تفسیر | چرا کشورهای عرب خلیج فارس از آمریکا ناامید شدهاند؟
مرداد ۲۵, ۱۴۰۵ ۱۲:۰۳ Asia/Tehran
-
چرا کشورهای عرب خلیج فارس از آمریکا ناامید شده اند؟
پارستودی- ناامیدی از آمریکا در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس رو به افزایش است.
به گزارش پارستودی، روزنامه واشنگتن پست نوشت ناامیدی از آمریکا در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس رو به افزایش است زیرا معتقدند رئیسجمهور ایالات متحده قادر به مدیریت دیپلماسی برای تضمین صلح با ایران نیست.
مقامی از یکی از کشورهای خلیج فارس به شرط آنکه نامش فاش نشود، گفت: دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا جنگ علیه ایران را آغاز کرد و ما بهای آن را میپردازیم. خشم از آمریکا از زمان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه فوریه، در بالاترین حد خود قرار دارد.
هر چند کشورهای عرب خلیج فارس همچنان به واشنگتن به عنوان یک شریک امنیتی نزدیک و تامینکننده اصلی سلاح متکی و قطر و بحرین میزبان پایگاههای بزرگ ایالات متحده هستند، اما ناامیدی برخی از این کشورها را به بررسی ترتیبات جدید سوق میدهد. یک مقام ارشد اروپایی در این باره گفت، توافقنامه دفاعی مشترکی که هفته گذشته توسط عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضا شد، «نشانهای برای ایالات متحده» بود.
برخی تحلیلگران استدلال کردند که بعید است این پویاییها در کوتاهمدت منطقه را بهطور قابلتوجهی تغییر دهند، اما برخی از کشورها شروع به بررسی گزینههای خود کردهاند.
گزارش روزنامه واشنگتنپست از ناامیدی فزاینده کشورهای عرب جنوب خلیج فارس نسبت به دونالد ترامپ و سیاستهای آمریکا، پرده از یک تحول راهبردی عمیق برمیدارد که میتواند معماری امنیتی منطقه را برای دهههای آینده دستخوش تغییر کند. این ناامیدی، که مقامات ارشد منطقهای آن را به صراحت با جمله «ترامپ جنگ علیه ایران را آغاز کرد و ما بهای آن را میپردازیم» توصیف کردهاند، نه یک خشم زودگذر دیپلماتیک، بلکه زلزلهای در بنیانهای اعتماد به متحد سنتی آنها است. شورای همکاری خلیج فارس که همواره امنیت جمعی خود را در سایه چتر نظامی واشنگتن تعریف میکرده، اکنون خود را در موقعیتی مییابد که نه تنها این تضمینها رنگ باخته، بلکه متحد دیرینهشان به عاملی برای بیثباتی بیشتر و افزایش آسیبپذیری آنان تبدیل شده است.
در سطح دلایل، ریشه این سرخوردگی را باید در سه عامل بنیادین جستجو کرد. نخست، رویکرد معاملاتی و یکسویه ترامپ که امنیت را به کالایی برای چانهزنی اقتصادی تقلیل داده است. کشورهای خلیج فارس که سرمایهگذاریهای کلانی در اقتصاد آمریکا انجام دادهاند، در مقابل، شاهد بیتوجهی واشنگتن به تعهدات امنیتی خود بودهاند. دومین عامل، رویکرد غیرقابل پیشبینی و بعضاً خصمانه ترامپ است که در کنارگذاشتن کشورهای کوچکتری همچون بحرین و کویت از برنامه سفر منطقهای و اظهارات تهدیدآمیز وزیر بازرگانی آمریکا درباره تعرفهها، نمود عینی یافته است. سومین و مهمترین عامل، احساس بیپناهی راهبردی است. مقامات خلیج فارس باور کردهاند که عملیات نظامی آمریکا صرفاً بر دفاع از اسرائیل و منافع خود واشنگتن متمرکز بوده و کشورهای عربی را که تسلیم خواسته واشنگتن برای مشارکت در حمله به ایران شدند را در برابر امواج تلافیجویانه موشکها و پهپادهای ایران تنها گذاشته است. البته پیش از آن ، این احساس، با حمله اسرائیل به دوحه قطر در سپتامبر ۲۰۲۵ که با سکوت یا همراهی ضمنی آمریکا صورت گرفت، به اوج خود رسید و این ترس را در تمام این کشورهای عربی برانگیخت که آمریکا ممکن است اصل دیرینه «حفاظت از متحدان در برابر هر متجاوز منطقهای» را کنار بگذارد.
