جزایر هرمزگان؛ جایی که تاریخ، ژئوپلیتیک و طبیعت در هم می‌آمیزند
https://parstoday.ir/fa/iran-i35130-جزایر_هرمزگان_جایی_که_تاریخ_ژئوپلیتیک_و_طبیعت_در_هم_می_آمیزند
پارس‌تودی- زیر آفتاب سوزان خلیج فارس، جزایر هرمزگان میان تاریخ، طبیعت و اقتصاد می‌درخشند.
(last modified 2026-02-05T06:04:14+00:00 )
بهمن ۱۵, ۱۴۰۴ ۱۷:۲۶ Asia/Tehran
  • جزایر هرمزگان
    جزایر هرمزگان

پارس‌تودی- زیر آفتاب سوزان خلیج فارس، جزایر هرمزگان میان تاریخ، طبیعت و اقتصاد می‌درخشند.

در زیر آفتاب بی‌امان خلیج فارس، پراکنده در امتداد آبراه‌های راهبردی استان هرمزگان، مجمع‌الجزایری از جزایر ایرانی آرمیده است؛ هر یک همچون گوهری یگانه که در تار و پود تاریخ، طبیعت و اقتصاد پربار این سرزمین تنیده شده‌اند. به گزارش پارس‌تودی به نقل از پرس‌تی‌وی، این مقاله جریان‌های ژرف تاریخی، طبیعت تاب‌آور و دگرگونی‌های جسورانهٔ اقتصادی را دنبال می‌کند و نشان می‌دهد چگونه سرزمین‌هایی که زمانی در نقشه‌های جغرافی‌دانان باستانی با نام‌های «اُئاراکتا» و «اُرگانا» شناخته می‌شدند، امروز به مرواریدهای طبیعی خلیج فارس بدل شده‌اند.

جنگل‌های حرا در جزیره قشم

قشم: دژ ژئوپلیتیک و پناهگاه بوم‌شناختی

جزیرهٔ قشم، بزرگ‌ترین جزیرهٔ خلیج فارس، سرزمینی است که تاریخ آن همچون صخره‌های رسوبی لایه‌لایه‌اش بر هم انباشته شده و گواه هزاران سال جاه‌طلبی انسانی و نیروهای بی‌امان طبیعت است.

این جزیره که در دوران باستان «ابَرکاوان» یا «جزیرهٔ گاوان» نامیده می‌شد، به سبب شکل کشیده‌اش که هم‌راستا با ساحل سرزمین اصلی امتداد یافته، همواره از ارزش راهبردی استثنایی برخوردار بوده و پیوسته موضوع طمع قدرت‌ها بوده است.

 

دره ستارگان در جزیره قشم

قلعهٔ پرتغالی‌ها در شهر قشم و آنچه به «قلعهٔ نادری» در لافت شهرت دارد، همچون نگهبانانی خشن و استوار، نمونه‌هایی از معماری نظامی دوران استعمار و صفوی را به نمایش می‌گذارند.

مسجد بَرخ در روستای کوشه—که احتمالاً به اوایل فتوحات اسلامی بازمی‌گردد و پس از زلزلهٔ ویرانگر قرن چهاردهم بازسازی شده—گواهی بر زندگی معنوی ریشه‌دار ساکنان جزیره است.

به همان اندازه گویا، چاه‌های هوشمندانهٔ «طلا» در لافت هستند که به‌طور سنتی شمارشان ۳۶۶ حلقه بوده و نمونه‌ای از راه‌حل‌های کهن برای کم‌آبی مزمن به شمار می‌آیند. آب‌انبار زیرزمینیِ خَربَس نشانه‌هایی از الگوهای سکونتی دارد که به دورهٔ ساسانی می‌رسد، در حالی که بقایای گورستان انگلیسی‌ها در بسیدو و آب‌انبار خیّرساز «بی‌بی» که در اوایل سدهٔ نوزدهم ساخته شد، تصویری کامل‌تر از جزیره‌ای ارائه می‌دهد که پیوسته توسط موج‌های متوالی ساکنان، حاکمان و بازرگانان شکل گرفته، سازگار شده و مورد مناقشه بوده است.

