تفسیر | هشدار عراقچی درباره تلاش آمریکا برای دستکاری بازار انرژی
شهریور ۰۸, ۱۴۰۵ ۱۲:۳۰ Asia/Tehran
-
سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه ایران
پارستودی- وزیر خارجه ایران در واکنش به تلاشهای آمریکا برای دستکاری بازار انرژی گفت: مصرف کنندگان آمریکایی هزینه آن را میپردازند.
به گزارش پارستودی، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در واکنش به تلاشهای بیهوده آمریکا برای دستکاری بازار جهانی انرژی در فضای مجازی نوشت: بر اساس اطلاعات و ارزیابیهای اطلاعاتی ما، تلاشهای گستردهای برای دستکاری و جهتدهی به بازارهای انرژی در جریان است.وی افزود: برخی عناصر دولت آمریکا با استفاده از رسانههای سادهلوح و زودباور، درصدد تأثیرگذاری بر قیمتها برای کسب منافع شخصی و درعینحال، گرفتار نگهداشتن رئیسجمهور آمریکا در جنگی هستند که در آن شکست خورده است.وزیر امور خارجه ایران ادامه داد: بازیگران همسو با اسرائیل نیز با ارائه ارزیابیهای خوشبینانه و غیرواقعبینانه، بهدنبال ترویج و تشویق ادامه جنگ هستند.عراقچی تأکید کرد: مصرفکنندگان آمریکایی هزینه واقعی این وضعیت را میپردازند.
تلاشهای آمریکا برای دستکاری بازار جهانی انرژی، یکی از پیچیدهترین و پرتنشترین ابعاد سیاست خارجی این کشور در سالهای اخیر است. اظهارات اخیر سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، بهخوبی ماهیت این اقدامات را آشکار میسازد: تلاشهای بیهودهای که نه تنها به ثبات بازار نمیانجامد، بلکه هزینههای سنگینی را بر دوش مصرفکنندگان آمریکایی و حتی بازیگران بینالمللی میگذارد.
در این چارچوب، پرسش اساسی این است که آمریکا با چه اهدافی وارد این بازی پرمخاطره میشود، پیامدهای آن چیست و در نهایت، چه کسانی بهای واقعی این سیاستها را میپردازند؟
از نگاه تحلیلگران، هدف اصلی آمریکا از دستکاری بازار انرژی، فراتر از کنترل موقت قیمتهاست. واشنگتن بهدنبال اعمال فشار حداکثری بر رقبای ژئوپلیتیکی خود، بهویژه ایران و روسیه، از طریق کاهش درآمدهای نفتی آنهاست. همزمان، تلاش میکند با ایجاد نوسانات حسابشده، فضای روانی مطلوبی برای متحدان خود در منطقه، از جمله رژیم صهیونیستی، فراهم آورد تا آنها بتوانند با خیالی آسودهتر به سیاستهای توسعهطلبانه خود ادامه دهند. اما آنچه این اهداف را از یک راهبرد هوشمندانه به یک ماجراجویی خطرناک تبدیل میکند، ابزارهای بهکارگرفته شده است. آمریکا با تکیه بر رسانههای سادهانگار و ارائه ارزیابیهای خوشبینانه و بعضاً غیرواقعی از وضعیت عرضه و تقاضا به خصوص میزان عبور نفت از تنگه هرمز ، سعی دارد جهتگیری بازار را به نفع خود تغییر دهد. این رویکرد نه تنها شفافیت بازار را خدشهدار میکند، بلکه اعتماد بازیگران واقعی اقتصاد جهانی را نیز از میان میبرد.
پیامدهای این دستکاریها اما فراتر از محاسبات کوتاهمدت واشنگتن است. اولین و آشکارترین اثر، افزایش بیثباتی در بازارهای نفت و گاز است. زمانی که قیمتها نه بر اساس بنیادهای اقتصادی، بلکه بر پایه اخبار جهتدار و تحلیلهای غرضآمیز تعیین میشود، برنامهریزی برای تولیدکنندگان و مصرفکنندگان به شدت دشوار میشود. کشورهای صادرکننده نفت برای تنظیم بودجه خود با سردرگمی مواجه میشوند و شرکتهای بزرگ بینالمللی نیز از سرمایهگذاری در پروژههای بلندمدت انرژی دچار تردید میگردند. افزون بر این، چنین رفتارهایی به تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی دامن میزند؛ چرا که کشورهای هدف سیاست های مخرب آمریکا، ناچار میشوند با اتخاذ سیاستهای تلافیجویانه یا کاهش تعاملات اقتصادی، به این فشارها پاسخ دهند. در چنین فضایی، زنجیره تأمین انرژی جهان از ثبات فاصله میگیرد و هرگونه اختلال کوچک، به سرعت به بحرانی جهانی تبدیل میشود.
اما شاید مهمترین جنبه این ماجرا، معماهای هزینههاست. آنگونه که عراقچی بهدرستی اشاره میکند، مصرفکنندگان آمریکایی نخستین قربانیان این بازی پرهزینه هستند. وقتی دولت آمریکا با دستکاری بازار، قیمت بنزین و سوخت را به طور مصنوعی بالا یا پایین میبرد، در نهایت این خانوادههای آمریکایی هستند که در پمپ بنزینها هزینه واقعی را احساس میکنند. افزایش قیمت حاملهای انرژی به معنای افزایش هزینه حملونقل، گرمایش منازل و حتی قیمت مواد غذایی است. به عبارت دیگر، شهروندان عادی آمریکا که نقشی در تصمیمگیریهای سیاست خارجی ندارند، بهای اشتباهات محاسباتی و اهداف سیاسی کاخ سفید را میپردازند. این تناقض آشکار میان «دفاع از منافع ملی» و «تحمیل هزینه بر ملت خود»، سؤالهای بنیادینی درباره کارآمدی و مشروعیت این سیاستها در افکار عمومی آمریکا ایجاد کرده که نماد آن کاهش شدید محبوبیت دونالد ترامپ و نیز میزان بسیار پایین حمایت از او در جنگ علیه ایران است.
با این حال، دامنه هزینهها فقط به آمریکا محدود نمیشود. کشورهای در حال توسعه که وابستگی شدیدی به واردات انرژی دارند، به عنوان قربانیان پنهان این دستکاریها محسوب میشوند. نوسانات قیمت نفت، بودجه این کشورها را تحت تأثیر قرار میدهد، طرحهای عمرانی آنها را به تعویق میاندازد و معیشت میلیونها نفر را با خطر مواجه میسازد. از این جنبه، سیاست دستکاری بازار انرژی نه یک اقدام هوشمندانه ژئوپلیتیکی، بلکه نوعی «جنگ اقتصادی فراگیر» است که دامنه آن از خیابانهای نیویورک تا بازارهای فقیرترین کشورهای آفریقایی گسترده میشود.
به نظر می رسد تلاش آمریکا برای دستکاری بازار انرژی، اگرچه در ظاهر با هدف فشار بر رقبا و حمایت از متحدان طراحی شده، اما در عمل به سیاستی خود تخریب گر تبدیل شده است. چنان که مصرفکنندگان آمریکایی به عنوان تحمل کنندگان اصلی این هزینهها، روزبهروز بیشتر به ناکارآمدی این رویکرد پی میبرند و کشورهای جهان نیز نسبت به نظم اقتصادی و مالی تحمیلی از سوی غرب بیاعتمادتر می شوند. /
srm
کلیدواژه