مصاحبه با آقای نجیب منلای نویسنده و تحلیل گر امور افغانستان
https://parstoday.ir/ps/news/pakistan-i54820-مصاحبه_با_آقای_نجیب_منلای_نویسنده_و_تحلیل_گر_امور_افغانستان
 موقعیت پاکستان در استراتژی جدید  امریکا و عکس العمل پاکستان به این امر
(last modified 2023-01-24T06:29:29+00:00 )
Aug 24, 2017 11:09 Asia/Kabul
  • مصاحبه با آقای نجیب منلای نویسنده و تحلیل گر امور افغانستان

 موقعیت پاکستان در استراتژی جدید  امریکا و عکس العمل پاکستان به این امر

مصاحبه کننده : عاشق حسین طوری

س/

مستحضرید که امریکا بالاخره استراتژی جدید خود را برای افغانستان  اعلان کرد که در این استراتژی علت ادامه جنگ و عدم پیروزی امریکا در این جنگ به شکلی به پاکستان متوجه شده است مقامات مختلف پاکستان در واکنش این استراتژی آن را رد کرده و گفته اند که در پاکستان هیچ مرکز تروریستی و یا طالبان و شبکه حقانی وجود ندارد  خواجه آصف وزیر خارجه پاکستان می گوید که  امریکا مسوولیت شکست خود در افغانستان را به گردن پاکستان می اندازد نظر شما در این باره چیست ؟

پ/

شکست امریکا در افغانستان  باید اول روشن شود که آیا این شکست است یا نه ، اگر هدف از بین بردن تروریسم باشد بدون شک  امریکا پیروز نشده است ولی این بمعنای شکست نیست چون هنوز جنگ ادامه دارد  اما واقعیت اینست که امریکا وقتی به افغانستان آمدند  در ابتدا پیشرفت خوبی داشتند اما تدریجا بخاطر اشتباهات خود و سیاست شیطانی پاکستان  گروهای مسلح مخالف دولت دوباره تقویت شدند و به کمک و حمایت پاکستان تروریسم  دوباره توانست با کشورهای جهان ارتباط پیدا کند و گروههای تروریستی در پاکستان در مناطقی مستقر شدند که پاکستان می گوید بر این مناطق کنترل دارد بنا بر این عامل شکست امریکا در افغانستان پاکستانست . بدون شک پاکستان در مبارزه با تروریسم قربانی داده است  چون پاکستان سلاح تروریسم را بوجود آورد و آنرا پرورش داد و الان خود پاکستان هم تاوان این مساله را می دهد اما در ایجاد این سلاح  و بکار بردن آن  پاکستان نقش خود را داشته است  و خود پاکستان باعث بوجود آوردن شرایط امروزی است .

س/

گفتید که در سالهای اول پیشرفت امریکا در مبارزه با تروریسم خیلی خوب بود ولی بعد از پنج سال این پیشرفت خوب نبود سوال اینست که چه عواملی باعث شد که پاکستان دوباره طالبان را در خاک خود منظم کند آیا امریکا این را نمی دانست در دولت های گذشته امریکا هم هر از گاهی این صدا بلند می شد که پاکستان عامل جنگ افغانستانست اما موضع جدی اتخاذ نمی شد علت چیست ؟

پ/

اگر به این تاریخ هفده ساله توجه کنیم در ابتدا  وقتی امریکا به پاکستان اخطار داد که یا با ما باشید و یا با تروریستها و اگر بخواهید با تروریستها باشید شما را به عصر سنگ بر می گردانیم  پاکستان وانمود کرد که در مبارزه با تروریسم در کنار امریکا می ایستد امریکا هم باور کرد و در چهار پنج سال اول امریکا باور داشت که پاکستان به این کشور کمک وهمکاری می کند وقتی نیروهای پاکستان به مناطق قبایلی آمدند امریکا فکر می کرد که برای مبارزه با تروریسم آمده اند و از این مساله حمایت کرد  بعد از این مدت یعنی بعد از سال  ۲۰۰۹  در داخل امریکا این فکر بوجود آمد که پاکستان سیاست دوگانه دارد یعنی به پاکستان شک داشتند این شکوک هم در سطح دولت و هم سیاستمداران مطرح می شدند و حتی در برخی از موارد سیاستمداران امریکا  طرحهای تجزیه پاکستان را مطرح کردند این شک هم چند سال طول کشید تا بالاخر ترامپ به این نتیجه رسید که پاکستان نه تنها نقش دوگانه بلکه مخرب ایفا می کند  ، باید برای این  تفکر زمینه هموار می شد و سیاست سه سال گذشته دولت  افغانستان در رسیدن امریکا به این فکر تاثیر داشت . و من تغییر در سیاست امریکا را ناقابل برگشت می دانم .

