تفسیر- انگلیس ازقطع رابطه با ایران تا بازگشت دوباره سفرا
در پی محقق شدن شرایط برأی ارتقاء روابط ایران و انگلیس، دو کشور تصمیم گرفتند، سفیران خود را در تهران و لندن مستقر کنند .
در اجرای این تصمیم سفیران جدید ایران و انگلیس رونوشت استوارنامه های خود را به وزیران امورخارجه دوکشور تقدیم کردند.
حمید بعیدی نژاد "سفیر جدید ایران در لندن و "نیکولاس هاپتون "Nicholas Haptvnسفیر جدید انگلیس در تهران روز دوشنبه به طور همزمان در وزارت أمورخارجه دو کشور حضور یافتند و با تسلیم رونوشت استوار نامه خود،با وزیران امورخارجه انگلیس و ایران دیدار کردند.
اما این ارتقای روابط آیا می تواند نقطه پایانی برتنش های دو کشور باشد ؟
بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه روز دوشنبه در نشست خبری با خبرنگاران در خصوص سطح روابط تهران با لندن گفت؛ برقراری مجدد روابط در حد سفیر به معنای حل مشکلات و اختلاف دیدگاه های دو طرف نیست.
روابط ایران و انگلیس در سال ۲۰۱۱ پس از ورود شماری از معترضان به مداخلات انگلیس در ایران به سفارتخانه این کشور در تهران ، قطع شد ؛ اما از حدود یکسال قبل روابط در سطح کاردار برقرار گردید . دولت لندن از چند ماه قبل خواستار اعزام سفیر به ایران و برقراری مجدد روابط در سطح سفیر شده بود. در پی مذاکرات مقامات ایران و انگلیس در این باره ، ایران درپاسخ به درخواست های مکرر و اصرار لندن بربازگشت سفرا ،موافقت خود را با پیشنهاد مبادله سفیر اعلام کرد .
فراز و فرود در روابط ایران وانگلیس ؛ سابقه ای طولانی دارد . در واقع اختلافات دو کشور از زمانی که بریتانیا در همسایگی جغرافیایی و سیاسی ایران در قرن نوزدهم وارد منطقه گردید ؛شروع شد. انگلیس در گذشته و در چارچوب منافع استعماری خود هیچگاه نگاه سازنده و اعتماد سازی به ایران نداشت و برای ایرانیان خاطرات تلخی برجای گذارد.
رفتار انگلیس در مخالفت با ملی کردن صنعت نفت ایران و اقدام به کودتای ننگین سال 1953 علیه دولت قانونی ایران /دولت مصدق /و بازیهای سیاسی در دوران پس از کودتا از جریان هایی است که سبب عمیق تر شدن نفوذ سیاسی انگلیس در ایران شده بود . انگلیس با ترفندهای مختلف و با شعار دیرینه استعماری خود ؛ یعنی " تفرقه بینداز و حکومت کن " ، بارها به حقوق ملت ایران تعرض کرد . این تعرض در ظاهر معطوف به صنعت نفت ایران بود ، اما تحرکات انگلیس در نهان با اقداماتی از نوع تحریکات تجزیه طالبانه در جنوب ایران دنبال می شد .
اکنون با وجود احساس نا خوشایندی که از گذشته و سیاستهای استعماری و استثماری قرون گذشته انگلیس وجود دارد، مناسبات دو کشور در چار چوب روابط بین المللِ مبتنی بر روابط قانونمند درعصر مناسبات دیپلماتیک است .
روابط ایران و انگلیس ، در واقع همچنان تحت تاثیر ذهنیتی است که از گذشته وجود دارد.
در سلسله وقایع پس از پیروزی انقلاب اسلامی ،در دوران جنگ تحمیلی ،انگلیس از صدام حمایت کرد و در قضییه سلمان رشدی نویسنده کتاب موهن آیات شیطانی که احساسات بیش از یک میلیارد مسلمان را جریحه دار کرد ؛ لندن ماهیت خود را آشکار تر ساخت . این روند با افشای مداخلات سفارت انگلیس در فتنه 88( آشوبهای خیابانی مهندسی شده پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ) زخم های بیشتری بر روابط دو کشور وارد کرد.
این زخم ها شاید هرگز ترمیم نشوند . اکنون رفتار انگلیس در قبال ایران به شدت زیر ذره بین و نقد افکار عمومی در ایران است . تنش هایی که در چند مقطع پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در روابط دو کشور بوجودآمد و به قطع روابط منجر شد ، نشان می دهد که مناسبات دو کشور به گذشت زمان نیاز دارد و هنوز نمی تواند خود را با شرایط تازه ای تطبیق دهد .