برج‌های دوگانه‌ی خراقان در قزوین و درخشش معماری آجری ایران
https://parstoday.ir/fa/iran-i43268-برج_های_دوگانه_ی_خراقان_در_قزوین_و_درخشش_معماری_آجری_ایران
پارس‌تودی- برج‌های خراقان نخستین نمونه‌های گنبدهای دوپوسته در ایران به‌شمار می‌روند که در آن‌ها سامانه‌ی دوپوسته، کارکردهای سازه‌ای و معماری بیرونی گنبد را از هم جدا می‌کند.
(last modified 2026-09-13T10:37:44+00:00 )
شهریور ۲۲, ۱۴۰۵ ۱۳:۴۹ Asia/Tehran
  • برج‌های دوگانه‌ی خراقان قزوین
    برج‌های دوگانه‌ی خراقان قزوین

پارس‌تودی- برج‌های خراقان نخستین نمونه‌های گنبدهای دوپوسته در ایران به‌شمار می‌روند که در آن‌ها سامانه‌ی دوپوسته، کارکردهای سازه‌ای و معماری بیرونی گنبد را از هم جدا می‌کند.

به گزارش پارس‌تودی به نقل از پرس‌تی‌وی، تزئینات بیرونی برج‌های دوگانه شامل بیش از شصت نوع آجرکاری است و آن‌ها را عملاً به «موزه‌ای از آجرکاری ایرانی» با نقوش هندسی پیچیده، طاق‌های جناغی و کتیبه‌های کوفی تبدیل می‌کند.
در داخل برج شرقی، برخی از محفوظ‌ترین نمونه‌های نقاشی دیواری اولیه‌ی سلجوقی باقی مانده است، از جمله تصاویری از چراغ مسجد، طاووس‌ها، درخت زندگی و ستاره‌های شش‌ و هشت‌پر در رنگ‌های آبی، مشکی و قهوه‌ای.

برج‌های دوگانه‌ی خراقان که بر دشت‌های باز استان قزوین ایستاده‌اند، یکی از شگفت‌انگیزترین دستاوردهای معماری سلجوقی را نمایندگی می‌کنند؛ ترکیبی استادانه از هندسه، آجرکاری و نوآوری سازه‌ای که نزدیک به هزار سال پس از ساختشان همچنان پژوهشگران و بازدیدکنندگان را مسحور می‌کند.

این برج‌ها که تقریباً یک کیلومتر از روستای حصار ولی‌عصر در شهرستان آوج و حدود سی‌ودو کیلومتر از جاده‌ی قزوین–همدان فاصله دارند، از چشم‌اندازی در غیر این صورت بایر برمی‌خیزند؛ شاهدان خاموش درخشش معماری ایران قرن یازدهم.

این دو بنای یادمانی آرامگاهی که تنها بیست‌ونه متر از هم فاصله دارند، مجموعه‌ای معمارانه به‌طور غیرعادی منسجم تشکیل می‌دهند؛ مجموعه‌ای که به‌درستی «موزه‌ای از آجرکاری ایرانی» توصیف شده است.

برج شرقی، کهن‌تر از آن دو، به سال ۴۶۰ هجری قمری (۱۰۶۸ میلادی) بازمی‌گردد، در حالی که برج غربی بیست‌وپنج سال بعد، در سال ۴۸۶ هجری قمری (۱۰۹۳ میلادی) تکمیل شد. نزدیکی زیاد و هماهنگی بصری چشم‌گیر آن‌ها، همراه با تفاوت‌های ظریفی که تحولی در تفکر معماری را آشکار می‌کند، آن‌ها را به یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های باقی‌مانده‌ی معماری سلجوقی تبدیل می‌کند.

با وجود از دست رفتن گنبدهای بیرونی اصلی، اثرات ویرانگر زمین‌لرزه‌ها و گذشت نزدیک به یک هزاره، برج‌های خراقان شکوه چشم‌گیر خود را حفظ کرده‌اند. آجرکاری پیچیده و ساخت نوآورانه‌ی آن‌ها همچنان بینش‌های ارزشمندی درباره‌ی پیچیدگی فنی، تسلط هندسی و حساسیت هنری سازندگانشان ارائه می‌دهد.