با این حال، شکوه قشم تنها در تاریخ انسانی‌اش خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در معماری طبیعیِ خارق‌العاده‌اش نیز نهفته است—امتیازی که با ثبت آن به‌عنوان ژئوپارک جهانی یونسکو به رسمیت شناخته شده است.

قشم یک موزهٔ عظیمِ روبازِ زمین‌شناسی است؛ جایی که فرسایش، تکتونیک نمک و رسوب‌گذاری چشم‌اندازی فراواقعی و همواره در حال دگرگونی پدید آورده‌اند. درهٔ ستارگان با سازه‌های بلند و سوزنی‌شکلش، و شبکه‌های گستردهٔ غارهای نمکی—از جمله نمکدانِ شگفت‌انگیز، طولانی‌ترین غار نمکی جهان—نگاه‌هایی به هنر زیرزمینی زمین می‌گشایند.

در امتداد ساحل، جنگل‌های دریاییِ حرا یکی از حیاتی‌ترین و در عین حال شکننده‌ترین بوم‌سازگان‌های منطقه را شکل می‌دهند. این گستره‌های پهناورِ مانگروها به‌عنوان زادآوریگاه ماهیان و سخت‌پوستان و پناهگاه پرندگان مهاجر عمل می‌کنند. در کنار صخره‌های مرجانی و سواحل شنیِ قشم—که محل تخم‌گذاری لاک‌پشت‌های دریایی است—همگی بر اهمیت عظیم بوم‌شناختی جزیره تأکید می‌کنند.

برای نسل‌ها، اقتصاد محلی پیوندی تنگاتنگ با این محیط داشته و بر پایهٔ ماهیگیری، کشاورزی خرد، نخلستان‌ها و—در گذشته—صیادی مروارید استوار بوده است. صادرات بلوک‌های نمک خالص و هیزم زمانی بازارهای سراسر خلیج فارس را تغذیه می‌کرد.

در اواخر سدهٔ بیستم، دولت ایران با شناخت ظرفیت منحصربه‌فرد قشم، در سال ۱۳۶۸ (۱۹۸۹) سازمان منطقهٔ آزاد قشم را تأسیس کرد. هدف از این اقدام بهره‌گیری از موقعیت راهبردی جزیره، منابع گاز طبیعیِ نزدیک، و میراث غنی طبیعی و فرهنگی آن برای ایجاد قطبی در تجارت، صنعت و بوم‌گردی بود.

امروز قشم در تعادلی ظریف و پویا قرار دارد: می‌کوشد شگفتی‌های زمین‌شناختی کهن و شیوه‌های زندگی سنتی خود را حفظ کند، در حالی که با الزامات توسعهٔ اقتصادی مدرن نیز روبه‌روست. این جزیره همچون گواهی سترگ بر پیوند پایدار طبیعت و تاریخ در یکی از دیرپاترین چهارراه‌های جهان ایستاده است.

بادگیرها در شهر لافت جزیره قشم

اگر قشم نمایندهٔ روح خام و کهنِ جزایر خلیج فارس است، کیش آیندهٔ براق و جاه‌طلبانهٔ آن‌ها را مجسم می‌کند؛ جزیره‌ای که از یک پاسگاه آرامِ صید مروارید به ویترین اقتصادی و گردشگری در ایران بدل شده است.

اهمیت تاریخی کیش به‌عنوان یک قدرت بازرگانی قرون‌وسطایی—که آن زمان «قیس» نامیده می‌شد—اغلب زیر درخشش معاصر آن پنهان می‌ماند.

