قدرت در پاکستان از آن کیست ؟
گزارش رادیو پشتو شنبه 1397/04/23
تهیه و تنظیم : عاشق حسین طوری
بگزارش رادیو پشتو، نوازشریف نخست وزیر سابق پاکستان و رہبر حزب مسلم لیگ ن بالاخرہ ہمراہ با دخترش مریم نواز دیشب در تاریخ 13 ژویہ 2018(22تیر1397) از لندن بازگشت و در فرودگاہ علامہ اقبال لاہور توسط نیروہای امنیتی در حضور مقامات ارشد ادارہ احتساب ملی پاکستان دستگیر و آنان را توسط بک فروند ہواپیمای کوچک چارتر بہ زندان ادیالہ در راولپندی انتقال دادند۔لازم بہ ذکر است کہ ہزاران تن از کارکنان و ہواداران مسلم لیگ ن از صبح دیروز جہت استقبال از رہبرش میخواستند خود را بہ فرودگاہ برسانند اما دولت با استفادہ صدہا ہزار نیروہای امنیتی و رینجرہا و ہمچنین با یجاد موانع سنگین در کلیہ مسیرہای منتہی بہ فرودگاہ را مسدود کرد بودند و صدہا ہزار ہواداران نوازشریف نتوانستند بہ فرودگاہ برسند و اجازہ ندادند نواز شریف چند جملہ را با ہوا داران خو رد و بدل کند حتی مادر پیر ومریض نواز شریف کہ دیدن پسرش و نوہ اش بہ ویلچیر بہ فرود گاہ آمدہ بود اجازہ نیافت آنان را ملاقات نماید و در طول روز صدہا تن از کارکنان و ہواداران مسلم لیگ ن توسط نیروہای پلیس و رینجرہا دستگیر شدہ بودند۔
دادگاه احتساب در اسلام آباد پایتخت پاکستان عصر (جمعه) در 6 ژویہ 2018 (14 تیرماہ 1397)'نواز شریف'نخست وزیر پیشین این کشور و 'مریم نواز' دختر و ' صفدر' همسر وی را به جرم پولشویی و اختلاس، به ترتیب به 10 ، 7 و یک سال حبس و جریمه نقدی محکوم کرد.قا ضی محمد بشیر' رئیس دادگاه احتساب شهر اسلام آباد دیروز پس از 9 ماه و 22 روز از رسیدگی به پرونده قضایی علیه خانواده نواز شریف، رای نهایی آن را صادر کرد.بر اساس حکم این دادگاه ، نواز شریف همچنین به 8 میلیون پوند و دخترش به دو میلیون پوند جریمه نقدی محکوم شدند.رای نهایی دادگاه احتساب درخصوص پرونده قضایی علیه خانواده نواز شریف موسوم به آپارتمان 'ایوان فیلس' مربوط به آپارتمان های شخصی خانواده شریف در لندن صادر شده است.
خانواده نواز شریف در این پرونده به پولشویی، اختلاس و ارائه نکردن مدرک کافی برای این که نشان دهد آنان برای خرید این دارایی ها پولشویی نکرده اند، متهم بودند.دادگاه احتساب اسلام آباد همچنین مریم نواز و شوهر وی را به 10 سال سلب صلاحیت برای شرکت در انتخابات محکوم کرد.دادگاه احتساب رسیدگی به پرونده های مربوط به فساد مالی و پولشویی را بر عہده دارد و حکم آن لازم الاجرا است.
24 فروردین ماه سال جاری بود که دادگاه عالی پاکستان، «محمد نواز شریف» نخست وزیر پیشین این کشور که 9سال در ادوار مختلف زمام قدرت را در دست داشت در ارتباط با پرونده رسوایی اسناد پاناما تا پایان عمر، سلب صلاحیت کرد، موضوعی که برخی تحلیلگران، پایان فعالیت سیاسی وی تلقی می کنند.ژوئیه سال گذشته - ششم مردادماه سال 96 - بود که دادگاه عالی به علت مخفی کاری نواز شریف در زمینه دارایی های غیر قانونی در خارج از این کشور مجرم شناخت و این اقدام به استعفای وی از سمت نخست وزیری انجامید.
دیوان عالی در ماه فوریه سال 2017 ( دوم بهمن ماه 96 ) ادامه ریاست حزب مسلم لیگ نواز از سوی نواز شریف را غیر قانونی و در 13 آوریل ( 24 فروردین 97 )نیز وی را به صورت مادام العمر از داشتن فعالیت های سیاسی و شرکت در انتخابات بر اساس قانون اساسی این کشور فاقد صلاحیت اعلام کرد.
