تفسیر - آستانه؛ میزبان اجلاس سران سازمان شانگهای
هفدهمین نشست سران سازمان همکاری شانگهای جمعه "نهم ژوئن "در آستانه پایتخت قزاقستان بر گزار شد. یکی از محورها ی گفت و گو توافق بر سر عضویت ایران در این نشست اعلام شد .
هفدهمین نشست سران سازمان همکاری شانگهای در آستانه پایتخت قزاقستان،همچون نشست های قبلی ، حول سه محور کار خود را آغاز کرد . بر رسی عضویت رسمی هند و پاکستان و تلاش اعضاء برای عضویت ایران در این سازمان و همچنین بحث و بر رسی در خصوص راهکارهای تامین امنیت با هدف توسعه فعالیتهای اقتصادی وصنعتی ، دستور کار این اجلاس قرار گرفت . با فرض تحقق این موارد، بی تردید براهمیت ژئوپلیتیکی ، جمعیتی و بالا رفتن تولید ناخالص ملی و تقویت همگرایی سیاسی در شانگهای افزوده خواهد شد . در نشست های قبلی سران سازمان همکاری شانگهای،به تناوب موضوع عضویت ایران دراین نهاد منطقه ای مطرح بود.
چین و روسیه به عنوان اعضای اصلی شانگهای، بنا به ملاحظاتی (البته) با صراحتی کمتر، عمدتا برعضو ناظر بودن ایران تمرکز داشتند و ازاین رو ، کمتردرباره عضویت رسمی ایران در شانگهای اعلام موضع می کردند.
دمیتری مدودف رئیس جمهوری وقت فدراسیون روسیه یک باراعلام کرد که ایران هنوز به شرایط واستاندارد قابل قبولی برای عضویت در نهاد مذکور دست نیافته است اما وی اذعان کرد که ایران دارای قابلیت های فراوانی در زمینه های مختلف است که عضویت ایران را در شانگهای تسهیل خواهد کرد. واقعیت اما روی همکاری های استراتژیک ، همکاریهای راهبردی بلند مدت وتعاملات نظامی وامنیتی در شانگهای متمرکز است .
بر داشت درست این است که اعضاء اصلی شانگهای دراین سال ها در باره این مولفه ها اشتراک نظر داشته اند . دلیل آن نیز به انجام رزمایش های مشترک و نوبتی بین اعضاء، مبادله اطلاعات سیاسی،نظامی و آموزش افسران کشورهای کمترتوسعه یافته شانگهای، در کشورهای چین وروسیه باز می گردد.
چین بنا برموقعیت جغرافیایی خود، شریک راهبردی روسیه است و همین ویژگی مشابه را روس ها دارند که به شریک راهبردی چین تبدیل شده اند .
شانگهای آنطور که برخی تحلیلگران غربی در باره اش به ارزیابی نشسته اند ، صرفا یک نهاد نظامی همراه با فعالیت های امنیتی نیست بلکه ، درحال تبدیل شدن به نهادی فعال درعرصه اقتصاد،تجارت و صنعت است.
با ارایه چنین تصویری ازسازمان همکاری شانگهای که بر جسته ترین عملکردش دراین سالها مبارزه با تروریسم دراشکال مختلف بوده است ، علی القاعده، جمهوری اسلامی ایران می تواند عضوی موثردر شانگهای باشد . زیرا جغرافیا و جمعیت ، نیروی کار ماهر، رشد افقی و عمودی بیش از پیش نهاد های علمی ودارابودن شرایط یک کشور بازیگر در کنارهمسو بودن با چین و روسیه ، عملا زمینه ها را برای عضویت ایران در شانگهای فراهم کرده است .
از آنجا که برخی آگاهان سیاسی همکاری های درون منطقه ای شانگهای را از یک سنخ می دانند و برخی را بر برخی ترجیح نمی دهند، بنا براین،همکاری ها ازنوع دوم تلقی نمی شوند. بدان معنا که مبارزه با تروریسم همان اهمیتی را در بین اعضای شانگهای دارد که مبارزه با آمریکا برای خارج شدن ازحوزه نفوذ سنتی چین وروسیه ازآسیای مرکزی و قفقاز. به عبارت روشنتر ، مفهوم توسعه همکاری های اقتصادی با اعضاء جدا از توسعه همکاری های نظامی یا امنیتی نیست . با این برداشت ،انتظار می رود که اعضاء شانگهای پتانسیل ها وقابلیت های ایران را درانطباق کامل با معیارهای سازمان همکاری شانگهای ببینند .