نمای هوایی از برج‌های خراقان

معماران و حامیان آن‌ها

برج‌های خراقان برای مطالعه‌ی تاریخ معماری ایران به‌طور استثنایی ارزشمندند، زیرا کتیبه‌های آن‌ها نام هم سازندگان و هم حامیانشان را حفظ کرده و چارچوبی زمانی و زندگی‌نامه‌ای به‌طور غیرعادی مستحکم فراهم می‌آورد.

برج شرقی کتیبه‌ای دوخطی با تاریخ ۴۶۰ هجری قمری (۱۰۶۸ میلادی) دارد و محمد بن مکی الزنجانی را به‌عنوان سازنده‌ی آن نام می‌برد. برج غربی کتیبه‌ای با تاریخ ۴۸۶ هجری قمری (۱۰۹۳ میلادی) دارد و ابوالمعالی بن مکی الزنجانی را به‌عنوان معمار آن معرفی می‌کند.

شباهت چشم‌گیر میان این دو نام نشان می‌دهد که معماران احتمالاً نسبت داشتند، شاید پدر و پسر یا برادر، که ممکن است به توضیح تداوم معماری چشم‌گیر میان این دو بنای یادمانی کمک کند. نام مشترک آن‌ها همچنین نگاهی نادر به انتقال دانش معماری و صنعت‌گری در ایران قرون وسطایی فراهم می‌آورد.

شناسایی بعدی این برج‌ها با دو امیر سلجوقی – ابوسعید بیجار بن سعد در برج شرقی و ابومنصور ایلتایتی بن تکین در برج غربی – بیش از پیش نشان‌دهنده‌ی پیوند آن‌ها با نخبگان نظامی دوره‌ی سلجوقی است.

بقای نام سازندگان به‌ویژه مهم است. هویت معماران و صنعت‌گران ایرانی قرون وسطایی اغلب از بناهایی که آفریده‌اند غایب است و همین کتیبه‌های خراقان را به شواهد تاریخی به‌طور غیرعادی مهم تبدیل می‌کند.

این کتیبه‌ها در کنار هم، برج‌ها را به افراد قابل شناسایی پیوند می‌دهند و بنیادی نادر برای ردیابی توسعه‌ی عمل معماری، صنعت‌گری و طراحی سلجوقی در اواخر قرن یازدهم فراهم می‌آورند.
 

برج‌های دوگانه‌ی خراقان

پلان هشت‌ضلعی و گنبدهای دوپوسته

مهم‌ترین نوآوری معماری برج‌های خراقان در استفاده‌ی آن‌ها از گنبدهای دوپوسته نهفته است که پژوهش آن را نخستین نمونه‌های این تکنیک ساخت در ایران معرفی می‌کند.

سامانه‌ی دوپوسته، کارکردهای سازه‌ای و معماری بیرونی گنبد را از هم جدا می‌کند و به سازندگان امکان می‌دهد نمایه‌ی بیرونی قابل‌توجهی ایجاد کنند و در عین حال محفظه‌ی درونی کارآمدی حفظ نمایند.

برج شرقی دو پلکان دارد، در حالی که برج غربی یک پلکان دارد؛ این یکی از روشن‌ترین تفاوت‌های سازه‌ای میان دو بنای یادمانی است.

خود پلکان‌ها شاهدی بر سازمان درونی پیچیده‌ی برج‌ها هستند؛ برج شرقی دو پلکان مارپیچ درون پشت‌بندهای خود دارد و برج غربی تنها یکی.

در برج شرقی، پله‌ها به‌صورت مارپیچ ساعت‌گرد با ۲۱ تا ۲۲ پله ساخته شده‌اند، هر یک حدود ۳۰ سانتی‌متر ارتفاع و ۵۲ سانتی‌متر عرض، و به راهرویی باریک در فضای میان گنبد درونی و بیرونی منتهی می‌شوند.