این در حالیست کہ نسبت بہ برخورد دولت و نیروہای امنیتی با نواز شریف و اعضای حزب اش عکس العملہای متفاوتی در پی داشت بلاول بوتو رہبر حزب مردم ضمن محکوم کردن این برخورد گفت استقبال مردم از رہبرش حق جمہوری آنان است ولی عمران خان رہبر نہضت انصاف کہ خود را نخست وزیر آیندہ پاکستان میداند ضمن تقبح از استقبال از نواز شریف گفت ، کسانی کہ بہ استقبال نواز شریف میروند خر اند۔
اکنون این پرسش مطرح است کہ مجرم شناختن و دستگیری نواز شریف آیا واقعا در نتیجہ اختلاس و دزدی بودہ یا جنبہ سیاسی داشتہ است؟ یا اینکہ میگویند اولین بار قدرتمند ترین شخص در پاکستان مورد احتساب قرار گرفت و این آغاذ یک پاکستان جدید است، آیا واقعا چنین است؟ آیا پست نخست وزیری واقعا در پاکستان قدرتمند ترین است که هرکس آن را احراز کند، فرعونیت بخود می گیرد؟ برای پاسخ دادن به این پرسش باید کمی تاریخ پاکستان را ورق زد و دید که حقیقت امر چیست؟ بعد از تشکیل پاکستان، این کشور نوپا تا 9 سال با یک قانون اساسی موقت داشت ادارہ می شد، که کپی قانون اساسی 1935 حکومت کل هندوستان بود که انگلیس آنرا برای کل شبه قاره هند تشکیل داده بود.در سیستم حکومتی، تمامی اختیارات دست مرکز بود و علیرغم بودن پست نخست وزیری، سربراه مملکت (گورنر جنرال) فرماندارکل کشور بود .در دوره انگلیس فرماندار کل کشور از اختیارات خیلی زیاد برخوردار بود ولی بعد از استقلال که پارلمان تشکیل و نخست وزیر انتخاب
گردید، علیرغم آن، نخست وزیر بی اختیار و بی صلاحیت و همه اختیارات دست فرماندار کل کشور یا نماینده هیئت حاکمه (establishment) بود که نمی خواست اختیارات را از دست بدهد و از همان آغاز در پاکسان این سنگ بنا گذاشته شد که حاکمیت اصلی باید در دستان هیئت حاکمه باشد و هیئت حاکمه نیز از این قدرت در طول تاریخ سوء استفاده نمود.مثلا غلام محمد گورنر جنرال یا فرماندار کل در سال 1953 که از ناحیه نخست وزیر خواجه نظام الدین احساس خطر داشت، وی را به چایی دعوت کرد.خواجه نظام الدین نیز خوشحال شد و رفت نزد گورنر جنرال چای میل نماید.هنوز نیمی از فنجان چای را نخورده بود که غلام محمد خان یک تکه کاغذ دست اش داد که طی آن نوشته شده بود شما از امروز دیگر نخست وزیر نیستید و خواجه نظام الدین که بعنوان نخست وزیر وارد منزل فرماندار کل کشور شده بود، بعنوان نخست وزیر سابق از آنجا بیرون آمد.تاریخ پاکستان پر است از این قبیل بی حرمتی ہا.وقتی برای جلوگیری از این قبیل بی احترامی ہا به نخست وزیر یا پارلمان ، محمد علی بوگره یک پیش نویس برای قانون اساسی جدید به پارلمان ارائه داد که طی آن کاهش اختیارات فرماندار کل کشور مد نظربود.وقتی غلام محمد خان فرماندار کل کشور اینرا فهمید در سال 1954 پارلمان را منحل کرد و محمد علی بوگره به امریکا بازگشت .او توسط فرماندار کل کشور برای احراز پست نخست وزیری از امریکا فراخوانده شده بود. درتاریخ آمده است که قانون اساسی جدید سال 1956 علیرغم اینکه از پارلمان تصویب شد ولی اسکندرمیرزا (فرماندار) آنرا با این شرط امضا کرد که او مطمئن شود پست ریاست جمهوری را احراز خواهد کرد.اسکندر طی دو سال و نیم برخوردهایی با چهار نخست وزیر داشته که در تاریخ پاکستان فراموش نشدنی است.
درتایخ پاکستان زوالفقار علی بوتو قدرتمندترین نخست وزیر بود ولی نه تنها مورد پسند هیئت حاکمه داخلی نبود بلکه هیئت حاکمه بین المللی یعنی امریکا نیز از آن متنفر بود.بنابراین درتایخ 5 ژوئیه 1977 ژنرال ضیا الحق فرمانده ارتش علیه او کودتا کرد و در بہ یک اتهام جعلی وی را به دار آویخت و تهدید هنری کیسنجر وزیر خارجه وقت امریکا عملی گردید که او را از ساخت بمب هسته ای منع کرد و تهدید کرده بود که کاری نکن که عبرت تاریخ شوید.
در ماه می 1988 محمد خان جونیجو کہ بدستور خود ژنرال ضیا الحق به نخست وزیری رسیده بود توسط خود ضیا الحق زمانی از نخست وزیری برکنار گردید که به ژاپن سفر کرده بود و بعنوان نخست وزیر سابق از ژاپن بازگشت چون جونیجو که آدم خیلی شریف النفس بود می خواست از یکسری اسرار پرده بردارد.
