قزوین، قلب تپندهی سنت چندینسالهی خوشنویسی ایران
-
قزوین، قلب تپندهی سنت چندینسالهی خوشنویسی ایران
پارستودی- استان قزوین واقع در شمالغرب ایران و در ۱۳۰ کیلومتری غرب تهران قرنها بهشدت با هنر خوشنویسی فارسی پیوند داشته است؛ مدارس دینی، مطالعهی قرآن، حمایت سلطنتی و سنتهای استاد-شاگردی به استقرار و حفظ آوازهی این شهر بهعنوان مرکزی عمده برای خوشنویسی و تولید نسخههای خطی کمک کردهاند.
به گزارش پارستودی به نقل از پرستیوی، این شهر در قرن شانزدهم تحت صفویان به نقطهی اوج خود رسید، هنگامی که شاه طهماسب قزوین را پایتخت خود کرد و کتابخانهای سلطنتی و کارگاههایی بنیان نهاد که در آنها خوشنویسان در کنار نقاشان و تذهیبکاران کار میکردند. این دوره همچنین شاهد توسعهی نستعلیق به سطحی تازه از ظرافت بود که نقش قزوین را در تاریخ خوشنویسی فارسی تقویت کرد.
قزوین با «مکتب قزوین» متمایزی در خوشنویسی پیوند یافت که با آموزش دقیق استاد-شاگردی و اصول زیباییشناختی ظریف تعریف میشد. مشهورترین چهرهی آن میرعماد حسنی قزوینی است که بهطور گسترده یکی از بزرگترین استادان نستعلیق و چهرهای تعیینکننده در میراث خوشنویسی شهر بهشمار میرود.
در محلههای قدیمی و مدارس دینی قزوین، نسلهایی از کاتبان روزگاری با قلمنی در دست مینشستند و در نور شمع، حروف را با دقت شکل میدادند. این شهر دیرباز بهشدت با هنر دستنوشتن پیوند داشته است؛ سنتی که در قرنهای تاریخ ایران پایدار مانده است.
آوازهی قزوین بهعنوان مرکزی برای خوشنویسی از سنتی فرهنگی رشد کرد که نسلبهنسل از طریق مدارس دینی devoted به مطالعهی قرآن، حمایت سلطنتی و رابطهی نزدیک میان استادان و شاگردان پایدار مانده بود.
همین سنت دیرینه برای قزوین جایگاهی در حافظهی فرهنگی ایران بهعنوان پایتخت خوشنویسی ایرانی به ارمغان آورده است.
پیوند قزوین با خوشنویسی قرنها عقبتر میرود. در دورهی اسلامی اولیه، این شهر پیشتر مرکزی مهم برای دانش بود و مدارس دینی devoted به مطالعهی قرآن و حدیث داشت. نیاز رو به رشد به رونویسی متون دینی و علمی به استقرار سنتی از کاتبان حرفهای کمک کرد.
آثار اولیه عمدتاً به خط کوفی (نخستین سبک خوشنویسی اسلامی) نوشته میشد، پیش از آنکه خط نسخ روانتر (سبک شکسته) بهطور گسترده به کار رود. تا قرن هفتم و هشتم هجری قمری، همزمان با گسترش کتابخانهها و نهادهای علمی، خوشنویسی فراتر از مهارتی عملی توسعه مییافت و بهطور فزاینده بهعنوان هنری بهحق خود ارزشمند میشد.
مدارس دینی و خانقاههای صوفی به مکانهای مهمی برای این توسعه تبدیل شدند. مطالعهی قرآن، ادبیات و دیگر آثار علمی دستبهدست آموزش دقیق خوشنویسی پیش میرفت و به استقرار سنتی کمک میکرد که قرنها بخشی از زندگی فرهنگی قزوین باقی میماند.
قزوین در اواسط قرن شانزدهم به نقطهی عطفی رسید، هنگامی که حاکم صفوی، شاه طهماسب، این شهر را پایتخت خود کرد. این اقدام دربار سلطنتی را همراه با کتابخانهای سلطنتی، کارگاههایی برای نگارگری و تذهیب، و هنرمندان و دانشمندان از سراسر جهان پارسی به شهر آورد.
کارگاههای سلطنتی قرآنها، مجموعههای شعر و تواریخ تاریخی تولید میکردند و در آنها خوشنویسان در کنار نقاشان و تذهیبکاران کار میکردند. هر نسخهی خطی میتوانست شامل کار چند متخصص باشد و کیفیت دستنوشته بههمان اندازهی هنر پیرامونش مورد توجه قرار میگرفت.
در همین دوره بود که نستعلیق که پیشتر توسط استادان ایرانی پیشین توسعه یافته بود، به سطحی تازه از ظرافت رسید و قزوین به یکی از مراکز مهم در توسعهی این خط تبدیل شد.
از آنجا که کتابها در دربار صفوی اشیائی بهشدت ارزشمند بودند، تولید آنها نیز تمرینی در هنر و صنعتگری بود. همین تقاضا برای زیبایی در نوشتار به بالا بردن استانداردهای کسانی که آن را pratica میکردند کمک کرد.
مکتب قزوین و میرعماد
تاریخنگاران خوشنویسی فارسی اغلب از «مکتب قزوین» بهعنوان مجموعهای مشترک از روشهای آموزشی، ارزشهای زیباییشناختی و سنتهای استاد-شاگردی یاد میکنند که در طول نسلها در این شهر پرورش یافته است.
در آموزش سنتی، یک شاگرد ممکن بود سالها تحت نظر استاد صرفاً به تمرین حروف تکتک بپردازد؛ زاویهی قلم، فشار ضربه و تعادل میان ضخیم و نازک. تنها پس از تسلط بر حروف تکتک بود که شاگرد به پیوند دادن آنها به واژهها و سپس به ترکیب آثار کامل پیش میرفت.