پلکان برج غربی ۲۴ پله دارد و به‌نظر می‌رسد پلکان واحد آن به بنای بعدی مزیت سازه‌ای داده که به وضعیت حفاظت بهتر آن کمک کرده است.

گنبدهای بیرونی هر دو برج فروریخته‌اند، اما گنبدهای درونی باقی مانده‌اند و انحنایی را حفظ کرده‌اند که از انتهای بالایی هشت‌ضلعی آغاز می‌شود و به ارتفاعی بیش از ۳ متر می‌رسد.

راه دسترسی به برج‌های خراقان

هر دو برج از پلان هشت‌ضلعی استفاده می‌کنند، با هشت‌ضلعی بیرونی که به درونی تقریباً دایره‌ای و در نهایت به سازه‌ی گنبددار بالایی تبدیل می‌شود.

هر برج یک محور اصلی تقارن و یک ورودی واحد دارد: ورودی برج شرقی به سوی شمال‌شرق است، در حالی که ورودی برج غربی به سوی شمال.

هندسه‌ی هشت‌ضلعی در توسعه‌ی معماری آرامگاهی ایران به‌ویژه مهم است، زیرا سازشی میان مزایای سازه‌ای یک چندضلعی و تداوم بصری یک گنبد دایره‌ای فراهم می‌آورد.

استفاده از نیم‌ستون‌های متصل در گوشه‌های بیرونی، ادراک حرکت رو به بالای برج را تقویت می‌کند و هم‌زمان سطوح در غیر این صورت تخت هشت‌ضلعی را به وجوه معمارانه‌ی متمایز تقسیم می‌نماید.

تاریخ‌نگاران هنر این گذار از پلان دایره‌ای به چندضلعی را تحولی مهم در معماری می‌دانند، زیرا بسیاری از برج‌های آرامگاهی شمال ایران در قرن چهارم و پنجم هجری قمری (قرن دهم و یازدهم میلادی) از پلان‌های دایره‌ای استفاده می‌کردند.

برج‌های خراقان در عوض از فرم هشت‌ضلعی استفاده می‌کنند و در عین حال منطق دایره‌ای لازم برای گنبد را حفظ می‌نمایند و هشت سطح بیرونی نسبتاً تخت پدید می‌آورند که می‌توانند به‌عنوان میدان‌های تزئینی مستقل تلقی شوند.

نتیجه برای تزئین آجری به‌ویژه مهم است، زیرا یک دیوار هشت‌ضلعی تخت، سطوحی بسیار قابل‌مدیریت‌تر برای نقوش هندسی نسبت به دیوار استوانه‌ای پیوسته‌ی منحنی فراهم می‌آورد.

برج‌های خراقان در حال نوسازی پس از زمین‌لرزه‌ی ویرانگر سال ۲۰۰۲

هندسه‌ی هماهنگی

روابط تناسبی برج‌های خراقان، درکی پیشرفته از هماهنگی عددی را آشکار می‌کند که در سنت‌های ساختمانی ایران نهفته است.

بر اساس اندازه‌گیری‌ها و تحلیل حرفه‌ای، برج شرقی در اصل حدود ۱۸ متر ارتفاع داشته، با ضلع هشت‌ضلعی بیرونی حدود ۶ متر و بُعد درونی تقریباً ۴ متر.

برج غربی در اصل نزدیک به نوزده‌ونیم متر ارتفاع داشته، در حالی که اضلاع هشت‌ضلعی بیرونی آن نیز حدود ۶ متر و بُعد درونی‌اش حدود ۴ متر است.

برج غربی متأخرتر، حدود یک‌ونیم متر بلندتر است و اساساً همان ابعاد افقی پایه را حفظ کرده است؛ شاهدی بر تصور معماری مشترک.

نسبت ارتفاع گنبد به ارتفاع بدنه ۱:۲ است، در حالی که نسبت ارتفاع بدنه به ارتفاع کل ۲:۳ است، و پژوهشگران همچنین رابطه‌ی تناسبی ۱:۲:۳ را در سامانه‌ی طراحی شناسایی می‌کنند.

