راهی به سوی نور
در برنامه " راهی به سوی نور" به بررسی و تفسیر آسان و روان آیات قرآن کریم پرداخته می شود. در این برنامه " راهی به سوی نور" به بررسی و تفسیر آیات قرآن کریم ، سوره سبا آیه های 18 تا 21 پرداخته می شود .
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیات 18 و 19 از سوره سبأ گوش میسپاریم:
«وَجَعَلْنَا بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ الْقُرَى الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِیهَا السَّیْرَ سِیرُوا فِیهَا لَیَالِیَ وَأَیَّامًا آمِنِینَ»، «فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَیْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِیثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و میان آنان و مناطقی که در آن برکت نهاده بودیم، آبادیهایی آشکار [و نزدیک به هم] قرار دادیم و سفر در میان آنها را به طور متناسب [و به اندازه] مقرّر کرده بودیم. در آن مناطق شبها و روزها با ایمنی سفر کنید»، «پس [به ناسپاسی] گفتند: پروردگارا میان سفرهای ما فاصله بینداز و بر خویشتن ستم کردند. پس ما آنان را موضوع داستانها [برای عبرت دیگران] قرار دادیم و آنان را به کلّی پراکنده و متلاشی کردیم. همانا در این [ماجرا]، نشانههایی [از عبرت] برای هر صبر کننده شکرگزاری وجود دارد»
در برنامه قبل، به سرگذشت قوم سبأ که در یمن زندگی میکردند، اشاره ای اجمالی شد. این آیات ابتدا میفرماید: خداوند چنان برای آنان وفور نعمت فراهم کرده بود که در سراسر آن منطفه بزرگ، روستاهای آباد با فاصلههای کم شکل گرفته بود. زمین چنان سرسبز و پوشیده از گل و گیاه و انواع درختان و زراعتها بود که راهها کوتاه مینمود و روستاها نزدیک به یکدیگر/ افزون بر وفور نعمت، امنیت نیز بر آن منطقه حاکم بود و به طور کلی، محیطی مرفه برای زندگی فراهم شده بود. همه سرگرم کار و تلاش بودند و از نعمت سرشار بهره می بردند.
اما این وضعیت ادامه نیافت و غفلت و سرمستی اکثر مردم، باعث شد خدا را فراموش کنند. آنها فخر فروشی کردند و سرگرم عیش و عشرت شدند تا آنجا که به تعبیری خوشی زیر دل آنها زد. گویا آنها از این رفاه و آسایش زیاد، خسته و دلزده شده و به زبان حال میگفتند: میخواهیم شرایط عوض شود و این مقدار به هم نزدیک و همراه نباشیم؛ فاصلههایمان بیشتر شود و قدری از هم دور شویم.
این کفران نعمت و درخواست تبدیل آن به نقمت، موجب شد سدّ بزرگی که عامل آبادانی و پیشرفت آن منطقه بود، تخریب گردد. ماجرا از این قرار بود که براثر عواملی، دیواره این سدّ خاکی از درون سست شد و با جاری شدن سیلابی بزرگ، دیواره سدّ شکست و سیل عظیمی جاری شد. این حادثه موجب شد که تمدن سبأ که منطقهای سرسبز و خرّم بود، به منطقهای پر از گل و لای و منازل مخروبه تبدیل شد. سرنوشتی عبرتانگیز که تا سالها داستان آن، موضوع گفتگوی مردم بود که چگونه آن منطقه آباد و سرسبز به منطقهای پر از خار و خاشاک تبدیل شده است.
از این آیات میآموزیم:
- ناسپاسی نعمت، موجب از دست رفتن آن/ یا تبدیل شدن آن به نقمت و بروز مشکلات میشود.
- کیفر برخی گناهان از جمله ناسپاسی، در دنیا گریبانگیر انسان می شود و زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی او را تحت تأثیر قرار می دهد.
- توصیه قرآن، مطالعه سرگذشت اقوام گذشته برای پندگرفتن در زندگی امروز است.
اکنون به تلاوت آیات 20 و 21 از سوره سبأ گوش میسپاریم:
«وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِیقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ»، «وَمَا کَانَ لَهُ عَلَیْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِی شَکٍّ وَرَبُّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ حَفِیظٌ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و البته ابلیس گمان خود را درباره آنان تحقق یافته دید و جز گروهی اندک از مؤمنان، همگی از او پیروی کردند»، «البته ابلیس هیچگونه تسلط و غلبهای بر آنان نداشت، جز آنکه کسی را که به آخرت ایمان دارد، از کسی که دربارة آن شک دارد، باز شناسیم و پروردگارت بر همه چیز نگهبان است»
ابلیس پس از آنکه آدم و حوا را گمراه کرد، از درگاه الهی رانده شد. او سوگند یاد کرد که فرزندان آدم را نیز گمراه کند و گمانش این بود که موفق به چنین کاری خواهد شد.
این آیات میفرماید: شیطان در خصوص مردمان قوم سبأ، آرزوی خود را تحقق یافته دید، زیرا اکثریت مردم خواسته های او را عملی کردند و اقلیتی با ایمان زیر بار خواستههای او نرفتند.
در ادامه خداوند میفرماید: گمان نشود که شیطان بر مردم تسلط دارد و آنها را مجبور به عصیان و گناه میکند. هرگز چنین نیست، بلکه کار او تنها وسوسه کردن است و اگر خداوند دست او را در این کار بازگذاشته و به او اجازه چنین کاری داده است، برای آن است که زمینه آزمایش مردم فراهم شود. یعنی مشخص شود چه کسانی به قیامت ایمان دارند و تحت تأثیر وسوسههای شیطان قرار نمیگیرند و چه کسانی دچار شک و تردید هستند و با اندک وسوسهای به سوی گناه کشیده میشوند. به طور طبیعی افراد سست اراده و ضعیف الایمان خیلی زود تحت تأثیر تمایلات نفسانی یا تحریکات بیرونی قرار میگیرند و توان ایستادگی و مقاومت در برابر آنها را ندارند.
شکی نیست که خداوند به اعمال بندگانش آگاه است، اما براساس علم خود، کیفر و پاداش نمی دهد. تا وقتی عملی از کسی سر نزند، کیفر یا پاداش او معنایی ندارد. درست مانند معلمی که میداند این دانشآموز باهوش و درس خوان است، اما تا وقتی از او آزمون نگیرد و برگه آزمون را تصحیح نکند، به او نمره قبولی نمیدهد. بدیهی است علم معلّم برای پاداش دادن به دانشآموزان کافی نیست، بلکه باید آنها در عمل دانش و توانایی علمی خود را نشان دهند.
از این آیات میآموزیم:
- یکی از زمینههای نفوذ شیطان در انسان، کفران نعمتهای الهی است. قوم سبأ به دلیل آنکه نعمتهای الهی را کفران کردند، شیطان در آنها نفوذ کرد.
- خداوند از یک سو به انسان اختیار داده و از سوی دیگر با عقل و وحی، راه درست و نادرست را به او نشان داده است. پیامبران و اولیای الهی مردم را به سوی نیکیها دعوت میکنند و شیطان و شیطان صفتان انسان را به بدیها سوق میدهند. در این میان انسان باید با اراده و اختیار خود، راه و مسیر خویش را انتخاب کند.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامه ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار.