راهی به سوی نور
در برنامه " راهی به سوی نور" به بررسی و تفسیر آسان و روان آیات قرآن کریم پرداخته می شود. در این برنامه " راهی به سوی نور" به بررسی و تفسیر آیات قرآن کریم ، سوره سبا آیه های 42 تا 45 پرداخته می شود .
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود به روان پاک پیامبر رحمت، حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم و با سلام به حضور شما شنوندگان گرامی، با برنامه ای دیگر از "راهی به سوی نور" در خدمت شما هستیم تا با تفسیر آسان و روان آیاتی دیگر از کلام الهی در قرآن کریم آشنا شویم.
ابتدا به تلاوت آیه 42 از سوره سبأ گوش میسپاریم:
«فَالْیَوْمَ لَا یَمْلِکُ بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ نَّفْعًا وَلَا ضَرًّا وَنَقُولُ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّتِی کُنتُم بِهَا تُکَذِّبُونَ»
ترجمه این آیه چنین است:
«پس امروز هیچیک از شما، مالک سود و زیانی برای دیگری نیست و به کسانی که ستم کردند، میگوییم: بچشید عذاب آتشی را که آن را دروغ میشمردید»
در برنامه قبل، خداوند خطاب به مشرکان فرمود: شما ادعا میکنید که فرشتگان را میپرستید و از آنها شفاعت میخواهید، در حالی که فرشتگان، خود در قیامت، چنین امری را انکار کرده و میگویند، شما پیرو شیطان بودید و از شیاطین کمک میخواستید.
این آیه میفرماید: در روز قیامت، جز خداوند و کسانی که او بخواهد، هیچ کس نمیتواند به دیگری نفع یا ضرری برساند؛ مثلا کسی را که دوزخی است به بهشت ببرد یا انسانی بهشتی را وارد دوزخ نماید. مالک آن روز فقط خداست. لذا مشرکانی که بزرگترین ظلم را در حق خود و دین خدا مرتکب شدهاند، در آن روز گرفتار دوزخی میشوند که در دنیا آن را انکار میکردند و امری محال میشمردند.
از این آیه میآموزیم:
- شرایط قیامت با دنیا متفاوت است. در دنیا انسانها قادرند که به دیگران نفع یا ضرر برسانند. اما در قیامت، هیچکس مالک امور خود نیست، چه رسد به اینکه بخواهد به دیگران نفع یا ضرری برساند.
- به سراغ غیر خدا رفتن، ظلم به خویشتن است، مگر آنکه خداوند فرد یا افرادی را واسطه قرار داده باشد، مانند پیامبران.
اکنون به تلاوت آیه 43 از سوره سبأ گوش میسپاریم:
«وَإِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَـذَا إِلَّا رَجُلٌ یُرِیدُ أَن یَصُدَّکُمْ عَمَّا کَانَ یَعْبُدُ آبَاؤُکُمْ وَقَالُوا مَا هَـذَا إِلَّا إِفْکٌ مُّفْتَرًى وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ إِنْ هَـذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِینٌ»
ترجمه این آیه چنین است:
«و هرگاه آیات روشن ما بر آنها خوانده شود، میگویند: جز این نیست که این مرد میخواهد شما را از آنچه پدرانتان میپرستیدند، بازدارد و گویند: این قرآن جز دروغی بافته شده نیست؛ و کسانی که کفر ورزیدند، همین که حق به سراغشان آمد، گفتند: این جز سحری آشکار نیست»
به دنبال آیات پیشین در خصوص انکار قیامت توسط مشرکان، این آیات به انکار آیات قرآن در دنیا اشاره کرده و میفرماید: آنها به جهت تعصب نابجایی که بر باورهای نیاکان خود دارند، بدون آنکه به منطق قرآن و پیامبر توجه کنند، تنها به صرف اینکه تعالیم قرآن برخلاف تعالیم گذشتگان آنهاست، قرآن را انکار میکنند و حاضر به پذیرش آن نیستند.
دومین ادعای مشرکان درباره قرآن این است که: این آیات سخن خداوند نیست، بلکه سخن انسانی است که به دروغ آن را به خدا نسبت میدهد.
سومین تهمت مشرکان این است که اگر افرادی هم جذب قرآن شده و سخن مدعی پیامبری را پذیرفتهاند، به جهت سحر بیان و کلام اوست، نه آنکه از سوی خدا باشد.