این نسبت‌ها رویکردی پیشرفته به هماهنگی عددی را نشان می‌دهند، هرچند اینکه آیا آگاهانه به‌عنوان سامانه‌ای تناسبی رسمی محاسبه شده‌اند یا از طریق ماژول‌های معماری سنتی و عمل تجربی پدید آمده‌اند، نامعلوم باقی می‌ماند.

روابط تناسبی، به‌ویژه روابط ۱:۲ و ۲:۳، به برج‌ها هماهنگی کلی‌ای می‌بخشند که اجزای تک‌تک آن‌ها را به کلی منسجم پیوند می‌دهد.

اینکه آیا این‌ها آگاهانه بر اساس سامانه‌ای عددی رسمی محاسبه شده‌اند یا از ماژول‌های معماری سنتی و طراحی تجربی پدید آمده‌اند، پرسشی تاریخی پیچیده‌تر باقی می‌ماند، اما اثر آن انکارناپذیر است: برج‌های خراقان حس قابل‌توجهی از تعادل و تناسب را تجسم می‌بخشند.

برج شرقی و غربی خراقان (مدل‌های سه‌بعدی)

موزه‌ای از آجرکاری ایرانی

تزئینات بیرونی برج‌های خراقان شاید مشهورترین ویژگی آن‌ها باشد، با بیش از شصت نوع تزئین آجری که در دو بنای یادمانی شناسایی شده است.

دیوارهای هر دو برج حدود ۶۰ سانتی‌متر ضخامت دارند، با آجر تزئینی که ۲۱ سانتی‌متر افزون بر آن را می‌پوشاند. خود آجرها حدود ۱۹ تا ۲۰ سانتی‌متر اندازه دارند، با ضخامت حدود ۵ سانتی‌متر، و عرض ملات معمولاً بین ۱ تا ۲ سانتی‌متر متغیر است.

این واحدهای نسبتاً استانداردشده به سازندگان امکان می‌داد نقوش پیچیده‌ای ایجاد کنند و در عین حال تداوم سازه‌ای بنایی را حفظ نمایند. سطوح بیرونی به پانل‌های قاب‌بندی‌شده، طاق‌ها و میدان‌های هندسی تقسیم شده‌اند و ریتم بصری چشم‌گیری در هشت ضلع هر برج ایجاد می‌کنند.

از میان نقوش شناسایی‌شده می‌توان به الگوهای استخوان‌ماهی یا بافت‌مانند، نقوش طاق جناغی، گره‌های مربع و بسیاری ترکیب‌های هندسی دیگر اشاره کرد.

برج غربی متأخرتر نیز از نقوش طاق جناغی قاب‌بندی‌شده و الگوهای سه‌لبی سه‌گانه استفاده می‌کند که تحول واژگان تزئینی میان دو بنا را نشان می‌دهد.

ستون‌های دایره‌ای نیز آجرکاری تزئینی دارند و ساقه‌ی گنبد از دو بخش تشکیل شده که شامل طرح‌های هندسی آجرکاری و کتیبه‌ای به خط کوفی است.

آجرکاری برج شرقی خراقان

هر یک از هشت نمای دو برج با پانلی تزئینی آراسته شده است و همه‌ی پانل‌ها با نقش تزئینی متفاوتی متمایز می‌شوند اما در استفاده از آجر به‌عنوان عنصر سازنده‌ی اصلی یکپارچه‌اند.

آجرکاری یادآور آرامگاه پیشین اسماعیل سامانی در بخاراست، اما در خراقان مجموعه بسیار مفصل‌تر است، با بندهای ملات عمیقاً فرورفته و تنوع گسترده‌ای از نقوش ستاره‌ای، چندضلعی، درهم‌بافته و دیگر نقوش هندسی.

این تزئین صرفاً بر بنایی در غیر این صورت کامل اعمال نشده بود؛ آجرکاری و هندسه‌ی بنا به‌شدت به هم پیوسته بودند.

