافتن و نابودی کامل آنها در یک جنگ محدود، تقریباً غیرممکن است.
دوم آنکه، ایران از همان روزهای نخست جنگ، راهبرد «جنگ فرسایشی در حوزه بازسازی» را پیش گرفت؛ به این معنا که با موازیسازی خطوط تولید و پیشبینی ذخایر قطعات حیاتی، توانست چرخه تولید را حتی در حین حملات، تا حد زیادی حفظ کند.
سومین عامل، استفاده از نوآوریهای بومی و جایگزینی سریع قطعات و سیستمهای آسیبدیده با نمونههای داخلی و حتی ارتقایافته است، به گونهای که برخی تحلیلگران معتقدند موشکهای تولیدی پس از جنگ، از نظر دقت و کلاهک، پیشرفتهای نسبی نیز داشتهاند. در نهایت، اتکای ایران به شبکهای از تأمینکنندگان داخلی و خارجی که از مسیرهای غیررسمی و غیرقابل رهگیری عمل میکنند، باعث شده است که زنجیره تأمین این کشور در مقابل ضربات سنگین، از انعطافپذیری بالایی برخوردار باشد.
از منظر ابعاد، این تحول را باید در سه سطح نظامی، اطلاعاتی و روانشناختی بررسی کرد. در بعد نظامی، افزایش نرخ تولید به ۱۰۰ تا ۳۰۰ موشک بالستیک در ماه، به این معناست که ایران در کوتاهمدت، نه تنها خلأ ناشی از حملات را پر کرده، بلکه در مسیر انباشت حجمی عظیم از موشکها قرار گرفته است.
تخمین کارشناسان نظامی رژیم صهیونیستی مبنی بر دستیابی ایران به ۶۰۰۰ موشک تا اوت ۲۰۲۷ و احتمال عبور از ۱۰۰۰۰ موشک در سال ۲۰۲۸، بیانگر جهشی کمی است که توازن قدرت را به نفع ایران تغییر میدهد. در بعد اطلاعاتی، این ارزیابی حاکی از ناکامی چشمگیر دستگاههای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و آمریکا در پیشبینی دقیق از سرعت بازیابی ایران است؛ شکستی که میتواند اعتبار تحلیلهای راهبردی آنها را زیر سؤال ببرد و آنها را در تصمیمگیریهای آینده محتاطتر کند.
در بعد روانشناختی، این رویداد به نیروهای مقاومت منطقه و افکار عمومی داخلی ایران پیام میدهد که جنگافروزی دشمن نه تنها نتوانسته است توان بازدارندگی تهران را از بین ببرد، بلکه باعث ارتقای تابآوری و اعتمادبهنفس ملی شده است. این پیام، حکایت از یک اراده جمعی قدرتمند برای غلبه بر اقدامات بحرانزای دشمن آمریکایی و صهیونیستی دارد.
اما مهمترین بخش، پیامدهای راهبردی این بازسازی برای رژیم صهیونیستی و منطقه است. نخستین پیامد، کمرنگ شدن گزینه نظامی پیشدستانه است. چنانچه رژیم صهیونیستی اکنون با این واقعیت مواجه شده که حتی پس از حملات هوایی بی شمار ، ایران در آستانه بازگشت به نقطه قبلی و فراتر از آن قرار دارد، هزینههای یک جنگ مجدد به مراتب بیشتر از منافع آن خواهد بود، زیرا این بار ایران با ذخایر انباشته و تجربه عملیاتی بالاتر، میتواند پاسخ بسیار سنگینتری بدهد.
دومین پیامد، تغییر معادله بازدارندگی است. اگر ایران بتواند در کمتر از دو سال، زرادخانهای بالغ بر ۱۰۰۰۰ موشک بالستیک ایجاد کند، دیگر هیچ تضمینی برای پدافندهای چندلایه رژیم صهیونیستی ، از گنبد آهنین تا فلاخن داود و پیکان، وجود نخواهد داشت. پرتاب شمار زیادی از موشکهای بالستیک از سوی ایران میتواند حتی پیشرفتهترین سامانههای ضد موشکی را اشباع کند و آسیبپذیری شهرها و پایگاههای حیاتی رژیم صهیونیستی را به سطح بیسابقهای برساند.
سومین پیامد، وابستگی بیشتر رژیم صهیونیستی به آمریکا و فشار بر واشنگتن برای طراحی یک استراتژی جامعتر است؛ استراتژی که دیگر نمیتواند صرفاً بر حملات هوایی و هدفگیری تأسیسات تأکید کند، بلکه باید به دنبال راهحلهای سیاسی، دیپلماتیک و حتی اقتصادی برای مدیریت تهدید ادعایی از جانب ایران باشد.
در مجموع این گزارش نشان میدهد که جنگ ۲۰۲۶، اگرچه با آسیبهای جدی زیرساختی همراه بود، اما نتوانست ماهیت چابک، پراکنده و خلاق صنعت موشکی ایران را شکست دهد. این یک هشدار راهبردی برای تلآویو و واشنگتن است که در آینده، هرگونه محاسبه درباره قدرت نظامی ایران، باید مبتنی بر واقعیتهای جدید و نه برآوردهای خوشبینانه قبلی باشد.
ایران با اثبات توانایی خود در بازسازی سریع موشکی، عملاً گزینههای محدود دشمن را بیش از پیش محدود کرده و نشان داده است که در جنگ فرسایشی، نه تنها بازنده، بلکه بازیگری است که میتواند ضربات سنگین را به فرصتی برای نوسازی و ارتقا تبدیل کرده و توان آفندی خود را هم چنان حفظ نماید./
srm
کلیدواژه