طبیعی است این سه تهمتی که قرآن از زبان مشرکان و کافران نقل میکند، سخن گروه های مختلف آنان در طول تاریخ بوده است که گاهی یک مورد، گاهی دو مورد و گاهی هر سه مورد از سوی مخالفان پیامبران مطرح شده است.
از این آیه میآموزیم:
- حفظ میراث گذشتگان و نیاکان، مربوط به آثار باستانی و تاریخی است، نه حفظ و ترویج افکار و باورها و رفتارهای نادرست آنان/ تقلید نابجا و بی دلیل از گذشتگان، مانع پیشرفت است و جامعه را از رشد و بالندگی باز می دارد.
- پیامبران درمیان مردم، به راستی و پاکی و درستی شناخته میشدند و هرگز اهل دروغ و نسبتهای ناروا به دیگران نبودند، چه رسد به آنکه از خود کتابی بنویسند و آن را به دروغ به خدا نسبت دهند.
- سحر و جادو، نیازمند آموزش از اساتید باتجربه است و البته میتواند توسط ساحران باتجربهتر باطل شود. در حالی که پیامبران نزد هیچ ساحر و جادوگری آموزش ندیدهاند. آنها از جانب آفریدگار جهان مامورند که بشر را به راه راست هدایت کنند و صرفاً منعکس کننده کلام حق هستند.
اکنون به تلاوت آیات 44 و 45 از سوره سبأ گوش میسپاریم:
«وَمَا آتَیْنَاهُم مِّن کُتُبٍ یَدْرُسُونَهَا وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَیْهِمْ قَبْلَکَ مِن نَّذِیرٍ»، «وَکَذَّبَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا بَلَغُوا مِعْشَارَ مَا آتَیْنَاهُمْ فَکَذَّبُوا رُسُلِی فَکَیْفَ کَانَ نَکِیرِ»
ترجمه این آیات چنین است:
«و ما به آنان، کتابهایی [آسمانی] نداده بودیم که آن را بخوانند و پیش از تو، بیمدهندهای به سوی آنان نفرستادهایم»، «و کسانی که پیش از آنها بودند، [نیز پیامبران] را تکذیب کردند. در حالی که [کافران قوم تو] به یک دهم آنچه به گذشتگان داده بودیم، نرسیدهاند. آنان پیامبران مرا تکذیب کردند، پس [ببین] چگونه بود کیفر و عقوبت من!»
در پاسخ به تهمتهای مشرکان به پیامبر اکرم و کتاب آسمانی او، این آیات میفرماید: پیش از این، نه پیامبری به سوی قوم قریش آمده بود و نه کتابی آسمانی بر آنها نازل شده بود، تا با استناد به آنها، قرآن را باطل بدانند و آورندهاش را ساحر و دروغگو/
اگر پیش از این پیامبری صاحب کتاب آمده بود و شما تعالیم پیامبر اسلام و کتاب او را با تعالیم پیامبران پیشین و کتب آسمانی آنها در تعارض میدیدید، آن را باطل و نادرست میشمردید. اما شما که هیچ آشنایی با وحی الهی ندارید، بر چه اساس، آیات قرآن را ساخته و پرداخته پیامبر میدانید و او را متهم میکنید؟
آیات در ادامه میفرماید: مشرکان مکه چگونه در برابر پیامبر اسلام میایستند، در حالی که قدرت آنها یک دهم قدرت اقوامی که ما نابودشان کردیم، نیست.
از این آیات میآموزیم:
- نفی و اثبات امور دینی، باید مستند به متون دینی و سنت پیامبران باشد و نمیتوان آنها را تنها با علم و عقل بشری سنجید و یا بر اساس آن، ردّ یا قبول کرد.
- ثروت و قدرت دشمنان دین، در برابر قدرت الهی ناچیز است. پس نباید از آنان دچار ترس و وحشت شد، بلکه باید با توکل به خداوند در راه حق پابرجا ماند و ایستادگی کرد.
- تاریخ گذشتگان، آینهی عبرت برای مردمان امروز و آینده است که به قدرت خود مغرور نشوند و در برابر دین خدا نایستند. چه بسا جمعیتها و تمدنهای بزرگی که به خاطر انکار حق نابود شده و به هلاکت رسیدند.
با پایان یافتن این برنامه، شما عزیزان را به خدای بزرگ میسپاریم و در انتظار دریافت نظرات و پیشنهادهای شما هستیم. تا برنامه ای دیگر و آیاتی دیگر از قرآن کریم، خدا نگهدار