میان سده‌های یازدهم تا سیزدهم میلادی، کیش چنان اوج گرفت که با هرمز به رقابت برخاست. فرمانروایانش—چه از خاندان جولانده و چه وابسته به آل‌بویه—ناوگان‌های نیرومندی را فرماندهی می‌کردند که بر مسیرهای تجاری به هند و شرق آفریقا مسلط بودند و حتی در سال ۱۱۳۵ میلادی به عدن یورش بردند.

ویرانه‌های شهر باستانیِ «حریره»، که با چینی‌های وارداتی پراکنده شده، گواه جایگاه آن در شبکهٔ گستردهٔ تجارت اقیانوس هند است، در حالی که مرواریدهایش مورد ستایش سفرنامه‌نویسانی از مارکوپولو تا ابوالفِدا بوده است.

این دوران طلایی پس از فتح کیش به دست هرمز در سدهٔ سیزدهم رو به افول گذاشت، و برای قرن‌ها جزیره به زندگی سادهٔ ماهیگیری و نخل‌داری بازگشت؛ جمعیتش تنها سایه‌ای از شکوه پیشین بود.

 

سواحل جزیره قشم

انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ به‌طور ناگهانی به دوران غارت خصوصی کیش در دوران پهلوی پایان داد و پروژه‌های پرطمطراق را ناتمام گذاشت. پس از جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی زیرساخت‌های جزیره را احیا کرد، اما جهت‌گیری بنیادین آن را وارونه ساخت.

در سال ۱۳۶۸ (۱۹۸۹)، کیش به‌عنوان نخستین منطقهٔ آزاد تجاری کشور با مأموریتی نو و مردم‌محور احیا شد.

سازمان منطقهٔ آزاد کیش پوسته‌های رهاشدهٔ جاه‌طلبی سلطنتی را تغییر کاربری داد: هتل‌های لوکسِ ممنوعه به اقامتگاه‌های عمومی بدل شدند و فرودگاهِ انحصاری به دروازه‌ای باز برای همگان تبدیل شد.

چارچوب حقوقی دیگر برای پنهان‌کاریِ معدودی بازنویسی نشد، بلکه برای جذب سرمایه‌گذاری و گردشگری به سود اکثریت تنظیم گردید.

امروز، جزیره‌ای که زمانی دژِ ممنوعهٔ دیکتاتور و دارودسته‌اش بود، سالانه حدود دو میلیون بازدیدکننده می‌پذیرد—اکثریت قاطع آن‌ها خانواده‌ها و شهروندان ایرانی‌اند که پیش‌تر از ساحل خودشان محروم بودند.

مرکز شهر کیش

امروز کیش مطالعه‌ای از تضادها و جاه‌طلبی متمرکز است. اقتصاد آن بر سه پایه استوار است: گردشگری خرید، گردشگری پزشکی و گردشگری تفریحی.

دارایی‌های طبیعی جزیره برای تفریح بسته‌بندی شده‌اند: ساحل مرجانی برای غواصی سطحی (اسنورکلینگ)، دلفین‌پارک برای سرگرمی خانواده‌ها، و اقامتگاه‌های لوکسی مانند هتل دریایی روی‌آبِ «ترنج» پذیرای جریان رو به رشد گردشگران داخلی و خارجی‌اند که سالانه از دو میلیون نفر فراتر می‌رود.

از نظر فرهنگی، کیش آمیزه‌ای جذاب را نشان می‌دهد: گویش بندری، سنت‌های متأثر از فرهنگ عربی و میراث دریانوردی هنوز در گوشه‌وکنار جزیره زنده‌اند، حتی در حالی که فرهنگ غالب بیشتر تحت تأثیر مصرف‌گرایی و هجوم دائمی گردشگران شکل می‌گیرد.

آب انبار در کیش

بنابراین کیش به جسورانه‌ترین آزمایش ایران در سرمایه‌داری جهانی‌شده بدل شده است؛ دارایی‌ای راهبردی برای دور زدن تحریم‌های غربی از طریق تجارت، و آزمایشگاهی اجتماعی که در آن کشمکش‌های میان حفاظت و توسعه، سنت و مدرنیته، و کنترل دولتی و آزادی اقتصادی بر صحنه‌ای آفتاب‌خورده و مرجان‌پوش به اجرا درمی‌آید.