این رشتهای بود که با صبر، حرفبهحرف ساخته میشد و خوشنویسانی را پرورش میداد که نامشان در نهایت بسیار فراتر از دیوارهای قزوین شناخته میشد.
هیچ نامی از قزوین جداییناپذیرتر از نام میرعماد حسنی قزوینی نیست؛ او در نیمهی دوم قرن دهم هجری قمری در این شهر زاده شد و تقریباً از کودکی بهعنوان دارندهی حس استثنایی خوشنویسی شناخته میشد.
میرعماد جوان که با شور کمالجویی در هنر خود رانده میشد، قزوین را به سوی تبریز ترک کرد تا زیر نظر ملا محمدحسین تبریزی تحصیل کند. روزی قطعهای خوشنویسی آنقدر ظریف به استادش ارائه داد که ملا محمدحسین، بیآنکه بداند آن به خط شاگرد خودش است، گفت: «اگر میتوانی اینگونه بنویسی، بنویس، وگرنه قلم را زمین بگذار.»
هنگامی که میرعماد آشکار کرد که آن اثر از اوست، استادش هم صفحه و هم چهرهی خوشنویس جوان را بوسید و اعلام کرد: «امروز تو استاد خوشنویسانی.»
روایتهای تاریخی از مهارت و آوازهی روبهرشد او حکایت میکنند که به سمنان، دامغان، بسطام، طبرستان، خراسان و گیلان گسترش یافت، پیش از آنکه سرانجام او را در سالهای آخرش به اصفهان، پایتخت جدید صفوی تحت شاه عباس، بکشاند.
تمایز میرعماد در لطف و هماهنگی کارش بود؛ روانی میان حروف که بسیاری آن را اوج خوشنویسی نستعلیق میدانند. نزدیک به چهار قرن، خوشنویسان خود را تحت تأثیر او مییافتند.
زیبا نوشتن، برای مدتی، به معنای نوشتن مانند میر بود. کسانی که موفق میشدند، لقبهایی مانند «میر دوم» یا «میر سوم» کسب میکردند. دیگران حتی آثار خود را «میرعماد الحسنی» امضا میکردند؛ نشانهای از نفوذ پایدار نام او در میان خوشنویسان بعدی.
در حالی که میرعماد همچنان مشهورترین خوشنویس قزوین باقی مانده است، تبار خوشنویسی شهر بسیار عمیقتر است.
میرزا محمدحسین عمادالکتاب قزوینی و میرزا محمدعلی خیارجی قزوینی، نخستین خوشنویسی که به او نسبت داده میشود واژهی عربی «بسمالله» را به شکل پرنده نوشته است، از جملهی چهرههای برجستهی شهر بهشمار میروند.
به آنها عبدالمجید طالقانی، استاد شکسته نستعلیق که بیش از یک قرن پس از میرعماد میزیست، و ملکمحمد قزوینی، که خوشنویسی تزئینی را در دوران فتحعلیشاه قاجار به اوجهای تازه رساند، میپیوندند.
به گفتهی خوشنویس پیشکسوت احمد پیلهچی قزوینی، که خود آموزش خود را در سال ۱۹۷۵ زیر نظر استادان خوشنویسی از جمله سید علی رفیعی و ابوالحسن محصصمستشاری آغاز کرد، هیچ شهر ایرانی دیگری نمیتواند ادعا کند که سه چهرهی برجسته در سه شاخهی عمدهی این هنر دارد، همانگونه که قزوین دارد: میرعماد در نستعلیق، طالقانی در شکسته نستعلیق، و ملکمحمد در خوشنویسی تزئینی.
او استدلال میکند: «این همان دلیلی است که مردم بیدرنگ قزوین را پایتخت هنر خوشنویسی میدانند.»
سنت زنده
سنت خوشنویسی قزوین تا امروز ادامه یافته است و توسط نهادها، استادان و علاقهی پایدار نسلهای جوان پشتیبانی میشود.
انجمن خوشنویسان قزوین دورههای آموزشی، نمایشگاهها و جلسات پژوهشی برگزار میکند که روشهای سنتی را زنده نگه میدارد.
این شهر همچنین از نظر تعداد جوانانی که این هنر را میآموزند، جایگاهی پیشرو در سطح ملی دارد؛ بسیاری از آنها در سالهای مدرسه با آن آشنا میشوند، هنگامی که تمرین خوشنویسی بخشی عادی از آموزش فرهنگی تلقی میشود.
مساجد، مدارس و کاروانسراهای تاریخی شهر این سنت را بیرون از کلاس درس تقویت میکنند. دیوارها و طاقهای آنها با آثار خوشنویسی کتیبهنگاری شده است و به هنرمندان جوان امکان میدهد صرفاً با قدم زدن در شهر خود، خطوط تاریخی اصیل را مطالعه کنند.
اهمیتی که به زیبا نوشتن داده میشود، ریشه در سنتی گستردهتر ایرانی و اسلامی دارد. حدیثی منسوب به امام علی (ع) خط زیبا را «یکی از کلیدهای معیشت» توصیف میکند که بازتاب ارزشی است که دیرباز به مهارت و نظم نوشتن پیوند خورده است.
این ارجگذاری امروزه در قزوین نیز آشکار است، جایی که خوشنویسی همچنان آموزش داده میشود، pratica میشود و به نمایش گذاشته میشود. تکنیکهای سنتی در کنار سبکهای جدیدتر منتقل میشوند و سنت خوشنویسی شهر را فعال نگه میدارند و تضمین میکنند که خوشنویسی بخشی مهم از زندگی فرهنگی قزوین باقی بماند.
hk