س/

گفتید که امریکا در سال ۲۰۰۸ یا ۲۰۰۹ امریکا متوجه منافقت پاکستان شد سوال اینست که امریکا که این همه امکانات و تکنولوژی پیشرفته داشت چگونه نتوانست دوگانگی پاکستان را درک کند و دوم اینکه از سال ۲۰۰۹  هم هشت سال می گذرد  چرا امریکا در این مدت در برابر پاکستان سکوت اختیار کرد و گامهای لازم را برنداشت ؟

پ/

اینجا مساله پیشرفت تکنولوژی او استخبارات مطرح نیست بلکه مساله درک روابط بین الملل مطرح است امریکاییها در تاریخ چند صد ساله خود  هیچگاه نتوانسته است  وضعیت جهان را همانگونه که است درک کند اگر تاریخ جنگ جهانی اول را نگاه کنیم موضع امریکا در این جنگ غیر قاطعانه و دوگانه بود تا اینکه مجبور شد در این جنگ شرکت کند . بعد از این طرحی که  به اروپا تحمیل کرد و مساله تحقیر آلمان بوجود آمد این باعث شد که  زمینه برای جنگ جهانی دوم هموار شود در جنگ جهانی دوم هم امریکا فکر کرد که مدل امریکایی برای اروپا خوبست و باز هم نظر خود را بر اروپا تحمیل کرد که یک سیاست ناکام بود. شکست امریکا در ویتنام نتیجه عدم درک از وضعیت منطقه بود در امریکایی لاتین که امریکا در نکاراگوئه و پانامه وغیره با شکست مواجه شد در تمام این  امور علت شکست امریکا این بود که شرایط بومی و منطقه ای را درک نکرد . این یک مشکل تاریخی و فرهنگی امریکاست آنها با همسایگان زندگی نکرده اند و نمی دانند چگونه با همسایه معامله کرد و فقط راه زور را می داند تبعا در منطقه پیچیده ما  استفاده از زور باید آخرین گزینه باشد .

مشکل دوم امریکا این بود که امریکا می خواست تلفات خود را در افغانستان کاهش دهد و جنگ افغانستان را به کرایه داد  هم به پاکستان و هم به جنگ سالاران درافغانستان . الان هم من فکر نمی کنم که اینها مشکلات را درک کرده باشند . الان اینها خیلی زور بزنند شاید نتایج اندکی بدست بیاورند اما هنوز نشانه ای از تغییر کلی در سیاست امریکا دیده نمی شود.

س/

ترامپ برای استراتژی جدید خود کاملا به راههای نظامی پرداخته است و به صلح خیلی کم توجه شده است  و می خواهد اول طالبان را ضعیف کند سپس این گروه را به مذاکرات وادار کند بنظر شما آیا این سیاست جواب خواهد داد؟

پ/

اگر این استراتژی که اعلان شده است به همین شکل اجرا شود فکر نمی کنم که اینها در آن پیروز شوند  اینها  در تطبیق این استراتژی نیاز به تغییر دارند . نکات مثبت این استراتژی اینست که امریکا این دفعه به صراحت گفت که دیگر نمی تواند سیاست دوگانه پاکستان را تحمل کند  باید دید که آیا واقعا امریکا این سیاست را اجرا می کند دوم اینکه امریکا به صراحت گفت که امریکا نمی خواهد در افغانستان دموکراسی بسازد این بدان معناست که در افغانستان هر گونه دولت که بوجود می آید و حتی اگر طالبان در دولت شریک می شوند امریکا با آن مخالفت نخواهد کرد . من فکر می کنم این دو نکته تغییر آشکار در سیاست امریکاست   و اگر به همین شکل مطرح گردد و در ساختار سیاسی افغانستان  اختیار را به افغانها بسپارد می توان  به نتیجه رسید اما اگرباز هم بخواهد که  هر چیز از راه نظامی حل کند شکست خواهد خورد.

نکته دیگر در سخنان ترامپ که باعث نگرانی افغانها بود این بود که گفت افغانها باید قاعده دولت خود را گسترش دهند اگر این بدین معنا باشد که همه قدرتهای سیاسی که در افغانستان حضور دارند حق شرکت در قدرت را دارند این یک نکته مثبت است و راه را برای طالبان باز می کند که بیایند و در  دولت سازی و نظام افغانستان شریک شوند  اما اگر هدف ترامپ این باشد که دولت افغانستان در میان قومها و گروهها تقسیم شود چنانکه در سال ۲۰۰۲ اینها  این کار را کردند بنظر من این سیاست خیلی بدی خواهد بود.