از آنجا که برج‌ها هشت‌ضلعی بودند، هر وجه به میدانی مستقل تبدیل می‌شد که می‌توانست نقش به‌دقت ترکیب‌شده‌ای را در خود جای دهد.

نیم‌ستون‌های گوشه‌ای تقسیمات عمودی افزونی ایجاد می‌کردند، در حالی که ردیف‌های آجری فرورفته و برجسته با حرکت نور خورشید بر نما، سایه‌های متغیری پدید می‌آوردند.

نماها چنان به‌طور گسترده از طریق آجرکاری تزئینی بیان شده‌اند که برج‌ها در میان چشم‌گیرترین بناهای باقی‌مانده‌ی معماری اولیه‌ی سلجوقی ایران جای می‌گیرند.

ویژگی مشترک پانل‌ها در هر دو برج، طاقچه‌ای تزئینی است که دو ستون باریک آن را همراهی می‌کنند.

در برج غربی، پانل درون طاقچه توسط سه طاقچه‌ی کوچک کمی برجسته‌ی قوسی به دو بخش تقسیم شده است، در حالی که در برج شرقی که نخست ساخته شد، این پانل‌ها بدون وقفه باقی مانده‌اند و تنها یک نقش در هر پانل دارند.

اجرای فوق‌العاده‌ی آجرکاری، گواهی بر مهارت فنی سازندگان آن است و هنر قرن پنجم هجری قمری (قرن یازدهم میلادی) را مادی می‌سازد، با روشی تازه در آجرکاری که سپس در ساخت بناهایی مانند گنبد سرخ مراغه به کار رفت.

آجرکاری برج غربی خراقان

خوشنویسی و کلمه‌ی الهی

مشترک در هر دو برج، سطری از کتیبه‌های کوفی به عربی است که تمام محیط بناها را بالای طاق‌ها می‌پیماید و تنها توسط نیم‌ستون‌های گوشه‌ای قطع می‌شود.

در برج شرقی، نوشته به‌عنوان سه آیه‌ی آخر سوره‌ی ۵۹ قرآن کریم شناسایی شده است. برج غربی با همان آیات از سوره‌ی حشر، نوشته‌شده به خط کوفی، تزئین شده است.

ورودی برج شرقی کتیبه‌ای دارد که در سه سطر به خط کوفی نوشته شده است، و بالای سرستون برج غربی، بخشی از آیه‌ی ۱۱۵ سوره‌ی مؤمنون به خط کوفی نوشته شده است.

در برج شرقی، در مقابل ورودی، واژه‌ی الله نه بار برای تزئین درگاه اصلی ظاهر می‌شود، و در گوشه‌های طاق دو مدالیون با آجرکاری متفاوت قرار دارد.

کتیبه‌های کوفی بُعدی بصری و معنوی قدرتمند به بناهای یادمانی می‌بخشند و کلمه‌ی الهی را در بافت معماری ادغام می‌کنند.

ترکیب نقوش هندسی آجری و کتیبه‌های خوشنویسی، ادغام معماری و متن مقدس را که مشخصه‌ی هنر اسلامی در ایران است، نشان می‌دهد.

نقاشی‌های دیواری درونی و نمادگرایی

در داخل برج شرقی، دیوارهای درونی برخی از شگفت‌انگیزترین نمونه‌های نقاشی دیواری اولیه‌ی سلجوقی را حفظ کرده‌اند و برنامه‌ای شمایل‌نگارانه‌ی غنی ارائه می‌دهند که با وجود گذشت نزدیک به یک هزاره باقی مانده است.

درون بنا با پوششی گچی سفید پوشیده شده که بر آن نقاشی‌های رنگارنگ کشیده شده است، با پوشش گچی که در برخی بخش‌ها تیره‌تر است، از جمله بخش‌های پایینی بنا یا در بخشی که هشت‌ضلعی به شش‌ضلعی تبدیل می‌شود.