هرمز: نگینِ سرخِ تنگهٔ راهبردی

در تضادی آشکار با توسعه‌گرایی گستردهٔ کیش، جزیرهٔ کوچک هرمز جایی است که تاریخ و زمین‌شناسی با نیرویی بی‌امان خود را تحمیل می‌کنند.

این برآمدگی سنگیِ خشک که نگهبان تنگهٔ هم‌نام خود است، چشم‌اندازی است رنگ‌آمیزی‌شده با طیفی زنده و تقریباً فراواقعی از سرخ‌های تیره، اخرایی‌ها و زردها—رنگ‌هایی برگرفته از ذخایر غنی اکسید آهن و اُخر—که نام شاعرانهٔ «جزیرهٔ رنگین‌کمان» را برای آن به ارمغان آورده است.

با این حال، اهمیت هرمز بسیار فراتر از مقیاس فیزیکی آن است و ریشه در موقعیتی دارد که قرن‌ها آن را به یکی از مطلوب‌ترین نقاط راهبردی روی زمین بدل کرده است.

صخره‌ها و سواحل جنوبی جزیره هرمز

در دوران معاصر، اهمیت هرمز به‌طور خشونت‌باری توسط ژئوپلیتیک و سوخت‌های فسیلی بازتعریف شده است. تنگه‌ای که این جزیره بر آن مشرف است، به حیاتی‌ترین گلوگاه انتقال نفت جهان بدل شده؛ جایی که تقریباً یک‌پنجم مصرف جهانی نفت از آب‌های باریک آن عبور می‌کند.

این واقعیت هرمز را بار دیگر به مرکز محاسبات راهبردی جهانی بازگردانده است. اکنون این جزیره میزبان تأسیسات نظامی ایران نیز هست و هم‌زمان نقش نگهبان و اهرم بالقوه در تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را ایفا می‌کند.

از نظر زیست‌محیطی، هرمز همچنان به‌شدت شکننده است؛ چشم‌اندازهای یگانه و اکوسیستم‌های دریایی پیرامون آن بسیار آسیب‌پذیرند. تلاش‌ها برای پرورش گردشگری محدود—با تمرکز بر زمین‌شناسی فرازمینی، سواحل شن‌های سرخ و بقایای قلعهٔ پرتغالی—با احتیاط پیش می‌رود و زیر سایهٔ نقش غالب نظامی و راهبردی جزیره قرار دارد.

بدین‌سان، هرمز امروز نمادی نیرومند است: یادآور گذشته‌ای باشکوه و در عین حال بی‌رحمانهٔ بازرگانی؛ شگفتی‌ای زمین‌شناختی با زیبایی خیره‌کننده؛ و نقطه‌ای همواره ملتهب در عرصهٔ پرمخاطرهٔ امنیت انرژی جهانی—جزیره‌ای که خاک سرخش بی‌صدا شاهد قرن‌ها کشمکش قدرت بوده و همچنان بر شکل‌گیری جهان اثر می‌گذارد.

فراتر از سه‌گانهٔ قشم، کیش و هرمز، آب‌های هرمزگان با صورت‌فلکی از جزایر کوچک‌تر پراکنده شده است؛ هر یک همچون رشته‌ای متمایز در تار و پود پربار استان که بر تاب‌آوری طبیعی، ژرفای تاریخی و اقتصادهای سنتی تأکید می‌کند.

جزایری چون لارک، هنگام، بوموسی و تُنب بزرگ و تُنب کوچک شاید مقیاس یا توسعهٔ پرسر و صدای همسایگان بزرگ‌تر خود را نداشته باشند، اما اهمیتشان ژرف است و ریشه در بوم‌شناسی، میراث فرهنگی و زندگی استوار جامعه‌های محلی دارد.

