تحلیل | تحولات پدافند هوایی امارات پس از جنگ ۴۰ روزه
-
پدافند هوایی امارات
پارستودی- جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ علیه ایران آغاز کردند، نهتنها معادلات نظامی منطقه را بازتعریف کرد بلکه امارات را نیز بهطور مستقیم درگیر یک آزمون بیسابقه در حوزه پدافند هوایی نمود.
به گزارش پارستودی، امارات که طی چهل سال گذشته سرمایهگذاری سنگینی در ساخت یک معماری دفاع هوایی چندلایه انجام داده بود، به دلیل همکاری و نیز مشارکت مستقیم در جنگ علیه ایران خود را در معرض حملات موشکی و پهپادی مستقیم ایران یافت و ناچار شد ظرفیتهای پدافندی خود را در عمل محک بزند.
در جریان این جنگ، امارات هدف چندین موج حمله موشکی و پهپادی از سوی ایران قرار گرفت. به ادعای اماراتی ها حتی در روزهای آتشبس نیز موشکهای کروزی به سمت این کشور شلیک شد که بخش عمده آنها توسط سامانههای پدافندی رهگیری شدند، هرچند بقایای برخی پرتابهها و رهگیرها به مناطق مسکونی در ابوظبی و دبی اصابت کرد و خسارتهایی به زیرساختهای غیرنظامی و آتشسوزی به بار آورد. این واقعیت نشان داد که حتی پیشرفتهترین شبکههای دفاعی نیز نمیتوانند صددرصد نفوذناپذیر باشند، و همین موضوع محرک اصلی موج جدید تقویت تسلیحاتی امارات شد.
مهمترین تحول پس از جنگ ۴۰ روزه ، تسریع چشمگیر درخواستهای تسلیحاتی امارات از آمریکا بود. وزارت امور خارجه آمریکا چندین بسته فروش تسلیحاتی بزرگ به امارات را تأیید کرد که ارزش مجموع آنها به میلیاردها دلار میرسد؛ از جمله یک بسته ۴میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلاری برای خرید رادار شناسایی دوربرد همراه با یکپارچهسازی با سامانه ضد موشکی تاد که پیشرفتهترین سامانه ضدبالستیک منطقه پس از سامانه آرو -۳ رژیم صهیونیستی محسوب می شود.علاوه بر این، امارات بستهای ۶۴۴ میلیون دلاری برای مهمات و ارتقای ناوگان جنگنده های اف-۱۶، و ۴۰۰ فروند موشک هوا به هوای میانبرد به ارزش ۱ میلیارد و ۲۲۰ میلیون دلار درخواست کرده است.
همچنین ده دستگاه سامانه دفاعی ثابت ضدپهپادی موسوم به «اف اس لیدز » به ارزش ۲میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار سفارش داده شده که نشان از توجه ویژه به تهدید پهپادهای کوچک و ارزانقیمت دارد. «اف اس لیدز » یک سامانه ضد پهپادی گرانقیمت اما بسیار توانمند است که توسط آمریکا و متحدانش برای محافظت از زیرساختهای حیاتی و پایگاههای نظامی در برابر پهپادهای کوچک به کار میرود. قیمت بالای آن (حدود ۲۱۰ میلیون دلار برای هر سامانه کامل) نشاندهنده پیچیدگی فناوری و یکپارچگی حسگرها و سلاحهای آن است.
جنبه دیگر این تحول، نزدیکی بیسابقه نظامی امارات و رژیم صهیونیستی در حوزه پدافند هوایی است. گزارشهای متعددی از جمله گزارش فایننشال تایمز حاکی از آن است که اسرائیل در بحبوحه جنگ علیه ایران، نسخهای از سامانه لیزری پرتو آهنین و بخشهایی از سامانه گنبد آهنین را برای کمک به رهگیری موشکها و پهپادهای ایرانی در اختیار امارات قرار داد. این همکاری، پیشتر عمدتاً پنهانی و غیررسمی بود، اما اکنون به سطحی رسیده که برخی مقامات آمریکایی از احتمال مشارکت مالی امارات در توسعه فناوریهای پدافندی رژیم صهیونیستی سخن میگویند.
این روند، پیوند امنیتی دو طرف را از سطحی عمدتاً اقتصادی که بعد از توافقات ابراهیم شکل گرفته بود، به یک شراکت راهبردی نظامی ارتقا داده است.
همزمان، امارات برای کاهش وابستگی صرف به یک منبع تسلیحاتی، به گزینههای تازهای نیز روی آورده است. مصر پیشنهاد استقرار سامانه پدافندی «آمون» را مطرح کرده و ابوظبی به سامانههای دفاع پهپادی اوکراینی و تجربیات میدانی کییف در رویارویی با پهپادهای ارزانقیمت نیز علاقه نشان داده است. این چندگانگی منابع، بازتاب درسی مهم از جنگ اخیر است که بر مبنای آن اتکا به یک تأمینکننده واحد در شرایط بحرانی میتواند مخاطره آفرین باشد.
از دیدگاه راهبردی، امارات همچنان بر ستون اصلی ناوگان هوایی خود یعنی جنگندههای اف-۱۶ آمریکایی و میراژ ۲۰۰۰ فرانسوی تکیه دارد، طبق گزارشها، نیروی هوایی امارات در عملیاتهای مخفیانه هوایی علیه اهداف ایرانی، از جمله حمله به پالایشگاه لاوان، مشارکت داشته است که نشانهای از تغییر نقش امارات از بازیگری صرفاً دفاعی به شریک فعال واشنگتن در تهاجم علیه ایران محسوب می شود.
به نظر می رسد که تحولات پدافند هوایی امارات پس از جنگ ۴۰ روزه در سه سطح متفاوت یعنی سرمایهگذاری کلان و شتابزده در تجهیزات ضد موشکی پیشرفته آمریکایی؛ ادغام فزاینده و کمسابقه با شبکه ضد موشکی رژیم صهیونیستی و تنوعبخشی به منابع تسلیحاتی برای کاهش آسیبپذیری راهبردی رخ داده است. این تحول، امارات را از کشوری که عمدتاً زیر چتر امنیتی آمریکا آرام قرار داشته، به بازیگری تهاجمی تبدیل کرده که اکنون فعالانه در حال ساختن یک معماری دفاعی متنوع و چندلایه در بخش پدافند هوایی وضد موشکی است.
srm