هر دیوار پانلی مستطیلی دارد که درون آن طاقی جناغی قرار دارد که به دو بخش تقسیم می‌شود؛ در بخش پایینی، تصویری از مجمر یا درخت زندگی با چهار پرنده به‌صورت متقارن، و در بخش بالایی مدالیون‌هایی با تصاویر یک یا دو طاووس و ستاره‌های شش‌ و هشت‌پر وجود دارد.

داخل گنبد و حفاظت در برابر زمین‌لرزه

در بخش انتقالی، پانل‌های کوچکی با طرح جناغی دیده می‌شود که کتیبه‌ای به خط کوفی دارند. نقاشی‌ها عمدتاً در رنگ‌های آبی، مشکی، قهوه‌ای تیره و روشن هستند و تصویر چراغ مسجد، طاووس، ستاره‌های شش‌پر، ستاره‌های هشت‌پر، درخت انار و گل‌ها و بوته‌ها را نشان می‌دهند.

شمایل‌نگاری این نقاشی‌ها معنای نمادین عمیقی دارد. تصویر چراغ مسجد آویخته با سه زنجیر، که به خط کوفی با واژه‌های «برکت بر صاحبش» کتیبه‌نگاری شده، توسط برخی پژوهشگران بر اساس سوره‌ی نور نمادی از خداوند تلقی می‌شود.

نقش درخت زندگی، نقاشی‌شده با میوه‌ها بر شاخه‌هایش و پرندگان جفت‌جفت رو‌به‌روی هم، نماد دیگری از بهشت است. تصویر طاووس‌ها درون مدالیون‌های دیوارهای درونی بنا، به‌عنوان نماد باروری، بهار، بهشت و حتی خورشید تفسیر شده است.

درون برج غربی، در مقابل، فاقد گچ و نقاشی مفصل برج شرقی است و در عوض همان نقش آجری برای تزئین به کار رفته است.

تنها تزئینات گچی برج غربی، استفاده از طرح‌های پیچان پیوسته به‌صورت رشته‌ای مستطیلی باریک در هر یک از هشت ضلع و در بخش پایینی پانل ضلع اول است.

محرابی نقاشی‌شده در ضلع پنجم، پانلی مستطیلی با طاقی آجری باکیفیت درون آن است که نشان می‌دهد حتی در درون زاهدانه‌تر برج غربی، تزئین معماری اولویت باقی مانده است.

حضور این نقاشی‌های دیواری در برج شرقی به‌ویژه مهم است، زیرا آن‌ها از محفوظ‌ترین نمونه‌های نقاشی سلجوقی در ایران هستند و شواهد نادری از طرح‌های تزئینی‌ای فراهم می‌آورند که روزگاری بسیاری از بناهای سلجوقی را می‌آراستند.

برج‌های دوگانه‌ی خراقان در شب

برج‌های خراقان در سنت طولانی‌تر

برج‌های خراقان به مرحله‌ی بلوغ سنتی معماری تعلق دارند که پیش‌تر تا اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم در ایران پدیدار شده بود، مدت‌ها پیش از آنکه سلجوقیان امپراتوری خود را بنیان نهند.

نخستین نمونه‌ها نشان می‌دهند که ایده‌ی بیان یک آرامگاه از طریق برجی آجری و برجسته، پیش‌تر تحت سلسله‌های منطقه‌ای مانند زیاریان، باوندیان و کاکویان کاوش شده بود.

گنبد قابوس، که در سال ۱۰۰۶ توسط حاکم زیاری قابوس بن وشمگیر برافراشته شد، یکی از نخستین و یادمانی‌ترین بیان‌های باقی‌مانده‌ی این فرم را نمایندگی می‌کند، با بیرون ده‌ضلعی بلند، درون استوانه‌ای و سقف مخروطی‌اش که سایه‌ای به‌طور بنیادی متفاوت از برج‌های خراقان ایجاد می‌کند، و با این حال هر دو مفهوم بنیادین بنای یادمانی آرامگاهی آجری با تأکید عمودی را در خود دارند.

