آخرین لحظات یک خبرنگار
https://parstoday.ir/tajiki/news/iran-i45526-آخرین_لحظات_یک_خبرنگار
هفدهم مرداد ( 8 اوت) در تقویم ایران به یاد شهید محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) که در مزارشریف افغانستان به دست گروه طالبان به شهادت رسید روز خبرنگار نام گرفته است.
(last modified 2024-01-23T05:36:52+00:00 )
مرداد ۱۷, ۱۳۹۸ ۰۶:۳۸ Asia/Dushanbe
  • آخرین لحظات یک خبرنگار

هفدهم مرداد ( 8 اوت) در تقویم ایران به یاد شهید محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) که در مزارشریف افغانستان به دست گروه طالبان به شهادت رسید روز خبرنگار نام گرفته است.

گروه تروریستی طالبان هفدهم مرداد 1377 ( اوت 1998)  کنترل شهر مزار شریف را به دست گرفت. تروریست های تکفیری وارد سرکنسولگری ایران شدند و محمود صارمی را به همراه هشت دیپلمات ایرانی به شهادت رساندند. محمود صارمی چند لحظه قبل از شهادت موفق شد این خبر کوتاه را به "ایرنا" مخابره کند: من "محمود صارمی" خبرنگار "ایرنا" هستم. "مزار شریف" به دست طالبان سقوط کرد....

این جملات آخرین کلماتی بود که بر زبان صارمی جاری شد؛ ولی قطعا آخرین تصاویر ذهنی وی نبوده است. تصاویر ذهنی یک ژورنالیست بویژه در لحظات پایانی زندگی آن هم در میدان مخاطره و هنگام انجام وظیفه ، آمیزه ای از ارزشهای حرفه ای ، اعتقادات ، هیجانات ناشی از خطر و البته احساسات شخصی است که به هیچ روی در یک تصویر و نوشته نمی گنجد.

صارمی فرصت نیافت و نتوانست هیچیک از این تصاویر را  مخابره کند. صارمی اگر فرصت داشت، می توانست تصاویر و گزارش های تکان دهنده ای از سقوط شهر مزار شریف، مقاومت مردم، هراس ، فرار و ضجه  کودکان بی پناه را مخابره کند. او حتما می توانست بخشی از غیرت،  شجاعت و فداکاری مدافعان شهر را برای مخاطبانی که در صحنه نبرد نبودند گزارش کند.

صارمی می توانست با گزارش هایش صحنه هایی از مخاطرات حرفه خبرنگاری را به تصویر بکشد؛ می توانست هیجانات حضور در میدان های خطر را به نمایش بگذارد و البته می توانست بخشی از احساسات شخصی خود را بیان کند.

صارمی فرصت نیافت حتی در ذهن خود با فرزندش وداع کند؛ شاید فقط تصویری از او را برای آخرین بار در اعماق وجودش از نظر گذرانید ؛ فقط در چند ثانیه؛ حتی کمتر!

وداع با فرزند و خانواده کمترین خواسته هر فردی در لحظات پایانی زندگی است؛ ولی صارمی این را هم نداشت!

او لحظات پرالتهابی را سپری کرد؛ حتی خاطرات فرصت بروز و ظهور پیدا نمی کنند. لحظاتی هر چند کوتاه برای مرور خاطرات شیرین کودکی، نوجوانی و ثانیه هایی برای وداع با زندگی که برای هیچیک از آنان فرصتی و درنگی نبود.

روح در تب و تاب پرواز است، ولی دژخیم همانند پیله ای گندیده از تکاپوی پروانه برای پرواز لذت می برد.صارمی پر کشید و رفت اما نه مانند پروانه، همچون عقابی تیز پرواز با روحی استوار و قامتی ایستاده !

این لحظاتی است که صارمی سپری کرد. ادای احترام به صارمی ادای احترام به همه ارزشهای والای حرفه خبرنگاری است.