بعد از ضیاالحق، نوازشریف و خانم بی نظیربوتو هر کدام دوبار به نخست وزیری رسیدند ولی وقتی با دخالت ارتش در امور مملکت مخالفت می کردند، حکومت های آنها را سرنگون می کردند.
آصف زرداری که بعد از ترور خانم بوتو توانست در سال 2008 حکومت را تشکیل دهد، در ابتدا می خواست که مانند سابقون کمی در مقابل ارتش ایستادگی کند.نخست وزیر اش سید یوصف رضا گیلانی دستور داد که سازمان استخباراتی پاکستان ( ISI ) باید تحت امر وزارت کشور باشد .دراین هنگام سید یوسف رضا گیلانی نخست زویر وقت که داشت به امریکا می رفت، مجبور شد که در هواپیما دستور خود را پس بگیرد و از آن به بعد بود که آصف علی زرداری دیگر هیچ دخالتی در کار ارتش نکرده و توانست 5 سال دوره حکومت خود را به پایان برساند.اما در انتخابات 2013 که حزب مسلم لیگ ن برهبری نوازشریف توانست حکومت را در مرکز و و در ایالت پنجاب تشکیل دهد، آہستہ آہستہ نوازشریف سخنان استقلال طلبانه را به زبان آورد .در رابطه با هند و افغانستان صحبتہای بزبان می آورد که با سیاستهای ارتش در تضاد بود و تحصن بزرگ تاریخی چند ماهہ در اسلام آباد به بہانہ تقلب در انتخابات از سوی نهضت انصاف برهبری عمران خان درحقیقت پاسخ بہ اظہارات استقلال طلبانہ نوازشریف بود.چنانچه عمران خان علنا در تحصن می گفت که داور (ارتش) در سوت خود خواهد دمید یعنی ارتش دخالت خواهد کرد و حکومت نوازشریف دیگر رفتنی است ولی دیگر احزاب بویژہ حزب مردم از تحصن حمایت نکردند، البتہ حمله تروریستی وحشتناک به مدرسه خصوصی در پیشاور که طی آن بیش از صد تن از دانش آموزان کشته شده بودند نیز سبب شد کہ تحصن تحت الشاع قرار گیرد و بدون نتیجہ بہ پایان رسید.ناگفته نماند نوازشریف کہ در حقیقت خلق گردیدہ ارتش و توسط شخص دیکتاتور ژنرال ضیاالحق بود و بہ اوج قدرت توسط ارتش رسید و مانند سایر دولتمردان از احزاب مختلف وی ممکن است دزدی کرده باشد در این شکی نیست و از امکانات دولت سوء استفاده کرده است و این سوء استفاده ہا اکنون نیز نبوده از آغاز ورود نوازشریف به سیاست و دولت این سوء استفاده ہا صورت گرفتہ است.ولی پرسش این است که چرا قبلا نوازشریف عزیز و مورد قبول بود ولی وقتی او درک کرد که با دخالت ارتش در سیاست کشور نمیتواند پیشرفت کند و از ارتش انتقاد کرد اکنون دیگر او دزد است پس می شود طوری نتیجه گیری کرد که نوازشریف بخاطر فساد مالی نه بلکه بخاطر انتقادات از دخالت ارتش و هیئت حاکمه (establishment) در امور دولت مجازات گردید.حقیقت امر این است کہ دستہای سیاسیون فئودال و سرمایہ دار در پاکستان با این ہدف برای فساد مالی و سوء استفاده باز گذاشتہ شدہ اند کہ ہر گاہ نیاز باشد از آن علیہ آنان استفادہ نمایند۔ و تاریخ مصرف نوازشریف برای ارتش خیلی قبل دیگر بہ پایان رسیدہ بود ۔ عمران خان رہبر نہضت انصاف جایگزین او گردیدہ است شخصی کہ باخاطر محبوبیت در اثر قہرمانی در بازی کریکت توجہ ارتش را جلب کردہ بود ولی اخلاقی کہ این شخص دارد ہر چی برای مخالف توی دہن اش می آید میگوید ، مثلا دیروز در شبکہ ہای مختلف تلویزیونی میگفت ، ہرکس کہ بہ استقبال نواز شریف بہ فرودگاہ برود خر است یا بہ پارلمان گذشتہ علنا پخش دادہ بود و عمران خان در حالی نواز را دزد خطاب میکند کہ برای انتخابات پارلمانی کہ ١٢ روز دیگر برگزار میشوند، اکثر دزد ہا فئودالہا از دیگر احزاب کہ اینہا حتما رای میآورند را عمران خان در حزب خود جذب کردند تا باہ ہرطریقی کہ شدہ ایشان بہ نخست وزیری برسد۔ البتہ ناگفتہ نماند کہ در رابطہ با فساد اداری و مالی تاکنون ہیچکدام از ژنرالہای ارتش کہ زمام امور کشور را در دست داشتندٍ محاکمہ نشدہ اند۔۔