ابعاد این ناامیدی، فراتر از روابط دوجانبه و در سه سطح نظامی، سیاسی و هویتی قابل ترسیم است. در بعد نظامی، تحلیلگران ارشد منطقه معتقدند که جنگ علیه ایران نه تنها موازنه قدرت را تغییر نداد، بلکه کشورهای خلیج فارس را به اهداف مستقیم و آسیبپذیرتری تبدیل کرده است. ذخایر موشکهای رهگیر این کشورها به سرعت در حال تحلیل رفتن است و آنها خود را درگیر پیامدهای این جنگ می بینند. در بعد سیاسی، توافقنامه دفاعی مشترکی که اخیرا توسط عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضا شد، به عنوان «نشانهای آشکار برای ایالات متحده» تلقی میشود. این توافق نشان میدهد که این سه کشور، به دنبال تنوعبخشی به مشارکتهای امنیتی خود هستند و دیگر آمریکا را «به تنهایی کافی» نمیدانند. در بعد هویتی، نگرش رهبران خلیج فارس نسبت به جنگ علیه ایران دستخوش تغییر اساسی شده است. به گفته یک مقام اروپایی، «اگرچه آنها در ابتدا کاملاً مخالف جنگ نبودند، اما اکنون رویکردشان به کلی تغییر یافته است.» این تغییر، ناشی از درک تلخ این واقعیت است که رفتار آمریکا در منطقه، آنها را ناامنتر کرده است، نه امنتر! البته این رویکرد درباره عربستان سعودی ، قطر و عمان صادق است، اما امارات ، کویت و بحرین هم چنان حامی تلاش های جنگی آمریکا علیه ایران و مشوق آن هستند.
اما پیامدهای این سرخوردگی عمیق و چندلایه است.
در کوتاهمدت، افزایش فاصله راهبردی میان آمریکا و متحدان عربی خود تحقق پیدا می کند ، فاصلهای که با نزدیکی مجدد این کشورها به ایران و تلاش برای مدیریت تنشها از مسیر گفتوگو، نمود عینی پیدا کرده است. اختلال در مسیرهای تجارت دریایی و تهدید تنگه هرمز، که مستقیماً بر صادرات انرژی این کشورها تأثیر میگذارد، آنها را به این نتیجه رسانده که ثبات اقتصادیشان نمیتواند گروگان ماجراجوییهای نظامی واشنگتن باشد. در میانمدت، این روند میتواند به افول نفوذ آمریکا در خلیج فارس و افزایش نقش قدرتهای رقیب همچون چین و روسیه منجر شود، موضوعی که پیش تر نگرانی مقامات آمریکایی را برانگیخته بود. در عین حال، کشورهای خلیج فارس در حال بررسی گزینههای جایگزین، از جمله ایجاد یک سیستم دفاع مشترک منطقهای هستند، هرچند که یک مقام ارشد منطقهای به صراحت اعتراف کرده است که «آنها فاقد یک جایگزین فوری و قابل اجرا برای همکاریهای امنیتی چند دههای خود با ایالات متحده هستند و نمیتوانند به آمریکا نه بگویند!» این تناقض آشکار، نشاندهنده بحرانی هویتی و راهبردی برای کشورهای خلیج فارس است.
کشورهای عربی جنوب خلیج فارس به این واقعیت تلخ رسیدهاند که اتکای صرف به آمریکا، با رویکردی که امنیت را به معاملهای اقتصادی تقلیل میدهد و متحدانش را در معرض خطرات بزرگ قرار می دهد ، دیگر پاسخگوی نیازهای راهبردی آنها نیست وآنها باید به دنبال راه حل ها و جایگزین های دیگری بروند.شاید بتوان پیمان دفاعی سه جانبه عربستان سعودی ، پاکستان و ترکیه را از این منظر تحلیل نمود./
srm
کلیدواژه