پارستودی – وزیرامور خارجه جمهوری اسلامی ایران در واکنش به تهدیدهای تازه دونالد ترامپ علیه ایران تاکید کرد: «اصرار بر ادامه سیاستهای شکستخورده، تنها شکستهای بیشتری به بار خواهد آورد و دشمنی ایرانیان را در پی خواهد داشت.»
این جمله عباس عراقچی به نقطه ضعف اصلی راهبرد جدید واشنگتن اشاره دارد. آمریکا میخواهد با ابزار اقتصادی به نتیجه سیاسی برسد که فشارهای اقتصادی و نظامی چند دهه گذشته نتوانسته است آن را محقق کند. ترامپ اکنون از «خردکنندهترین عملیات اقتصادی» علیه ایران سخن میگوید و حتی کشورهای طرف معامله با تهران را به مجازات تهدید میکند. اما مسئله اساسی این است که تحریمها دیگر ابزار ناشناختهای برای ایران نیستند. تهران طی چهار دهه، سازوکارهای مقابله با تحریم، تغییر مسیر تجارت، تنوعبخشی به شرکای اقتصادی و فروش نفت در شرایط محدودیت را توسعه داده است. به همین دلیل، مسئله امروز فقط میزان فشار آمریکا نیست، مسئله توان واشنگتن برای تبدیل فشار اقتصادی به تسلیم سیاسی است.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا (CSIS) پیشتر تصریح کرده بود که کارزار «فشار حداکثری» اگرچه خسارت سنگینی به اقتصاد ایران وارد کرده، اما به تغییر رفتار راهبردی تهران منجر نشده است. حتی در حوزه نفت، هدف آمریکا برای رساندن صادرات ایران به صفر با دشواریهای جدی مواجه شده است. بخش عمده صادرات نفت ایران همچنان راه خود را به بازارهای خارجی پیدا کرده است. این همان نقطهای است که هشدار عراقچی اهمیت پیدا میکند. تحریم زمانی بیشترین قدرت را دارد که کشور هدف فاقد گزینه جایگزین باشد و ائتلاف گستردهای نیز اجرای آن را تضمین کند. اما هرچه فشار اقتصادی یکجانبهتر شود، انگیزه سایر کشورها برای ایجاد مسیرهای جایگزین بیشتر میشود. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا نیز هشدار داده است که استفاده افراطی و یکجانبه واشنگتن از تحریمها، در بلندمدت میتواند کشورها را به سمت کاهش وابستگی به نظام مالی تحت سلطه دلار سوق دهد.
تهدید تازه ترامپ از این منظر حتی یک تناقض بزرگتر دارد. واشنگتن میخواهد هزینه اقتصادی مقاومت ایران را افزایش دهد، اما این فشار در شرایطی اعمال میشود که خود اقتصاد آمریکا با بدهی فدرال بیش از ۴۰ تریلیون دلار (حدود ۱۲۴ درصد تولید ناخالص داخلی)، هزینه بهره سالانه نزدیک به ۱ تریلیون دلار و نرخ تورم سالانه حدود ۳٫۴ درصد روبرو است؛ دادههای رسمی وزارت خزانهداری آمریکا بدهی را بهصورت روزانه ثبت میکند و هزینه بهره بدهی اکنون به یکی از بزرگترین اقلام هزینههای دولت تبدیل شده و حتی از بودجه دفاعی پیشی گرفته است.
از سوی دیگر، تبدیل تحریم اقتصادی به محاصره دریایی، ریسک را از سطح دوجانبه خارج میکند. تنگه هرمز فقط یک مسئله میان ایران و آمریکا نیست. یکی از شریانهای اصلی اقتصاد انرژی جهان است. هر اختلال پایدار در این مسیر، قیمت نفت، هزینه بیمه و حملونقل و تورم اقتصادهای واردکننده انرژی را تحت تاثیر قرار میدهد. گزارشهای اخیر نشان میدهد کاهش شدید عبور نفتکشها از هرمز، حق بیمه و قیمت انرژی را افزایش داده و بازار جهانی را در معرض شوک تازه قرار داده است.
در چنین شرایطی، جنگ اقتصادی میتواند از یک ابزار فشار علیه ایران به منبع فشار علیه آمریکا و متحدانش تبدیل شود. تحلیل CSIS درباره وضعیت هرمز نیز تاکید میکند که تقابل کنونی بیش از آنکه صرفاً رقابت نظامی باشد، آزمونی برای «تحمل هزینه» و قدرت چانهزنی دو طرف است. واشنگتن توان نظامی بالاتری دارد، اما این به معنای مصونیت آن از هزینههای اقتصادی و سیاسی نیست.
بنابراین، پاسخ عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران را باید در چارچوب یک نبرد بزرگتر بر سر اراده سیاسی فهم کرد. آمریکا میتواند تحریم بیشتری وضع کند، مسیرهای مالی بیشتری را ببندد و فشار بیشتری بر شرکای اقتصادی ایران وارد کند، اما هیچیک تضمین نمیکند که فشار اقتصادی به تسلیم سیاسی تبدیل شود. تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که تهدیدات نظامی و اقتصادی الزاماً محاسبات امنیتی و سیاسی تهران را تغییر نمیدهد.
مشکل راهبرد ترامپ نیز همینجا است اگر واشنگتن بار دیگر تحریم را با تصور فروپاشی اراده ایران دنبال کند، ممکن است به جای واداشتن تهران به عقبنشینی، هزینههای اقتصادی جنگ را برای آمریکا و اقتصاد جهانی توزیع کند. پیام عراقچی در واقع هشدار به همین محاسبه است. سیاستی که یکبار نتوانسته است هدف سیاسی خود را محقق کند، با شدت بیشتر نیز لزوماً موفق نمیشود.
mm