درهٔ رنگین‌کمان در جزیرهٔ هرمز

جزیرهٔ لارک که در کانال راهبردی جنوب هرمز قرار دارد، تاریخ طولانی سکونت و دفاع را در خود مجسم کرده است. قلعهٔ کوچک و مربع‌شکل پرتغالی آن—که احتمالاً به اواخر سدهٔ شانزدهم بازمی‌گردد—زمانی از منابع حیاتی آب شیرین برای کشتی‌های عبوری محافظت می‌کرد و دیده‌بانی تنگه را بر عهده داشت.

با گذر زمان، نقش لارک گسترش یافت و کارکردهای راهبردی نیز یافت: در دههٔ ۱۳۶۰ (۱۹۸۰) یک تأسیسات انتقال نفت در آن قرار داشت که در دوران دفاع مقدس هدف حمله قرار گرفت، و امروز این جزیره به‌عنوان پایگاه دریایی عمل می‌کند. از نظر بوم‌شناختی، لارک همچنان اهمیت حیاتی دارد؛ ایستگاهی برای پرندگان مهاجر مانند فلامینگوهاست و آب‌های پیرامونش بخشی از اکوسیستم دریایی شکنندهٔ تنگه را تشکیل می‌دهد.

در سوی دیگر، جزیرهٔ هنگام در جنوب‌غربی قشم چهره‌ای متفاوت دارد و به‌طور فزاینده‌ای به سوی بوم‌گردی پایدار گرایش یافته است. این جزیره به تماشای روزانهٔ دلفین‌های بینی‌بطری خلیج فارس شهرت دارد که از طریق قایق‌سواری‌های خروجی از قشم دیده می‌شوند.

هنگام همچنین دارای سازه‌های زمین‌شناختی چشمگیر است، از جمله کوه‌های رسوبی رنگین‌کمانی و سواحل سرشار از فسیل، در حالی که روستای سنتی آن چشم‌اندازی از شیوهٔ زندگی آرام‌تر و پیشامدرن خلیج فارس را حفظ کرده است.

اقتصاد هنگام ترکیبی از گردشگری خرد، ماهیگیری و تولید صنایع‌دستی ظریف و توری‌مانند است که توسط زنان محلی ساخته می‌شود—الگویی بالقوه برای توازن میان حفاظت زیست‌محیطی و منفعت اقتصادی مبتنی بر جامعهٔ محلی.

جزایر بوموسی و تُنب بزرگ و تُنب کوچک جایگاهی مناقشه‌برانگیزتر در چشم‌انداز ژئوپلیتیکی منطقه دارند. این جزایر در گذشته ایستگاه‌های میان‌راهی برای جوامع بازرگانی و ماهیگیری بودند؛ الگویی رایج در سراسر خلیج فارس.

بوموسی به‌سبب میدان‌های نفتی و ذخایر اکسید سرخ اهمیت اقتصادی دارد، در حالی که تنب‌ها عمدتاً به‌خاطر موقعیت راهبردی‌شان ارزشمندند. در مجموع، این جزایر نشان می‌دهند که حتی کوچک‌ترین خشکی‌ها در خلیج فارس نیز چه اندازه اهمیت ژئوپلیتیکی پایدار دارند.

پلانکتون‌های زیست‌تاب (بیولومینسنت) در ساحل جزیرهٔ لارک

در مجموع، این جزایر کوچک‌تر ریتم‌های بنیادین زندگی در خلیج فارس را آشکار می‌کنند. اقتصادهای آن‌ها همچنان به‌ژرفی با دریا پیوند خورده است و ماهیگیری سنتی همچنان منبع اصلی معاش و معیشت به‌شمار می‌رود.

در کنار هم—از بزرگ‌ترین تا کوچک‌ترین—این جزایر جزئی جدایی‌ناپذیر، چندلایه و خیره‌کننده از میراث ملی ایران را می‌سازند.

HK