برج‌های باوندی رسکت، رادکان و لاجیم، که به‌ترتیب در سال‌های ۱۰۱۶، ۱۰۲۰ و ۱۰۲۲ ساخته شدند، و نیز پیر علمدار زیاری در دامغان، با تاریخ ۱۰۲۶، نشان می‌دهند که این سنت به سلسله یا محلی واحد محدود نبود.

بدنه‌های استوانه‌ای، سقف‌های گنبددار یا در اصل مخروطی، ساخت آجری، سطوح تزئینی و کتیبه‌های آن‌ها واژگانی منطقه‌ای establish می‌کنند که معماران بعدی سلجوقی می‌توانستند از آن بهره گیرند.

گنبد علی در ابرکوه، با تاریخ ۱۰۵۶ و مرتبط با کاکویان، به‌ویژه جالب است زیرا ساخت عمدتاً سنگی آن نشان می‌دهد که مفهوم برج آرامگاهی مهم‌تر از هر ماده‌ی واحدی بود؛ بیرون هشت‌ضلعی و ترکیب گنبددار آن مقایسه‌ای به‌ویژه سودمند با فرم متأخر خراقان فراهم می‌آورد.

برج‌های خراقان، برج آرامگاهی هشت‌ضلعی را به تمرینی به‌طور استثنایی مفصل در معماری آجری هندسی تبدیل می‌کنند. رابطه‌ی آن‌ها با بناهای پیشین در گونه‌شناسی پایه‌ای‌شان آشکار است، اما پرداخت تزئینی آن‌ها بسیار پیچیده‌تر است.

برج‌های دوگانه‌ی سامیران

مقایسه با برج‌های سلجوقی معاصر یا کمی متأخرتر این نکته را تقویت می‌کند. برج چهل‌دختران در دامغان، با تاریخ ۱۰۵۴، کارکرد برج آرامگاهی را حفظ کرده اما بدنه‌ای دایره‌ای به‌جای هشت‌ضلعی دارد؛ برج مهماندوست از سال ۱۰۹۷ به‌طور مشابه از بیرونی چندضلعی – دوازده‌ضلعی به‌جای هشت‌ضلعی – با درونی دایره‌ای استفاده می‌کند.

برج‌های گلپایگان و کارات نشان می‌دهند که تکنیک‌های هندسی و آجرسازی به‌شدت مرتبط به آرامگاه‌ها محدود نبودند، بلکه می‌توانستند در برج‌هایی که به‌عنوان چراغ راهنما و برج دیده‌بانی تفسیر می‌شوند نیز به کار روند.

برج شبلی در دماوند نشان می‌دهد که چگونه بنایی پیشین می‌توانست پوسته‌ی معماری دوره‌ی سلجوقی به خود بگیرد.

برج‌های دوگانه‌ی سامیران، همچنین در استان قزوین و از قرن یازدهم، پیوندی به‌ویژه مهم با خراقان فراهم می‌آورند، با پژوهش تطبیقی که نشان می‌دهد بناهای خراقان پلان‌ها، فرم‌ها، تناسبات و اصول هندسی برج‌های پیشین سامیران را به ارث برده و توسعه داده‌اند.

به این معنا، خراقان در تقاطعی مهم ایستاده است: سنت برج آرامگاهی ایران پیش از سلجوقی را به ارث می‌برد و هم‌زمان امکانات تزئینی معماری آجری سلجوقی را به سطح تازه‌ای از پیچیدگی می‌راند.

بنابراین برج‌ها را نباید اختراعی منزوی از سلجوقیان دانست، بلکه یکی از accomplished‌ترین محصولات آزمایش طولانی‌تر ایرانی در تبدیل آجر، هندسه و نوشتار به معماری یادمانی به‌شمار می‌روند.

آن‌ها گواهی بر تداوم دانش معماری در ایران هستند، جایی که سنت‌های منطقه‌ای، تکنیک‌های ارثی و حمایت سیاسی جدید در هم آمیختند تا برخی از شگفت‌انگیزترین بناهای جهان اسلام را پدید آورند.

hk