س/

ترامپ در استراتژی جدی خود برای افغانستان  تعداد نیروهایی که می خواهد در افغانستان افزایش دهد و یا تاریخ خروج نیروهای خود را اعلان نکرد علت این چیست ؟

پ/

بنظر من این نشان از معقول بودن امریکا دارد در زمان اوباما که امریکا تصمیم افزایش و سپس کاهش نیروهای خود در افغانستان را گرفت  در این تصمیم شرایط افغانستان لحاظ نشده بود  و وقتی برای خروج نیروهای خود از افغانستان تاریخ اعلان کرد باز هم اینها به شرایط منطقه ای و افغانستان توجه نکرده بودند و بالاخره نتیجه آن شد  که اگر چه نیروهای امریکایی از افغانستان رفتند اما جنگ کاهش نیافت الان که ترامپ می خواهد با توجه به  شرایط افغانستان سیاست اعمال کند این یک سیاست معقولانه است  و باید شرایط را درست تحلیل کند و منافع و شرایط بلند مدت را در نظر بگیرد  نه کوتاه مدت  را .

س/

عکس العمل رسمی و نهایی پاکستان به استراتژی امریکا چه خواهد بود؟

پ/

اعلان هر گونه فرضیه در باره عکس العمل نهایی پاکستان  دور از احتیاط است در پاکستان شرایط در حال تغییر است  شما می دانید که  برکناری نواز شریف مساله ساده ای نبود  نامبرده به یک بهانه برکنار شد  بهانه فساد که  این فساد قبل از او هم ادامه داشت و بعد از او هم ادامه خواهد  داشت اما نواز شریف قربانی شد . این بهانه حکایت از اختلاف در میان ارتش و دولت مردمی پاکستان دارد  شگافی که درمیان ارتش ودولت پاکستان هفت سال پیش بوجود آمده بود الان روشنتر شده است ولی معلوم نیست که برنده کدام طرف خواهد بود بعلاوه وضعیت اقتصادی پاکستان خوب نیست و وضعیت تجارت خارجی نامتعادل است . بیکاری هم  بیداد می کند همه اینها مسایلی است که می تواند به سیاستهای پاکستان تاثیر بگذارد به این گونه که طرحی که ارتش و هیات مقتدره در پاکستان داشت که  امنیت و منافع خود را در ناامنی در کشورهای همسایه جستجو می کرد تغییر دهد  اگر پاکستان این کار را بکند می تواند نقش مثبت در قضیه افغانستان ایفا کند.

س/

امریکا همیشه در پاکستان نقشه دوگانه و خصمانه داشته است و در همه کودتاهای نظامی  در کنار ارتش ایستاده است بنظر شما آیا این دفعه در کنار ملت  پاکستان خواهد ایستاد یا ارتش؟

پ/

اگر روابط پاکستان و امریکا را به سه بخش تقسیم کنیم از سال ۱۹۵۰ تا سال ۱۹۹۰ که اتحاد شوروی از بین رفت پاکستان و  ایران همکاران و دوستان محوری امریکا در منطقه بودند بعد از انقلاب اسلامی در ایران  این حلقه شکست در نتیجه امریکا تمام توجه خود را به پاکستان متمرکز کرده از این کشور حمایت  کرد در دهه هشتاد  پاکستان گل سرسبد امریکا در منطقه بود اما با  فروپاشی شوروی این وضعیت تغییر کرد  البته باز هم امریکا این احتمال را می داد که پاکستان در برابر چین و سایر کشورهای منطقه به نفع امریکا کار کند در دو دهه اخیر روابط هند و امریکا خیلی زیاد شده است و شوروی که توسری خورده و راه را گم کرده بود در این مدت راه خود را باز یافت و روحیه تقابل با امریکا دوباره زنده شد در این شرایط  گرایش امریکا بیشتر به هند متمرکز شده و تکیه ای که به پاکستان داشت الان به هند دارد  به این خاطر من فکر می کنم که حمایتی که  از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ با شدت و تا سال ۲۰۰ بطور خفیف از پاکستان داشت این سیاست امریکا در حال تغییر است و بعد از این  پاکستان در محوریت سیاست امریکا وجود نخواهد داشت .